turk donyasi
زبان،تاریخ و فرهنگ مردم ترک
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه به وبلاگ اینجانب سر میزنید خوشحالم. در ارائه و جمع آوری مطالب این وبلاگ سعی شده است مطالب مفید راجع به زبان ، فرهنگ و تاریخ مردم ترک از اکثر سایتها و وبلاگهای ایرانی و سایر کشورها به خصوص کشورهای ترک زبان دنیا استفاده شده است و در واقع گلچینی از مطالب سایت های مختلف است که در قالب یک وبلاگ جمع شده است. و سعی شده است با ارائه مطالب آموزش و همچنین لینک های مفید به یادگیران زبان ترکی کمکی کوچک کرده باشیم .خواهشمند است ما را از نظرات سازنده تان بی نصیب نفرمایید. ترکون دیلی تک سوگیلی ایستکلی دیل اولماز آیری دیله قاتسون بو اصیل دیل اصیل اولماز
نويسندگان
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:53 :: نويسنده : turkdonyasi

 

اگرچه توركان و مغولان داراي ريشه ي مشترك زباني يعني هر دو مربوط به زبان هاي التصاقي(پيوندي) يا بهتر بگوييم «آسيايي» هستند، اما هميشه اين دو قوم بزرگ آسيايي داراي فرهنگ، دين و جغرافياي جداگانه بوده اند.
توركان بيشتر بومي غرب آسيا و اطراف درياچه خزر و مغولان بيشتر بومي شرق آسيا هستند. در طول تاريخ اگرچه در مقطعي قسمتي از توركان تابع لشكر مغول شده اند؛ اما هميشه با ايشان در حال مبارزه بوده اند. توركان قاراخاني(موسوم به آل افراسياب)، توركان بيگدلي خوارزمشاهي(سلطان محمد خوارزمشاه و جلال الدين پسرش) توركان سلجوق آناتولي، شيروانشاهيان آزربايجان و توركان مماليك مصر و شام در برابر مغولان مقاومت كرده اند كه بعضي پيروز و بعضي شكست خورده اند. توسعه طلبي «چنگيز» و بي تدبيري «سلطان محمد خوارزمشاه» و كشتن بازرگانان و سفير چنگيزخان باعث حمله ي او به قلمرو خوارزمشاهيان شد. «برتولد اشپولر» يكي از علل شكست خوارزمشاه در مقابل مغولان را چنين مي نويسد:
«خوارزمشاه با ماليات هاي عديده پشت مردم اين سرزمين وسيع را خم كرد و ناگزير بر حفظ آرامش،سپاهيانش را در سراسر كشور گسترده بود… با اين همه روشن نيست كه چرا خوارزمشاه با همه ي توانايي اش شتابزده رو به فرار نهاد و از مقابله با مغولان هراسيد، در حالي كه پسرش جلال الدين كه قدرت پدر را هم نداشت،در برابر آنان ايستاد و حتي به پيروزي هايي هم رسيد. (ص ۳۰ تاريخ مغول در ايران،اشپولر) اما اين توركان مماليك در مصر و شام بودند كه به رهبري خواهرزاده سلطان جلال الدين خوارزمشاهي يعني محمود بن مودود با نام توركي قوتوز(قطز = احتمالا همان قوتاز توركي باشد) و «ظاهر بيبرس» و «منصور قلاوون» براي اولين بار افسانه شكست ناپذيري مغولان را در هم شكست.
نبرد «عين جالوت» در سال ۶۵۸ ه.ق(جمعه ۲۶ رمضان) سرنوشت جهان را تغيير داد، زيرا اگر مغولان پيروز مي شدند، از طريق شمال آفريقا به اسپانيا رفته و مي توانستند اروپا را فتح كنند. اما سلطان «قوتوز» در «عين جالوت» با شكست مغولان، جهان گشايي آنان را متوقف كرد. (دولت مماليك، عصام محمد شبارو ص ۸۱ و ۸۲)
بعد از قوتوز، اين «بايبرس» بود كه در مكان ها و زمان هاي مختلف، مغولان را عقب راند. عاقبت سلطان قلاوون در سال ۷۰۳ ق به سختي مغولان را شكست داد و فاتحانه به مركز حكومت خود در قاهره بازگشت. «در حالي كه پشت سر او هزار و ششصد اسير مغول دست بسته حركت مي كردند و سرهاي كشته شدگان مغول بر گردن آنان آويزان بود. علاوه بر آن، هزار سر بود كه به هزار نيزه زده بودند.» (دولت مماليك ص ۸۸)
سرانجام مغولان كه مراغه، سپس تبريز و سلطانيه را به پايتختي انتخاب كرده بودند، در ميان توركان مسلمان حل شدند. نويسنده كتاب دولت مماليك مي نويسد: «از اين رو اسلام آوردن مغول ها، چيزي جز تورك شدن آن ها نيست.»(دولت مماليك، ص ۹۱)
با اين حساب اين گونه مي توان تحليل كرد كه داستان جعلي ترويج يا تحميل زبان توركي به وسيله ي مغولان در ايران جز يك افسانه سياسي منفعت دار، چيز ديگري نيست. بلكه قاطعانه مي توان گفت كه اين مغولان بودند كه در ميان توركان مسلمان از آسياي مركزي گرفته تا آزربايجان و آناتولي و شام حل شدند و از بين رفتند. اگرچه عده اي از توركان در كنار چيني ها، خراساني ها و … در سپاه مغول حضور داشتند، ولي اين مغولان بودند كه در ميان انبوه مسلمانان تورك و تاجيك به تحليل رفتند. «به گونه اي كه با روي كار آمدن خاندان هاي حكومتگر آزربايجاني مثل «قاراقويونلو» و «آغ قويونلو» و سپس «صفوي» ها به تدريج از مغول ها در ايران در ايران در آغاز قرن دهم هجري/شانزدهم ميلادي تحت حكومت صفويان شيعي، اثري باقي نماند.» (دولت مماليك، ص ۹۲)
۱-دولت ماليك، عصام محمد شبارو، ترجمه شهلا بختياري، ناشر پژوهشكده حوزه و دانشگاه، قم، چاپ اول، ۱۳۸۰ ش.
۲-تاريخ مغول در ايران، برتولد اشپولر، ترجمه محمود ميرآفتاب، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۲ ش.
برداشت از: ماهنامه«بايرام» زنجان – دي ۱۳۹۰- شماره ۳۸ – ص ۱۵
 

 

ش

دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:50 :: نويسنده : turkdonyasi

 

در نوشته هايامير كمال الدّين حسين گازرگاهي در "»مجالس العشّاق /96"« داستان پهلوان محمود پوريا را شروع كرده: "»تكيه دار دارالصّفاي اولي الأيدي والابصار( قسمتي از آية 45 سورة ص)"«. در بررسي عناوين و القاب شهرهاي ايران، به شهري غير از خوي برنمي‌خوريم كه لقب "»دارالصّفا«" داشته باشد. با اينكه وقتي احوال اين پير پهلوان( پورياي ولي) كه كمال مطلوب فتوّت و عرفان در وجود وي تجسّم يافته مطالعه مي‌شود، متوجّه مي‌گرديم براينكه احوال اين نامدار در هاله‌اي از افسانه‌ها فرو رفته، بلكه همين افسانه ها ناموي را نيز در بر گرفته است.چه كه هم اكنون نيز مزار اين پهلوان بزرگ در شهرستان خوي كه ميعادگاه پهلوانان و جوانمردان است مورد بي مهري قرار گرفته و دريغ از تنها سكه اي كه براي بازسازي آن خرج شود.


پورياي ولي، عارف و پهلوان نامي سده هفت هجري، در سال هايي كه هلاكوخان، به دستور قوبيلاي قاآن خان بزرگ مغول، براي تسخير قلاع اسماعيليّه و فتح بغداد رو به سوي غرب نهاد،در دارالصفاي خوي متولّد شد(653 هـ .ق) در سه سالگي پهلوان، دولت ايلخانان در قلمرو وسيعي كه از شمال جبال قفقاز و گرجستان و دولت شروانشاهيان و طرابوزان و از غرب در آسياي صغير سلطنت سلجوقيان و در جنوب شرقي آسياي صغير تا ميان رودان را در بر مي گرفت، استقرار يافت. علاوه بر مناطقي كه شمرده شد، هلاكوخان امارت كرت كه مركز آن هرات بود و از سمت شمال و اندكي در جنوب اورگنج( گرگانج جرجانيّه) تا كرانة شرقي درياي خزر نيز در قلمرو استيلاي هلاكوخان بود.

.

در سلطنت فرزند وي(اباقاآن) پهلوان پورياي‌ولي سالهاي خودآفريني جسماني را كه در بيست و هشت سالگي او بود، مي گذراند. تكودار بعد از وي سياست تبديل دولت ايلخاني را به يك دولت مسلمان تعقيب مي‌كرد، اسلام را پذيرفت و احمد ناميده شد. ولي در جنگي خانگي دستگير و اعدام گرديد. پس از مناقشات مختلف خانگي، سرانجام غازان خان در 695 در مصدر قدرت قرار گرفت. طيّ اين سال ها و در مسير گذر اين حوادث و زير بالايي هاي سياسي دو دورة كاملاً مشخّص حيات و زندگي پهلوان



ادامه مطلب ...
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:40 :: نويسنده : turkdonyasi

 

اين نوشته خلاصه شده مقاله اي چند صفحه اي به نام (آزربايجان تركي و آذربايجان فارسي) درباره اين موضوع ‏است كه اقدام به ارائه مستنداد محكم براي اثبات اين مقاله كرده است.‏
و اما آزربايجان:‏
قبلا نيز مقالات مختلفي درباره ريشه اين اسم نوشته شده است كه اشاره به فارسي بودن ريشه آذربايجان و به معني حامل ‏مشعل آتش بودن آن دارد.‏
ولي چون بيشتر اين مقالات در زمان پهلوي نوشته شده و با توجه به دشمني آشكار اين خاندان با زبان و مردم تورك زياد قابل ‏استناد نيست. و اما نظريه جالب و محكم و مستندي هم وجود دارد كه مي گويد اسم (آزربايجان) كاملا توركي است.
آزربايجان از سه كلمه توركي تشكيل شده كه در زير به تفكيك آن ها مي پردازيم.‏
‏ ‏
آزر/باي/جانAzar/bay/can

الف:آزر ‏Azar‏ : در توركي باستان پسوند (ار) به آخر اسم مي چسبيده و شخصي را منتصب به آن ميكرد همان پسوندي ‏كه در توركي مدرن معادل پسوند (لي) يا (لو) مي باشد.‏
آز هم نام قومي كه در شمال غربي ايران و شرق توركيه سكونت داشتند و بر آنجا حكمراني ميكردند مي باشد. كه كلمه ‏از+ار مي شود (آزار) يا همان‎ ‎
‏(آزرAzar‏) امروزي.‏

ب:باي ‏BAy‏ : كلمه "بايBay‏ " در زبان توركي به معني غني، صاحب، سرور، محتشم، ثروتمند، مقتدر، توانا و .... ‏است.‏

ج‏:جان ‏Can‏ : پسوند ساز توركي "-غان-‏?AN " "-قان-‏QAN‏ "، "-گان-‏GAN‏ "، "-كه ن-‏K?N‏ " نشان دهنده جا، ‏مكان و محلهاي جغرافيائي است.‏

مثلا در مورد چالاقان (نام جزيره اي در درياچه اورميه) به معني محل زندگي طائفه چالا ميباشد.‏

چند نمونه ديگر استفاده از اين پسوند:‏
ورزقان ، گوگان ، گرگان ، طالقان ، زنگان (زنجان امروزي) ، سيرجان ، كميجان و...‏

كه اين پسوند بعد از ورود اعراب به (ج ‏C‏) تبديل شده.‏

پس نام (آزربايجان ‏Azarbaycan‏) به معني (محل زندگي قوم تواناي آزري) مي باشد.‏



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:38 :: نويسنده : turkdonyasi

هر 28 حرف زبان عربي صداي متفاوتي دارند، ولي از 32 حرف موجود در زبان فارسي (حروف عربي) حروف ز، ذ، ض، ظ صداي ز، حروف ث، س، ص صداي س، حروف غ، ق، گ صداي ق، حروف ت، ط صداي ت، حروف ح، ه صداي ح (البته ه يا اِ يي كه در آخر كلمات مي آيد، جز شش صداي فارسي مي باشد و حرف به حساب نمي آيد)، حروف ع و اَ (a) صداي اَ مي دهند كه فرقي در تلفظ آن ها وجود ندارد و حروف برگرفته از زبان عربي، هويت واقعي خود را حفظ نكرده و به يك شكل تلفظ مي گردد و فقط در نوشتار فارسي كاربرد دارند نه در گفتار. با اين حساب، زبان فارسي 10 حرف تكراري با صداي يكسان را از دست مي دهد كه با حذف آن ها، 21 حرفي مي گردد و تنها كاربرد اين 10 حرف اضافي، براي زيبايي نوشتار مي باشد. (31 حرف+حرف آ كه جز صداها مي باشد.)

حروف اصلي: ب پ ت ج چ ح خ د ر ز ژ س ش ق ف ك ل م ن و ي

حروف تكراري: ذ ض ظ ث ص ع غ گ ط ه

البته زبان فارسي يا عجمي (Farsça veya Acemce) مثل زبان عربي (Arapça) شش صدا دارد، ولي بر خلاف زبان عربي 28 حرفي، 21 حرف با صداي مختلف دارد.

اَ اِ اُ آ اي او

A a E e O o A a I i U u

A a دو صداي متفاوت مي دهند (آ و اَ).

در مجموع، زبان فارسي 27 حرف و صدا دارد:

اَ اِ اُ آ اي او ب پ ت ج چ ح خ د ر ز ژ س ش ق ف ك ل م ن و ي

 



ادامه مطلب ...
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:28 :: نويسنده : turkdonyasi

 

Sibirya (Kuzeydoğu): Fuyü Kırgıs dili – Dolganca – Tofaca – Şorca – Hakasça (Xakasça) – Çulımca – Yakutça – Batı Yugurca – Tuvaca
خانواده سيبري (شمال شرقي): فويو قرقيز، دولگان، توفا، شر، خاكاس، چوليم، ياكوتي، يوغور غربي، تووان
Kıpçak (Qıpçaq-Kuzeybatı): Başkurtça – Baraba dili – Altayca – Kumanca – Kırım Tatarcası (İki tane öbekte bulunan dillerden) – Karayca – Karaçay-Balkarca – Kıpçakça – Kazakça (Qazaqça) – Karakalpakça – Kırgızca (Qırqızca) – Kumukça – Kırımçakça – Tatarca – Eski Tatarca – Nogayca – Urumca (İki tane öbekte bulunan dillerden)
خانواده قبچاق (شمال غربي): باشقورتي (باشقيري)، بارابا، آلتايي (آلتايي جنوبي)، كومان، تاتاري كريم (در دو گروه جاي دارد)، كاراييم، قره چايي-بالكاري، قبچاقي، قزاقي، قره قالپاقي، قرقيزي، كوموكي، كريمچاكي، تاتاري، تاتاري قديم، نوقايي، ارومي (اورومي - در دو گروه جاي دارد)
Uyğur (Güneydoğu): Çağatayca – Ainice – Eski Türkçe – Uygurca – Lop dili – İli Turki – Özbekçe
خانواده اويغور (جنوب شرقي): جغتايي، آيني، توركي قديم، اويغوري، زبان لپ، توركي ايلي، ازبكي
Oğuz (Güneybatı): Afşarca (Uvşarca) – Eski Anodolu Türkçesi – Kırım Tatarcası (İki tane öbekte bulunan dillerden) – Azerbaycan Türkçesi (İştibahen Azerice veya Azerbaycanca Adlalınır) – Balkan Gagavuzcası – Horasanca (Xorasanca) – Gagavuzca – Peçenekçe – Osmanlı Türkçesi – Türkçe (Türkiye Türkçesi veya İstanbul Türkçesi) – Salarca – Kaşgayca (Qaşqayıca) – Göktürkçe – Urumca (İki tane öbekte bulunan dillerden) – Türkmence
خانواده اغوز (جنوب غربي): اووشاري (افشاري)، توركي آنادولوي قديم (آناتولي)، تاتاري كريم (در دو گروه جاي دارد)، توركي آزربايجاني (كه اشتباها، آذري خوانده مي شود)، گاگائوزي بالكان، تركي خراساني، گاگائوزي، پچنكي، تركي عثماني، توركي توركيه (توركي استانبولي)، سالار، قشقايي، گؤك تۆركي، ارومي (اورومي - در دو گروه جاي دارد)، توركمني
Arğu: Halaçça (Xelecce)
خانواده آرغو: خلجي
Oğur: Hunca – Eski Bulgarca – Çuvaşça – Avarca – Hazarca (Xezerce)
خانواده اغور (بولقار يا همان بلغار): هون، بلغاري قديم، چوواشي، آواري، خزري
همان طور كه در بخش فوق اشاره گرديد، بخشي از اقوام ترك زبان مانند تركان آذربايجاني و تركيه و تركمن ها... خود را اغوز (Oğuz) مي نامند و بعد از ايمان آوردن به دين مبين اسلام، خود را تركمن (ترك + ايمان = تركيمان = تركمان = تركمن) ناميدند كه بعدها اين گروه (اغوز يا تركمن) به چند دسته تقسيم گرديد و تنها يك گروه، نام تركمن را به خود اختصاص داد. تركان آذربايجاني، تركان تركيه و تركمان ها به همراه چند گروه ديگر، عضو گروه تركمن يا اغوز مي باشند كه نوادگان فردي با نام اغوزخان مي باشند كه شش پسر با نام هاي زير داشت (تمامي تركان اغوز يا تركمن، از نسل همين شش پسر اغوزخان مي باشند):
آي خان، اولدوزخان، گۆن خان، داغ خان، دنيزخان، گؤك خان (گؤك: گؤي)
(آي: ماه - اولدوز: ستاره - گۆن: خورشيد - داغ: كوه - دنيز: دريا - گؤك: آسمان)
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:22 :: نويسنده : turkdonyasi

 

شعر دئييله‌بيلن هر اثرين أوچ اؤزلليگي اولماليدير: بيچيم، اؤلچو، اوياق. بو درسده «اؤلچو» حاققيندا بيلگي وئره‌جه‌ييك.
شعر اؤلچوسو هر ديلده، او ديلين قورولوشوندان دوغار. توركجه‌ميزين اكلمه‌لي ديل اولودوغو ايچون، اسكي شعر اؤلچوسوده «هجا اؤلچوسو» اولموشدور. بورادا هجا اؤلچوسو حاققيندا دانيشاجاغيق.
هجا اؤلچوسو ان اسكي شعر اؤلچوسودور. اونون اساسي مصراعلارين بارماق ساييسي ايله مساوي اولمالاريدير. كئچميشده توركجه هجا اؤلچوسونه «وزن بنان» (= بارماق اؤلچوسو) دئيرميشلر. هجا اؤلچولرينده، آتالاريميز ايكيلي اؤلچودن اون آلتيلي اؤلچويه كيمي شعر يازميشلار:
ايكيلي أولچو:
دلي دولو / آخچا بوخچا
آز گئتديم / أوز گئتديم
داغ تپه / دوز گئتديگ
دؤردلولر:
علي علي / اولمادلي
بئشليلر:
ياراوره‌گيم يار
گؤركي نه‌لر وار
خلقين ايچينده
بيزه گولر وار
* * *
هر كيم مردانا
گلسين ميدانا
گودمه‌سين جانين
كيمده هونروار.
آلتيليلار:
(3+3)
منيم بو ياريمي


ادامه مطلب ...
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:17 :: نويسنده : turkdonyasi

 

ب) آددان فعل دوزلدن اكلر
آ- اَ (a-ə)
• آدلار و آدسويلو سؤزجوكلره ياپيشار و فعل دوزلدر. بو اك چوخ ايشلك دگيلدير:
بوش = بوشاماق
ياش = ياشاماق
قان = قاناماق
آر ar-ər
• رنگ آدلارينا و آدسويلو سؤجوكلره ياپيشار و دؤنوشلو معنالي فعللر دوزلدر:
آغ = آغارماق
بوز = بوزارماق
قيز(يل) = قيزارماق
قارا = قارارماق (قارا+آر+ماق)
• آد كؤكلرينه ياپيشار و كؤكلره گؤره‌ليك آنلامي وئرن فعل دوزلدر:
كؤز = كؤزه‌رمك
باش = باشارماق
سو = سووارماق
آل – اَل al-əl
• آدلارا ياپيشار و دؤنوشو (= رجعي) و ائديلگن (= متعدي) معنالي فعللر دوزلدر:
آز = آزاماق
دوز = دوزلمك
چوخ = چوخالماق
يؤن = يؤنلمك
• سونو أونلو ايله قورتاران كؤكه ياپيشاندا، أونلوسو دوشر:
اوجا = اوجا +آل = اوجالماق
قيسا = قيسا + آل= قيسالماق
ايك (ik /ık /ük /uk)
گئج = گئجيكمك
آج = آجيخماق
دار = داريخماق
ايل (il /ıl /ül /ul)
• آدلارا ياپيشار و دؤنوشلو و ائديلگن آنلامي فعللر دوزلدر:
دوز = دوزلمك
• سونو أونلو ايله قورتاران كؤكلره ياپيشاندا، اكين أونلوسو دوشر:
دوغرو = دوغرولماق
دورور‌ = دورولماق
كيچيك = كيچيلمك
ايمسه (imsə /ımsə /ümsə /umsə)


ادامه مطلب ...
یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 :: 15:37 :: نويسنده : turkdonyasi

 


توركجه‌ميزده‌ كؤك تك هجالي سؤزجوكدور و دوزلمه سؤزجوكلرين تملي ساييلير و ايكي جوره‌دير: 1.اسم كؤكو. 2.فعل كؤكو.

اسم كؤكو فعل اولماز و فعل كؤكوندن‌ده اسم كؤكونه كئچيلمز. ادات و ضميرلرايسه فعل اولانماز و لاكين اسم اولا بيلرلر. اونلاري باشقا كؤك سايميريق. بعضي كؤكلر ايسه جوت آنلاملي‌ديرلار. يعني هم اسم و هم فعل كؤكو ساييليرلار. «داد-» كؤكو كيمي. بئله كؤكلر اسكي توركجه‌ميزده بير آنلاملي ايديلر.

فعل كؤكو حركت بيلديرر و لاكين اسم كؤكونده حركت آنلامي يوخدور.

اك ək نه‌دير؟

بير أونلو و يا بير أونلو و نئچه أونسوزدن قورولان، كؤكون و يا گؤوده‌نين سونونا آرتيريلان، اونون دورومونو تعيين ائدن و يا يئني سؤزجوك تؤره‌دن و تكليكده آنلامي اولمايان تك‌سس و يا سس بيرلشيمينه «اكək » دئييلير. بئله‌ليكله، دئيه بيله‌ريك كي «اك» بير و يا داها چوخ سسدن قورولار.

توركجه‌ميزده‌كي اكلر، باشقا ديللرده اولان اؤن اك (= پيشوند)، ايچ اك (=ميانوند) سون اك (= پسوند)لره بنزه‌مز. توركجه‌ميزده بير تك اك ايله، باشقا ديللرده بير چوخ سؤزجوك قورولوشو ايله چاتديريلان آنلامي چاتديرماق اولار.

توركجه‌ميزده اكلر تك هجالي اولورلار و دالبادال بير – بيرينه ياپيشيب بير اكلر زنجيري قورا بيلرلر.ميثال:

فارسچيلاشديراماديقلاريميزدانمي سينيز ؟ (13 اك)

(Fars+çı+laş+dır+a+ma+dıq+lar+ı+mız+dan+mı+sın+ız)

 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 :: 15:22 :: نويسنده : turkdonyasi

 

ديللرين يارانيشي
ديللرين يارانيش مسأله‌سي هر زامان انساني مشغول ائتميشدير. بو مسأله أوزه‌رينده بيلگينلر چوخ دوشونموش و چئشيدلي گؤروشلر اورتايا قويموشلار. بيليم دونياسي اينديه كيمي قطعي و كسين بير نظريه‌يه ال تاپماميشدير. ان تانينميش گؤروشلر،‌بونلاردير:
1. يانسيلاما گؤروشو: بو گؤروشه گؤره، انسان هر بؤلگه‌ده، طبيعتده و يان – يؤره‌سينده اولان سسلري تقليد ائتمك و اونلاري انكشاف وئرمكله ديل يارادا بيلميشدير. بو گؤروشه گؤره، طبيعت انسان ايچون ياراديجيليق قايناغي حساب اولور. انسان، قوشلارين، آغاجلارين، سويون، يئلين و يوره‌سينده‌كي هر وارليغين تؤره‌تديگي سسلري، يانسيمايا چاليشميشدير. بونا گؤره‌ده،‌ بؤلگه‌لرده‌كي سسلرين و شرط‌لرين دگيشيك و فرقلي اولدوقلاري ايچون، ديللرده دگيشيك اولموشلار. تورك ديلي‌نين يارانديغي بولگه‌لرين، بوزلاق و سيجاق بؤلگه‌لر كيمي باغلي سسلي بؤلگه‌لر اولماديقلاري ايچون، تورك ديلي ان يئتگين و گئنيش ديل اولاراق يارانميشدير.


ادامه مطلب ...
دوشنبه 02 اردیبهشت 1392 :: 09:56 :: نويسنده : turkdonyasi

عزیزیم یاراسینا

قاشلارین قاراسینا

قوی آنان قوربان اولسون

اوره گین یاراسینا .

***

داغلارین لالاسینا

گؤزلرین قاراسینا

آنالار قوربان اولسون

اؤز کؤرپه بالاسینا .

***

قالالار آی قالالار

لاچین اوردا بالالار

آنالار بالا وئرمز

یوخسا گوجله آلالار.

***

من دئمیرم آی اولماز

یاز اولماسا، یای اولماز

چوخ ننه لر قیز دوغار

بیزیم قیزا تای اولماز.

***

دریا اوللام، بولاننام

سوجاق اوللام، سولاننام

ساغ گؤزوم سنه قوربان

سول گؤزومله دولاننام.

***

بالاما جان دئمیشم

آغلاما، جان دئمیشم

بالام دیل آچان گونه

قوزو قوربان دئمیشم .

***

خیرداجاسان، مزه سن

سن هر گولدن تزه سن

قوربان اولوم اوگونه

آیاق توتوب گزه سن.

***

یول اوسته یولاق اوللام

آخارام بولاق اوللام

سن منیم اؤز بالامسان

اؤزوم گؤز قولاق اوللام.

موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران