turk donyasi
زبان،تاریخ و فرهنگ مردم ترک
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه به وبلاگ اینجانب سر میزنید خوشحالم. در ارائه و جمع آوری مطالب این وبلاگ سعی شده است مطالب مفید راجع به زبان ، فرهنگ و تاریخ مردم ترک از اکثر سایتها و وبلاگهای ایرانی و سایر کشورها به خصوص کشورهای ترک زبان دنیا استفاده شده است و در واقع گلچینی از مطالب سایت های مختلف است که در قالب یک وبلاگ جمع شده است. و سعی شده است با ارائه مطالب آموزش و همچنین لینک های مفید به یادگیران زبان ترکی کمکی کوچک کرده باشیم .خواهشمند است ما را از نظرات سازنده تان بی نصیب نفرمایید. ترکون دیلی تک سوگیلی ایستکلی دیل اولماز آیری دیله قاتسون بو اصیل دیل اصیل اولماز
نويسندگان
پنج‌شنبه 11 مهر 1392 :: 14:29 :: نويسنده : turkdonyasi

سیزلاییر احوالیما صبحه قدر تاریم منیم

تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غم‌خواریم منیم

چوخ وفالی دوستلاریم واردیر، یامان گون گلجه‌یین

تاردان اوزگه قالماییر یار وفاداریم منیم

یئر توتوب غمخانه ده، قیلدیم فراموش عالمی

من تارین غمخواری اولدوم، تار غم‌خواریم منیم

گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی

کیپریگی خنجردی، آه، اول بی وفا یاریم منیم

آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی

یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خون‌باریم منیم

ای بو غملی کونلومون تاب و توانی، سویله بیر

عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم

شهریارم گر چی من سوز مولکونون سلطانی‌یم

گوز یاشیمدان باشقا یوخدور در شهواریم منیم

استاد محمدحسین شهریار

 

 

چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 10:00 :: نويسنده : turkdonyasi

 

معرفی رقص خان چوبانی
یکی از رقصهای فولکولوریک آذربایجان میباشد. این رقص متعلق به طایفه ای بنام خان چوبانی است که در قرن ۱۷ـ۱۸ میلادی در منطقه شیروان ساکن یافته اند و مردان جسور و نیرومند طایفه این رقص را اجرا می نمودند. اکنون هم حرکات این رقص، دلاوری و بزرگمردی افراد این طایفه را یادآور می شود.

رقص خان چوبانی اساسا با تمب تند و جلد ایفا میگردد و در اجرای تند آن تکنیک رقص به نمایش در میاید.
رقص خان چوبانی در مقام چهارگاه تالیف گردیده و در آلات موسیقی مختلف از جمله : نی ـ بالابان ـ کلارینت ـ زورنا نواخته میگردد.
این رقص علارغم اینکه برای گروه های مختلف در نظر گرفته شده وتنظیم گردیده لذا این رقص جزو رقصهای سولو بوده و فقط از سوی مردان اجرا میگردد. به علت زیبایی خاص رقص این رقص علاوه بر شیروان در بسیاری از مناطق آذربایجان پخش شده است.

منبع:

azeridance.com

چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:56 :: نويسنده : turkdonyasi

کوراوغلو:
از رقص های قدیمی است که توسط سورنا و دهل اجرا میشود. کوراوغلو پرصلابت، حماسی، رزمی و پهلوانی است که در ابتدا به صورتی آرام شروع شده و تدریجا تند میشودکه به یادبود قهرمان افسانه های دوران فئودالی، کوراوغلو نامیده میشود. کوراوغلو از قدیم در انواع مختلف و با نامهای گوناگونی مانند: کوراوغلونون قایتارماسی، میصری، کوراوغلونون باغیرتیسی و …، همچنین در ورزشهای باستانی و زورخانه توام با حرکات موزون رایج بوده است.

رقص تواماً و بی واسطه در درون موسیقی حیات و تحول یافته است. در سرزمین آذربایجان، از دیرباز رقص با معنی و مضمون و در عین طراوات و دارا بودن جنبه حماسی و قهرمانی خود در مراسم پیش از شکار مبارزه و در نهایت پیروزی و قدردانی از خدایان طبیعت و شکستن طلسمها اجرا میشده است. در دورانی که انسانها، آفتاب، ماه، باد، آتش، آب، خاک درختان و حیوانات را مقدس میشمردندو ستایش میکردند به رسم پرستش و نیایش و عبادت طی مراسمی دست به انجام حرکات موزون میزدند. ستایش و حرمت آتش در شرق و بویژه در آذربایجان اهمیت زیادی داشت. آتش مظهر روشنایی‌گرما، محو کننده تاریکی بود. و به این اعتبار در ستایش قدرت آتش با انجام حرکات موزون با موسیقی، جشنهای خود را انجام میدادند. براین اساس است که نقشهایی ایجاد شده بر صخره های قوبوستان (نام محلی در نزدیکی شهر باکو در جمهوری آذربایجان) اهمیت حرکتهای موزون در نزد مردمی که در حد ۰-۸ هزار سال پیش میزیسته اند را نشان میدهد.

تکامل تدریجی رقص از گردش موزون و پریدن از آتش تا انجام مراسمی با فرمهای بدیع، حرکات ظریف، پانتومیم و تقلید و نقل، راه درازی را پیموده است. این سلسله از حرکات بامعنا،‌مفهوم و مضمون شکار، کمین، ردیابی، رماندن، گرفتن وجنگیدن و با تمثیلهایی چون فرا رسیدن بهار،‌بیداری طبیعت، کاشت، برداشت، برداشت‌ محصول، باغ چینی، صید ماهی، کومه سازی و در نهایت درحرکات موزون پهلوانی و حماسه های با شمشیر کوراوغلو، با سینه ای فراخ، با نگاهی به دوردست، مغرورو گاه آرام، گاه تند، پایکوبان، با پرشها و جهشهای سریع و نشانی از مهارتهای جنگی، باریتم تند طبل ها، به اوج میرسد.

زندگی مردم آذربایجان از دیرباز با رقص عجین بوده است. تاریخ انواع حرکات موزون در آذربایجان از نظر فرم و نحوه اجرا،‌به صورت انفرادی یا دسته جمعی، اعم از مردانه یا زنانه و تعداد ایفاکنندگان بقدری متنوع و مبسوط است که در فرهنگهای ترکی، کردی، ارمنی، گرجی و … با نامهای گوناگون تبلور یافته و در بسیاری از موارد حرکات موزون فرهنگهای مختلف در پایه مشترک و در جزئیات باهم تفاوت دارند. با این حال میتوان صدها نوع از حرکات موزون را بنابه نام محل یا فرد شهیر، مفهوم زبانی، نحوه اجرا بصورت حرکات موزون غنایی و لیریک پهلوانی و حماسی، مراسمی کمید و … تقسیم بندی کرد

چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:51 :: نويسنده : turkdonyasi

قایتاغی:
این نوع رقص از مشهورترین، زیباترین و یکی از رقص های پر از شادی آذربایجان به شمار میرود. درباره منشا این رقص به یقین نمیتوان گفت که با قایتاقها در ارتباط است. حسن اف(محقق درباره رقص آذربایجانی) با تکیه بر اثر “گلستان ارم” عباس قولو آغا می نویسد: قایتاق کی از سه ایالت داغستان است و سپس به این نکته قناعت میکند که یکی از قبایل داغستان، قایتاق، آفریننده این رقص هستند. انواع مختلف قایتاغی دارای حرکات مشابهی هستند. قایتاق یک کلمه تورکی است. این رقص در آذربایجان با عناوین اوچ دوست، یئددی قارداش و اوغلانلار رقصی اجرا میگردد. از قایتاغی در آثاری از گلینکا، روبنشتین، برودین، نیازی، قلی اف، حاجی اف، رستم اف و برخی دیگر از آهنگسازان استفاده شده است.

نقل از تبریز دانس

چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:39 :: نويسنده : turkdonyasi

معرفی محبوبترین رقص آذربایجانی – یاللی

 

 

یکی از رقص های قدیمی و فولکلور آذربایجان است که بسیار فراگیر شده است و در بسیاری از مناطق جالمان هم گفته می شود.

یاللی، به صورت ریتم آرام و سنگین شروع شده و سپس با صدای سریع، به اتمام می رسد.

یاللی به دو صورت است:

یاللی رقص و یاللی بازی.

یاللی رقص، ترکیب حرکات معین می باشد که از زمان ها پیش به صورت ریتمیک و با آهنگ می باشد.در ابتدا رقص یاللی با وجود حرکات ساده به وجود می آمد اما به تدریج ترتیب و ترکیب حرکات رقص یاللی پیچیده تر و زیباتر شده است.
یاللی “هئیراتی” از نمونه های بازی یاللی می باشد. در یاللی بازی حرکت ها دامنه بزرگی را شامل می شود. بازی با بخش رقص شروع شده و سپس به حالت یک رقص مفرح تبدیل شده، همه افراد در بازی اشتراک می کنند.

در اوایل یاللی در چهار ریتم اجرا می شد. ابتدا آرام و سنگین شروع شده و تدریجا ریتم تندتر می شد. اما الان یاللی ها در دو ریتم آهسته و سریع اجرا می گردد. اما از لحاظ ساختار رقص هر دو قسمت شباهت زیادی به هم دارند. قسمت اول به شکل آهسته و ملایم اجرا شده اما قسمت دوم حرکات به صورت سریعتر و شادابتر و همچنین از نظر تکنیکی پیچیده تر و همراه با چرخش های بیشتر صورت می پذیرد. اجرای قسمت دوم نیازمند تمرین و مهارت زیادی می باشد.

رقص زیبا و هماهنگ ۱۰۰-۸۰ نفر واقعا جذاب می نماید. افراد مسن گروه معمولا نمی رقصند و در ایستاده یا نشسته دست می زنند. همه خود را سعی در شجاع و دلیر نشان دادن هستند و کودکان بدین منظور تلاش می کنند. سرگروه های یاللی حرفه ترین رقاص ها هستند. چوب به دست یا نی به دست گروه را هدایت و حکمرانی می کنند و دارای مهارت فوق العاده ای هستند. این افراد با اسم های مختلفی صدا می زنند مثلا : رقاص باشی، یاللی باشی، جنگی باشی، هالای باشی، ائل باشی، توی باشی، مرشد و … این افراد چنان حرمت و قدرت نفوذی پیدا می کنند که سالیان طولانی به مجری و گرداننده های مراسمات و عروسی های مختلف تبدیل می شوند. اکثر اوقات به “یاللی باشی”، شخصی که در انتهای گروه می ایستد، (آیاقچی) کمک می کند.

بر حسب عادت یاللی را در انتهای عروسی ها می رقصند. بله، یاللی دوست داشتنی ترین رقص آذربایجان است. به خاطر شرف این رقص، شعرهای زیبایی برای آنها گفته شده است.
هنرمندان زیادی یاللی را در آثار خود وارد کرده اند : اثر «کوراوغلو»ی اوزئییر حاجی‌بی اوف، «هرگز» مسلم ماقومایئو ، اوپراهای «آزاد» جهانگیر جهانگیروو و «گولشن» سلطان حاجی‌بی اوفو از مشهورترین این آثار می باشند.

علل و نحوه تاریخی پدید آمدن رقص یاللی:

شکل اولیه و تغییرات بعدی در این رقص صنعت شناسان و تاریخ شناسان را مجذوب خود کرده است.

موردی که خیلی به واقعیت نزدیک می نماید ، این که “یاللی” به شکل اولیه وابتدایی خود، در اطراف شعله آتش – بعنوان منبع نور و گرما و بررندگی – و به صورت جشن ومراسم بوده است. در این مراسم ها ،افراد آتش را بعنوان معبودشان ستایش می کردند. این مراسمات به صورت کاملا طبیعی و ناخودآگاه، شکل و حالت رقص را به خود می گرفته اند.

همچنین انسان ها پی بردند که برای شکار بهتر، پیروزی در جنگ ها، و حل مسائل و مشکلات زندگی فقط یکپارچگی و درکنارهم بودن، راه حل مشکلات است. به این دلیل برای نشان دادن این یکپارچگی دست به دست هم می دادند ( تصاویر روی صخره های پیدا شده در “قوبوستان“، اثبات کننده این مدعاست).

در مورد رقص هایی که دست در دستان هم داده و می رقصیدند، باید گفت که برای هر ملتی که روی این کره خاکی زندگی کرده مثال هایی می توان آورد. در روس ها “پلئتئن”، در اوکراینی ها رقص مردانه “آرکان”، بلاروس ها “کریژاچوک”، گرجی ها “پئرخولی”، مولداوی ها “خورا”، مجارها “خوروموجروش”، رومون ها “خوراماره”، فرانسه ای ها “فراندولا”، یوگوسلاوها ” زاچرپنی وودو، یانو”، سو چئخلرها “چتیرژپارووا”، یونانی ها “سیرتاکی” و نیز چندین و چند رقص دیگر مربوط به این سبک از رقص می باشد.

واژه “یاللی” در ۱۰-۸ هزار سال پیش اصلا نمی توانسته که فقط مفهوم رقصش را برساند. بدون هیچ شک و شبهه ای این واژه، زمان زیادی قبل از رقصش به وجود آمده است. از این نظر ما به این مشکل برمی خوریم که فهمیدن معنا و مفهوم واژه “یاللی”، اگرچه که در اراضی قوبوستان بوده باشد ، در مورد تاریخ به وجود آمدن این رقص اطلاعات زیادی به دست نمی دهد.
همان طور که گفتیم کلمه یاللی قبل از رقصش پدید آمده و خود کلمه هم قدمت زیادی دارد و بدین دلیل اگر ما به دنبال کشف ماهیت رقص با معنای این کلمه باشیم، احتمالا نتایج خوبی خواهیم گرفت .

- “یال” همان ردیف است. رقاصان “یاللی” در یک ویا دو ردیف و بعضا هم در چندین ردیف قرار می گیرند. پس ممکن است که این رقص اسم دیگری داشته و به خاطر مطابقت با این مفهوم امروزی بدین صورت درآمده است.

- تعبیر دیگر این که “یال” به دامنه کوه هم گفته می شود. این فرضیه از همه جالبتر و شاید به حقیقت هم نزدیکتر باشد. این حالت را در ایجاد زنجیری برای تعقیب کردن به منظور شکار صید، شاهد هستیم. شکارچی ها به صورت ردیف ردیف قرار گرفته، دست به دست هم داده، یکی از دیگری اندکی با فاصله قرار می گیرد تا حالتی برای تعقیب شکار به وجود آورد. چون حیوان به سرعت می دود و فرار می کند، بدین ترتیب شکارچی های دوران ابتدایی صید را به سمت “یال” ویا دامنه کوه می کشاندند تا شکار آن آسان شود. و بعد از شکار آن در همان “یال” کوه به شادی می پرداختند. پس بدین ترتیب می توان این گونه نتیجه گرفت که اساس معنای “یاللی” را تعقیب صید و شکار آن تشکیل می دهد. در منطقه قوبوستان هم وجود مناطق هموار و صاف همراه با کوه های سنگی برای این کار شکارچی ها منطقه ای مناسب بوده و دلیلی برای مدعای ذکر شده است.

وجود عکس گاو در تصاویر پیدا شده در قوبوستان هم دلیل محمکتر دیگری برای این نظریه است. در این عکس ها همراه با این گاو ، عکس افرادی که به صورت یاللی می رقصند هم، موجود است.

بررسی انواع رقص های یاللی:

می توان گفت که رقص یاللی در همه جای آذربایجان فراگیر شده است. این اصلا هم جای تعجب نیست چون این رقص دوره های طولانی به عنوان محبوبترین و دوست داشتنی ترین رقص بوده است.

البته این رقص در منطقه “ایلیچ” بیشتر مورد توجه است. در این منطقه هیچ عروسی و مجلس بزم بدون یاللی به سر نمی شود. در چند عصر پیش استادان رقص یاللی این منطقه زبان زد خاص و عام بوده اند.

تا زمان های اخیر بیش از صد نوع یاللی با نام های متفاوت وجود داشته است. تعدادی از این ها را افراد مسن به خاطر می آورند. تعدادی از آنها عبارتند از : «دؤنه» ،«جینق ـ جینق»، «گوپو»، «کوردون آغیری»، «قاز ـ قازی»، «هاغیشدا»، «کؤچری»، «اوچ آیاق» یاللی‌سی، «ایکی آیاق» یاللی‌سی، «قالادان قالایا»، «تن‌زره»، «عرفانی»، «قالئیی»، «لئیلی ـ خانی»، «هویناره»، «گولئی‌ناره»، «هانوکئ»، «چوپ ـ چوپو»، «جیران ـ جیران» ، «اوزون دره» (ماهنی‌لی)، «شرانی»، «شروری» و …

در مورد نام های ذکرشده برای یاللی ها روایات مختلف برای محل پدید آمدن آنها موجود است. وبعضا در محل های مختلف به سبک های مختلفی اجرا می شود. مثلا “اوچ آیاق” در “نور اشن” و در “اوردوباد” به سبک های مختلفی اجرا می شود.

بعضی یاللی ها دارای دو اسم بوده اند. مثلا “چوپ-چوپو” همان “دؤرد آیاق” می باشد. “سیساقوتو” بعضا “دیرقویو” هم نامیده می شود. “دؤنه” را می توان با نام “آی دؤنه” هم شنید. “گوپو” بعنوان مورد علاقه ترین و معروف ترین یاللی هم بعضا “زوپا” نامیده می شود. در شکی هم همین یاللی “زوپی-زوپی” نامیده می شود.

نام بعضی از یاللی ها هم خیلی جذاب است. مثلا یاللی “ایکی آیاق”، “اوچ آیاق”، “دؤرد آیاق” بر دوگامه، سه گامه و چهارگامه بودن این رقص ها دلالت دارد.

“تن زره” در معنای طنز خود “قیزیلی تن به تن” می باشد. در ابتدا زنان این رقص را با بزک و دوزک فراوان و انگشترها و جواهرات فراوان ، انجام می دادند.

یاللی در “چرچی بوغاز” و “چوماختور” از اراضی ایلیچ آذربایجان، پیشرفت های فراوانی داشته است.

در آبشئرون هم در زمان های دور یاللی های زیادی می رقصیده اند.

چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:32 :: نويسنده : turkdonyasi

رقص شالاخو

 

این رقص یکی از محبوب ترین رقص های مردان آذربایجان است و اجرا کنندگان سعی می کنند که آن را در نهایت مهارت و استادی اجرا نمایند.

شالاخو یکی از قدیمی ترین رقص های آذربایجان می باشد. و نحوه تاریخی به وجود آمدن آن هم جالب است.

کولی قاوال به دست که آن را می نواخت و حیوانات خود مثل خرس (یا میمون) را وادار به پریدن و پشتک زدن و رقصیدن می کرد. کولی حرفه ای تکه چوبی را بر پشت میمون قرار می داد و اشاره می کرد که تماشاگران از جلویش رد شوند و خودش هم چنین ماهنی هایی میخواند:

آی یئری، میمون یئری.
داغلاری دولان یئری.
چوبان قویونا گئده‌ر
باهار بویونا گئده‌ر
چوبانین آج توخلوغو
نیشان قویونا گئدر
آی شله کوم، مایاللاکوم
و…

اسم این رقص هم از یک واژه اشاره شده در ماهنی –شله- گرفته شده است. البته بسیاری هم به خاطر این واژه به جای “شالاخو” از واژه “شه له خو” یا”شه له قوی” برای این رقص استفاده می کنند.که “شه له” به معنی بارهیزم نیز میباشد.
با توجه به تکنیک های مختلف موجود برای ایفای این رقص و وجود گستره زیادی برای حرکات، این رقص را در حالات و تکنیک های مختلفی اجرا می کنند.

معمولا شالاخو را همزمان ۲،۳ نفر اجرا می کنند که رقصشان شبیه هم نیست. در واقع در این رقابت بر سر مهارت در اجرای تکنیک رقص وجود دارد.

این رقص را بسیاری از آذربایجانی ها با علاقه زیادی اجرا می کنند و مشابه این رقص را با تغییراتی در ظواهر آن در گرجستان هم شاهد هستیم.

موسیقی دان ها روی ملودی این رقص کارهای زیادی انجام داده و می دهند. افراسیاب بدل بیگلی در اثر “قیز قالاسی” خود از این ملودی استفاده کرده و همچنین آرام خاچاطوریان هم در اثر ” قایانئ ” از این ملودی استفاده نموده است.

منبع : www.azeridance.com

سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 07:17 :: نويسنده : turkdonyasi


بو یاساق دیللی ائلین دردینه درمان گله جک
تاپدالانمیش آنانین گؤوده سینه جان گله جک
قورودوب لارسا کؤکوندن بو ائلیمیزین دامارین...
بیر گون آمما بو دامار ایچره اینان قان گله جک
بیر زامان لار ائلی آغلاتدی آرازین هارایی
یئنه شنلیک هارایی بیرده آرازدان گله جک
چکدیلر ناحق ایله حق دانیشانلاری دارا
نه یامان گوندو بو آللاه – سؤیله: ایمان گله جک
گئتدی ستارلار آمما – قانلاری دامدی بو یولا
دیز قویوبلار یئنه ده یوللارا اینسان گله جک
دای گوناه دیر می دانیشماق دا آنانین دیلینه ؛
هاردا یازدین سؤیله آللاه یئنی قورآن گله جک
تالانیب دیر اؤز قیزیل بایراقی آلتیندا ائلیم
آمما بیر گون بیلیرم دونیایا وجدان گله جک
باخین اؤزگورلوک آچیب قوللاری بابک ائلینه
سسیمیزدن "یاشاسین آذربایجان" گله جک
See More

سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 07:02 :: نويسنده : turkdonyasi


بوراسی آذربایجان


بوراسی وطن
بوراسی 21 آذر دیللره دستان
بیر گؤزو شن باهار بیر گؤزو دولو قان
بوراسی باغ گلستان
دار ایاغیندا دادستان
نسیمی تک اؤلومو هئچ سانان
گونش جارچیسی انسان

بوراسی آرزیلار حسرتلر اؤلکه سی
اؤزوندن ایری فاجعه سی

بوراسی ساوالان داغ اوره گی قان
سارایلاری ویران شام قازان

بوراسی رشدیّه آنادیلی یاساق
بوراسی معجز صابیر مینلر چراغ
بوراسی بیریا سهند ساحیر شهریار
بوراسی سازلی سؤزلو الوولو دیار

بوراسی موغان جیرانی یارالی
سورگون مارالی
بوراسی قوزئی قاراباغی شیکسته
بوراسی گونئی سه گاهی یئتیم نیگاری بسته
بوراسی اهر کلیبر بختی قارا قارا داغ
بوراسی شوشا کلبه جر اسیر قارا باغ



بوراسی اولو جاوید
صمدلی آراز
بوراسی یارالی مشفق
قانلی قیش یاسلی یاز

بوراسی سون سنگر امیره قیز
بوراسی شرقین اینجیسی تبریز
بوراسی خیابانی گول له له نن آزادیستان
بوراسی شهید ستارخان
بوراسی ائلینه دیلینه زندان
بوراسی 21 آذر دیللره دستان
بوراسی وطن آذربایجان

اسماعیل جمیلی

یکشنبه 17 شهریور 1392 :: 09:02 :: نويسنده : turkdonyasi

فیزیکدان آزربایجانی و برنده جایزه نوبل فیزیک بود که خدمات با ارزشی در مباحث مختلف فیزیک نظری انجام داد. از جمله کارهای او می‌توان به تئوری کوانتومی دیامغناطیس، نظریه ابرمیعان و نظریه گذار فاز درجه دو، نظریه گینزبورگ-لانداو در ابررسانایی، اصطکاک لانداو در نظریه پلاسما و همچنین قطب لانداو در الکترودینامیک کوانتوم اشاره کرد. ...
از لِو لانداو به خاطر پژوهش‌های با ارزشش در مورد ابرمیعان، در سال ۱۹۶۲ با جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد

او در ۲۲ ژانویه ۱۹۰۸ در شهر باکو، آزربایجان به دنیا آمد و در ۱ آوریل ۱۹۶۸ (۶۰ سال) از دنیا رفت.
See More
شنبه 16 شهریور 1392 :: 08:27 :: نويسنده : turkdonyasi


آیا می دانیم ریشه ی رقص و موسیقی و افسانه هایی در عنوان ساری گلین به کدامین باور ها می رسد؟!تا بحال با خود اندیشیده اید که چرا و چطور این افسانه سالیان سال به حیات خویش ادامه داده است و به رنگ ها و شکل های مختلفی در فرهنگ آزربایجانی نمود پیدا کرده است؟! افسانه ها می توانند مکمل پزوهش های تاریخی باشند و بدین شکل ما صحت تاریخ نگاری ها را بر اساس باور هایی که ریشه در فرهنگ فولکلور یک ملت دارد در می یابیم و تاریخ نگاری های مغرض که توسط قدرت هایی در مراحل تاریخی برای استیلا بر ملل دیگر نوشته می شود در ابعاد وسیعی فاقد این موهبت و نقطه ی تمایز بین تواریخ نویسی واقعی هستند. ساری گلین یک عروس ساده نیست.جهان بینی است که در تعاریف و فهم مردم عامه گنجانده شده.

از لحاظ لغوی در تورکی آزربایجانی یعنی عروس زرد یا عروس مو طلایی که در افسانه های آزربایجان اشاره به خورشید است. براساس افسانه، خورشید در سه هزارمین سال خلقت دزدیده میشود.تلاش برای آزادی خورشید و حسرت آن در موسیقی آزربایجانی ماتریالیزه شده است. برای ساری گلین در آزربایجان رقص... زیبایی وجود دارد که حرکات آن حس تمنا و خواستن را در انسان زنده میکند. دستها به سمت آسمان باز میشود و با ملودی نرم ۴/۳ حرکات پا و دست انجام میشود.



یافته های باستان شناختی در سال ۱۳۷۶ از منطقه سؤنگؤن در شهرستان ورزقان، استان آزربایجان شرقی، قدمت این رقص باستانی را به هزاره های قبل از میلاد می رساند . بنا به تفسیر محقق برجسته اساطیر و هنر آزربایجان، میرعلی سید سلامت، این رقص مراسم آزاد کردن خورشید از اسارت است (سیدسلامت ۱۳۸۲) .در تصویر این سنگ نگاره ، انسانی در سمت چپ, دستی بر شانه به نشانه ایثار و اهریمنی در سمت راست خورشیدِ اسیر را در دست دارد. رقص ساری گلین، رقص مبارزه برای رهایی خورشیدی است که اهریمن آن را به اسارت برده است. انسانی که برای رهایی آن آمده، چنان شیفته خورشید است که حاضر به فدای جان خویش در راه رهایی آن است. هنر آزربایجان در انواع خود این اندیشه رهایی بخشی به دیگری را بازنمود می سازد: هنر صخره ای با نگاره رقص ساری گلین، هنر موسیقی با آهنگ ساری گلین، هنر رقص با رقص ساری گلین، هنر گلیم بافی با طرح های خورشید اسیر. (اصغر ایزدی جیران) بنابراین می توان گفت هنر آزربایجان، هنر رهایی بخش است. آزادی نتیجه این هنر رهایی بخش است. آزادی ای که خود مبنای کنش هنری است. ترانه ای مردمی که بر ساکنین منطقه آزربایجان تداعی گر هنر رهایی بخشی است که از ایثار به رهایی می انجامد.
اما در موسیقی هم میتوان از ساری گلین رد و پایی پیدا کرد.آهنگ و موسیقی ساری گلین سالهای سال سینه به سینه به ما رسیده و از تصنیف های فولکلور آزربایجان محسوب میشود.خوانندگان مشهوری این آهنگ و شعر را خوانده اند از جمله آنها می توان به قدیر روستم اوف , آلیهان صمد اوف , عالیم قاسیم اوف ,رشید بهبود اوف , ماهسون کیرمیزی گول ,پریسا ارسلانی و صفورا علیزاده اشاره کرد.

شعر و متن آهنگ تورکی آزربایجانی ساری گلین

ساچین اوجون هؤرمزلر؛
گولو سولو درمزلر
ساری گلین


بوسئودا نه سئودادیر ؟
سنی منه وئرمزلر
نئیلیم آمان ، آمان
ساری گلین


بو دره نین اوزونو،
چوبان قایتار قوزونو،
گون اوْلا من بیر گؤریدیم
نازلی یاریمین اوزونو
نئیلیم آمان ، آمان
ساری گلین


عاشیق ائللر آیریسی،
شانا تئللر آیریسی،
آیریسی بیر گونونه دؤزمزدیم؛
اوْلدوم ایللر آیریسی
نئیلیم آمان ، آمان
ساری گلین
Ardına Bax
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران