|
turk donyasi زبان،تاریخ و فرهنگ مردم ترک درباره وبلاگ سلام به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه به وبلاگ اینجانب سر میزنید خوشحالم. در ارائه و جمع آوری مطالب این وبلاگ سعی شده است مطالب مفید راجع به زبان ، فرهنگ و تاریخ مردم ترک از اکثر سایتها و وبلاگهای ایرانی و سایر کشورها به خصوص کشورهای ترک زبان دنیا استفاده شده است و در واقع گلچینی از مطالب سایت های مختلف است که در قالب یک وبلاگ جمع شده است. و سعی شده است با ارائه مطالب آموزش و همچنین لینک های مفید به یادگیران زبان ترکی کمکی کوچک کرده باشیم .خواهشمند است ما را از نظرات سازنده تان بی نصیب نفرمایید. ترکون دیلی تک سوگیلی ایستکلی دیل اولماز آیری دیله قاتسون بو اصیل دیل اصیل اولماز آخرین مطالب نويسندگان دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 15:47 :: نويسنده : turkdonyasi
كلاسيك عرب ديلينين اَن مؤحتشم ديل آبيدهسي ساييلان قرآن اؤز لئكسيكاسي باخيميندان چوخ زنگين و رنگارنگدير. قرآندا عرب سؤزلري ايله ياناشي، بير چوخ فارس، آرامي، يهودي (عبراني)، يونان سؤزلري ده ايشلهديلميشدير. بونو گؤزل باشا دوشن اورتا عصر عرب قراماتيك و لئكسيكولوقلاري قرآنين ديليندن بحث ائدركن اوردادا منشأ اعتباريله غير عرب سؤزلرينين ايشلندييني گؤسترميش فارس سؤزلري: جناح، زنجبيل، مداد، كافور، سجيل، تنور، درهم؛ يونان سؤزلري: ابليس، قيستاس؛ يهودي (عبراني) سؤزلر: يم، آمين، ربانيّون؛ قبطي سؤزو: حيطه و الي آخر، لاكين عيني زاماندا همين سؤزلرين آرتيق چوخدان عربلشدييني ده (معربون) قئيد ائتميشلر. (1) ادامه مطلب ... دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 15:44 :: نويسنده : turkdonyasi
كلمات متشابه : كلماتي هستند كه در تلفظ و نوشتن يكي هستند اما معني متفاوت دارند . ادامه مطلب ... دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 15:35 :: نويسنده : turkdonyasi
فعل دن اسم دوزلدن اك لر: دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 15:32 :: نويسنده : turkdonyasi
زبانهاي زنده دنيا كلماتي را از يكديگر يه عاريت مي گيرند و اين يك واقعييتي است اجتناب ناپذير بطور نمونه تعداد كلماتي كه از ديگر زبانها به زبان فارسي وارد شده است بسيار زياد مي باشد، زبان مادري ما هم كلماتي از زبان هاي ديگر پذيرفته است و در عين حال كلمات زيادي از زبان مادريمان در ديگر زبانها مورد استفاده قرار مي گيرد ما بايد توجه داشته باشيم كه ورود بيش از حد كلمات ديگر زبانها مي تواند ما را به وضعيتي دچار كند كه امروزه فارسي به آن دچار شده است و از طرفي بايد بدانيم كلماتي هم از ديگر زبانها به زبانمان وارد شده دچار تغييراتي شده اند و طبق قانون هاي حاكم بر زبانمان آن كلمات را پذيرفته ايم. براي مثال محمود(məhmud) و جمال(cəmal) كه در آنها قوانين حاكم بر زبانمان رعايت نشده در هنگام ورود به زبانمان دچار تغييراتي مشوند و به (mahmud) و (camal) تغيير شكل مي يابد. ادامه مطلب ... دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 15:19 :: نويسنده : turkdonyasi
بوگون تكجه Ö (ؤ ) ، Ü ( و ^) حرفلرينى يازماغي تمرين ائله يين.
Ö {ؤ} مثل اؤزگه اؤردك اؤنم بؤيوك اؤلدو سؤندو گؤردو گؤز سؤز دؤز چؤز دؤنگه چؤندو بؤلگه اؤرتوك چؤرك
Ü {و^} مثل اوزمك سوزمك اورك سوزگئچ دوزلتمك بوزولمك پولوشوك شوشه مورگو گولمك گولوش گول
بيشترين اشتباهات نوشته ها در نوشتن اين حرف Ö ميباشد كه معمولاً به معناى مطلبتان لطمه ميزند مثلاً:
مينويسيد اؤلدو كه منظورتان "شد" است اما نوشته ايد "مُرد"
مي نويسيد هورورم كه منظورتان "مي بافم" است اما نوشته ايد "پارس ميكنم"
جاييكه بايد همزه بگذاريد نمي گذاريد و جاييكه نبايد بگذاريد مي گذاريد، ازاين به بعد به مطالب وبلاگهايتان نمره خواهم داد ( شوخى كردم ) نه اينكه فكر كنيد خودم را باسواد ميدانم ،نه! من فقط خودم را در برابر زبان توركى مديون ميدانم، وظيفۀ همۀ ما پاسدارىاز زبان مادرى است، لطفاً حمايت كنيد
درزبان توركي چهارنوع صداي" او" داريم: ادامه مطلب ... دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 15:09 :: نويسنده : turkdonyasi
در زبان توركي مي توان بسياري از كلمات همريشه و هم خانواده را كشف كرد كه به لحاظ محتوايي به هم وابسته و مكمل همديگر هستند . در زبان فارسي علي رغم توركي و بعضا عربي چنين ريشه اي و ساخت اشتقاقي در لغات باستاني طبيعي و اجزا بدن و . . . . . . ديده نمي شود.
مثال : فارسي = خورشيد ، يكروزه ، روزانه ، روزنامه ، حشره يك روزه ، نيم روز ، نيمه آفتابي ، جنوب ، روز ، آفتاب توركي = گون ، گونلوك ، گونده ليك ، گونده جه ، گون اورتا ، گوناز ، گونئي ، گوندوز ، گونش فارسي = آينه ، عينك ، نگهبان ، منتظر بودن ، زيبا ، چشم توركي = گؤزگو ، گؤزلوك ، گؤزتچي ، گؤزتله مك ، گؤزل ، گؤز فارسي = ماه ، هاله ماه ، ماهواره ، آيين ، خرس ، ماه وش ، ماهانه ، مهتاب ، روشن ،آئينه توركي = آي ، آيلين ، آيسال ،آيين ، آيي ، آيسان ، آيليق ، آياز ، آيدين ، آينا فارسي = گلشن ، خنده ، زمين خشك ، مضحكه ، لطيفه ، گيلان ، گل ، بخند توركي = گولشن ، گولوش ، گولاز ، گولونج ، گولمه جه ، گولن ، گول ، گول فارسي = صبح ، سحري ، ستاره صبحگاهي ، شبنم ، آشنا ، شناختن ، خدا توركي = دان ، اوباشدان ، دان اولدوزو ، دانسو ، تانيش ، تانيماق ، تانري فارسي = فرزند ، فرزندان تني ، بزغاله ، فرزندان ، پسرك ، جوانمرد توركي = اوغ ، اوغداش ، اوغلان ، اوغوز ، اوغلان ، اوغول فارسي = گلوله ، آبگير ، هواكش تنور ، گوي دايره اي ، منفذ آب ، دايره ، مجموعه توركي = گولله ، گؤل ، گولفه ، گيلله كان ، گيليف ، گيلدير ، گيل فارسي = سبزه زار ، زندگي ، زندگاني ، زندگي مي كند ،زنده باش ، سبز ، تر توركي = ياشيلليق ، ياشاييش ، ياشام ، ياشايير ، ياشا ، ياشيل ، ياش فارسي = در ، جلو ف توسري ، قابلمه ؟؟؟ ، پوستر ، ظرف ، در توركي = قاپي ، قاباق ، قاپاز ، قابلاما ، قابيق ، قاپ ، قاپاق فارسي = جعلي ، مهمان ، قنداق؟؟؟ ، همسايه ، فرود بيا ؟؟ توركي = قوندارما ،قوناق ، قونداق ، قونشو ، قون فارسي = گوي ، اجتماع ، گرد ، لنگ ، توپ انداز ،جمع ، غوزك پا ، خاك ، جمع كردن توركي = توپ ، توپلانتي ، توپول ، توپال ، توپچو ، توپلوم ، توپوق ، توپراق ، توپلاماق دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 14:53 :: نويسنده : turkdonyasi
نازلی شيرين ديل واريم، اؤزگه ديلی يازمارام
دوغراسالار دا منی، اؤز ديليمی آتمارام جنّتی وئرسز من، دونيانی ساتساز منه من آنامين ناز ديلين، باشقا ديله ساتمارام شهريياريم دوز دئييب، قاتما ديلين ديللره من بو گؤزل تورک ديلين، آيری ديله قاتمارام باخ بو ديلين سايهسی، گزدی آديم ديللره اولماسا گر بو ديليم، هئچ يئره من چاتمارام اوندا کي من اؤلموشم، قورلايين اؤز يوردوما چون بودور عادت منيم، اؤزگه يئره ياتمارام قبريمين اوستونده سيز، تورکي بو شعری يازين اؤز ديليمی آتمارام، باشقا ديله ساتمارام دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:54 :: نويسنده : turkdonyasi
زبانهاي دنيا براساس ساختارشان به گروههاي متفاوتي تقسيم مي شوند
- تك هجايي
- قالبي
- التصاقي
- تحليلي
زبان توركي جزو زبانهاي پسوندي (التصاقي) بشمار مي رود. در زبان توركي ريشه كلمه تغيير پيدا نكرده و ريشه پيشوند و ميان وند نمي پذيرد و پسوند با الصاق شدن به آخر ريشه حالتهاي دستوري متفاوتي به كلمات مي دهد.
براي مثال ريشه " داغ" مي تواند پسوند هاي متفاوتي بخود بگيرد:
داغ = داغچي – داغا – داغدان – داغلار – داغدا – داغلاردا – داغچي لاردان
Dağ dağçı – dağa – dağdan – dağlar – dağda – dağlarda – dağlılardan-
چنانچه مشاهده مي شود ريشۀ (kök) داغ ثابت بوده ولي پسوندها(ək) معاني آنرا تغيير داده اند .
زبان فارسي داراي هر سه حالت يعني پيشوند – ميانوند و پسوند است و در اين زبان ريشه ثابت نمانده ودر حالات دستوري متفاوت شكل خود را تغيير مي دهد.
چنانچه ديديم زبان توركي فقط پسوند بخود مي گيرد و به همين جهت در گروه زبانهاي پسوندي (التصاقي) قرار مي گيرد .
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:53 :: نويسنده : turkdonyasi
اگرچه توركان و مغولان داراي ريشه ي مشترك زباني يعني هر دو مربوط به زبان هاي التصاقي(پيوندي) يا بهتر بگوييم «آسيايي» هستند، اما هميشه اين دو قوم بزرگ آسيايي داراي فرهنگ، دين و جغرافياي جداگانه بوده اند.
توركان بيشتر بومي غرب آسيا و اطراف درياچه خزر و مغولان بيشتر بومي شرق آسيا هستند. در طول تاريخ اگرچه در مقطعي قسمتي از توركان تابع لشكر مغول شده اند؛ اما هميشه با ايشان در حال مبارزه بوده اند. توركان قاراخاني(موسوم به آل افراسياب)، توركان بيگدلي خوارزمشاهي(سلطان محمد خوارزمشاه و جلال الدين پسرش) توركان سلجوق آناتولي، شيروانشاهيان آزربايجان و توركان مماليك مصر و شام در برابر مغولان مقاومت كرده اند كه بعضي پيروز و بعضي شكست خورده اند. توسعه طلبي «چنگيز» و بي تدبيري «سلطان محمد خوارزمشاه» و كشتن بازرگانان و سفير چنگيزخان باعث حمله ي او به قلمرو خوارزمشاهيان شد. «برتولد اشپولر» يكي از علل شكست خوارزمشاه در مقابل مغولان را چنين مي نويسد:
«خوارزمشاه با ماليات هاي عديده پشت مردم اين سرزمين وسيع را خم كرد و ناگزير بر حفظ آرامش،سپاهيانش را در سراسر كشور گسترده بود… با اين همه روشن نيست كه چرا خوارزمشاه با همه ي توانايي اش شتابزده رو به فرار نهاد و از مقابله با مغولان هراسيد، در حالي كه پسرش جلال الدين كه قدرت پدر را هم نداشت،در برابر آنان ايستاد و حتي به پيروزي هايي هم رسيد. (ص ۳۰ تاريخ مغول در ايران،اشپولر) اما اين توركان مماليك در مصر و شام بودند كه به رهبري خواهرزاده سلطان جلال الدين خوارزمشاهي يعني محمود بن مودود با نام توركي قوتوز(قطز = احتمالا همان قوتاز توركي باشد) و «ظاهر بيبرس» و «منصور قلاوون» براي اولين بار افسانه شكست ناپذيري مغولان را در هم شكست.
نبرد «عين جالوت» در سال ۶۵۸ ه.ق(جمعه ۲۶ رمضان) سرنوشت جهان را تغيير داد، زيرا اگر مغولان پيروز مي شدند، از طريق شمال آفريقا به اسپانيا رفته و مي توانستند اروپا را فتح كنند. اما سلطان «قوتوز» در «عين جالوت» با شكست مغولان، جهان گشايي آنان را متوقف كرد. (دولت مماليك، عصام محمد شبارو ص ۸۱ و ۸۲)
بعد از قوتوز، اين «بايبرس» بود كه در مكان ها و زمان هاي مختلف، مغولان را عقب راند. عاقبت سلطان قلاوون در سال ۷۰۳ ق به سختي مغولان را شكست داد و فاتحانه به مركز حكومت خود در قاهره بازگشت. «در حالي كه پشت سر او هزار و ششصد اسير مغول دست بسته حركت مي كردند و سرهاي كشته شدگان مغول بر گردن آنان آويزان بود. علاوه بر آن، هزار سر بود كه به هزار نيزه زده بودند.» (دولت مماليك ص ۸۸)
سرانجام مغولان كه مراغه، سپس تبريز و سلطانيه را به پايتختي انتخاب كرده بودند، در ميان توركان مسلمان حل شدند. نويسنده كتاب دولت مماليك مي نويسد: «از اين رو اسلام آوردن مغول ها، چيزي جز تورك شدن آن ها نيست.»(دولت مماليك، ص ۹۱)
با اين حساب اين گونه مي توان تحليل كرد كه داستان جعلي ترويج يا تحميل زبان توركي به وسيله ي مغولان در ايران جز يك افسانه سياسي منفعت دار، چيز ديگري نيست. بلكه قاطعانه مي توان گفت كه اين مغولان بودند كه در ميان توركان مسلمان از آسياي مركزي گرفته تا آزربايجان و آناتولي و شام حل شدند و از بين رفتند. اگرچه عده اي از توركان در كنار چيني ها، خراساني ها و … در سپاه مغول حضور داشتند، ولي اين مغولان بودند كه در ميان انبوه مسلمانان تورك و تاجيك به تحليل رفتند. «به گونه اي كه با روي كار آمدن خاندان هاي حكومتگر آزربايجاني مثل «قاراقويونلو» و «آغ قويونلو» و سپس «صفوي» ها به تدريج از مغول ها در ايران در ايران در آغاز قرن دهم هجري/شانزدهم ميلادي تحت حكومت صفويان شيعي، اثري باقي نماند.» (دولت مماليك، ص ۹۲)
۱-دولت ماليك، عصام محمد شبارو، ترجمه شهلا بختياري، ناشر پژوهشكده حوزه و دانشگاه، قم، چاپ اول، ۱۳۸۰ ش.
۲-تاريخ مغول در ايران، برتولد اشپولر، ترجمه محمود ميرآفتاب، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۲ ش.
برداشت از: ماهنامه«بايرام» زنجان – دي ۱۳۹۰- شماره ۳۸ – ص ۱۵
ش دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 08:50 :: نويسنده : turkdonyasi
در نوشته هايامير كمال الدّين حسين گازرگاهي در "»مجالس العشّاق /96"« داستان پهلوان محمود پوريا را شروع كرده: "»تكيه دار دارالصّفاي اولي الأيدي والابصار( قسمتي از آية 45 سورة ص)"«. در بررسي عناوين و القاب شهرهاي ايران، به شهري غير از خوي برنميخوريم كه لقب "»دارالصّفا«" داشته باشد. با اينكه وقتي احوال اين پير پهلوان( پورياي ولي) كه كمال مطلوب فتوّت و عرفان در وجود وي تجسّم يافته مطالعه ميشود، متوجّه ميگرديم براينكه احوال اين نامدار در هالهاي از افسانهها فرو رفته، بلكه همين افسانه ها ناموي را نيز در بر گرفته است.چه كه هم اكنون نيز مزار اين پهلوان بزرگ در شهرستان خوي كه ميعادگاه پهلوانان و جوانمردان است مورد بي مهري قرار گرفته و دريغ از تنها سكه اي كه براي بازسازي آن خرج شود.
ادامه مطلب ... موضوعات
پيوندها |
|||
|
|