|
turk donyasi زبان،تاریخ و فرهنگ مردم ترک درباره وبلاگ سلام به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه به وبلاگ اینجانب سر میزنید خوشحالم. در ارائه و جمع آوری مطالب این وبلاگ سعی شده است مطالب مفید راجع به زبان ، فرهنگ و تاریخ مردم ترک از اکثر سایتها و وبلاگهای ایرانی و سایر کشورها به خصوص کشورهای ترک زبان دنیا استفاده شده است و در واقع گلچینی از مطالب سایت های مختلف است که در قالب یک وبلاگ جمع شده است. و سعی شده است با ارائه مطالب آموزش و همچنین لینک های مفید به یادگیران زبان ترکی کمکی کوچک کرده باشیم .خواهشمند است ما را از نظرات سازنده تان بی نصیب نفرمایید. ترکون دیلی تک سوگیلی ایستکلی دیل اولماز آیری دیله قاتسون بو اصیل دیل اصیل اولماز آخرین مطالب نويسندگان شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: 14:07 :: نويسنده : turkdonyasi
منه سنسيز جهان اي جان گرکمز لب لعلون زلال آبيندان ئوزگه غموندور کونلومون تختينده سولطان گلستانين گولي سنسيز تيکان دور ازلدن قيلميشام عشقونله پيمان گل اي عاشيقلرين ريضواني حسنون منه رحم ائيله اي درديم داواسي ايکي عالمده ديدارون دان ئوزگه وصالون شربتين ايچن محبه منه صبر ائيلمک سنسيز نيگارا کسيلمز گر چه وصلوندن نسيمي شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: 13:11 :: نويسنده : turkdonyasi
ساختار لشگر امپراطوری تورک صفوی قورچی باشی: فرمانده قورچیان (سواران قزلباش) و بالاترین مقام پس از سپهسالار. قورچیها در زمان شاه سلیمان حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده میشوند و سالانه ۱۰ تا ۱۲ تومان مزد میگرفتند. قوللر آقاسی: فرمانده سپاه غلامان. سپاه غلامان از گرجیان، چرکسها، ارمنیان و دیگر غیر ایرانیان ساخته میشد که به گونهٔ سواره میجنگیدند. شمار آنها حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار نفر تخمین زده میشد و سالانه کمی کمتر از ۱۰ تومان مزد میگرفتند تفنگچیلر آقاسی: فرمانده سپاه تفنگچیان پیاده بود. این تفنگچیان تاجیک (ایرانی غیرترک) بودند و پیاده میجنگیدند. به این گونه از اسب تنها برای نقل و انتقال پیش از درگیری استفاده میکردند اما در هنگام جنگ و در نزدیکی دشمن از اسب پیاده شده و میجنگیدند. سلاح آنها نیز تفنگ و شمشیر بودهاست. شمار آنها نزدیک به ۵۰ هزار تخمین زده میشود. مزد سالانه تفنگچیها کمی کمتر از غلامان بود. تفنگچیان مازندرانی از دیگر تفتگچیان نامدارتر بودهاند. توپچی باشی: فرمانده توپخانه ایران که در میان مقامهای گفته شده پایینترین اهمیت را داشت. به جز نیروهای نظامی گفته شده گروهی ساخته از ۲۰۰۰ سرباز مجهز پیاده نامور به جزایری وجود داشتند که مزد آنها را شاه پرداخت میکرد و کار نگهبانی از دربار را به دوش داشتند. آنها زیر فرماندهی ایشیک آقاسی بودند. یگانهای درونی در سپاه را افسرانی دارای عنوانهای زیر اداره مینمودند. این عنوانها همگی از واژههای ترکی درست شدهاند: اگر توجه کنید تمامی کلمات و نام ها تورکی میباشد. صفحه فیسبوک مفاخر آزربایجان شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: 13:06 :: نويسنده : turkdonyasi
مریم جهانگیری(بیگلر بیگی) در سال 1296ش/1917م در اورمیه متولد شد. پدرش حسین خان بیگلر بیگی اورمیه از خاندان با شرف افشار های اورمی بود که در ادبیات و شاعری ((رهی )) تخلص داشت. مریم در 7 سالگی به دبستان آمریکایی ها در اورمیه رفت و در سال 1310 از آن مدرسه گواهی 6 ساله ابتدایی را تحصیل کرد. در سالهای تحصیل به مطالعه مجله حبلالمتین میپرداخت. وی سپس به استخدام اداره فرهنگ اورمیه درآمد و در کودکستان شماره 3 به امر تعلیم و تربیت کودکان اورمیه ای پرداخت. در 17 سالگی با یکی از خویشان خود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 4 فرزند بود. سپس از اداره فرهنگ به اداره کشاورزی منتقل شد و نهایت در روز جمعه 7 شهریور 1331 در اورمیه بر اثر خونریزی شدید درگذشت. وی به «فضولی» و «حیران خانم» از شاعران مشهور و توانای آذربایجان علاقه فراوانی داشت. اشعارش در جریده شاهین در تبریز و کانون شعرا در تهران به چاپ میرسید. وی در ترکی و فارسی اشعاری دارد که به همت برادرش علاء الدین تکش در سال 1334 در تهران چاپ شده است. گل دولاشما گينان او زولف پريشانه گونول صفحه فیسبوک مفاخر آزربایجان پنجشنبه 11 مهر 1392 :: 14:29 :: نويسنده : turkdonyasi
سیزلاییر احوالیما صبحه قدر تاریم منیم تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غمخواریم منیم چوخ وفالی دوستلاریم واردیر، یامان گون گلجهیین تاردان اوزگه قالماییر یار وفاداریم منیم یئر توتوب غمخانه ده، قیلدیم فراموش عالمی من تارین غمخواری اولدوم، تار غمخواریم منیم گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی کیپریگی خنجردی، آه، اول بی وفا یاریم منیم آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خونباریم منیم ای بو غملی کونلومون تاب و توانی، سویله بیر عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم شهریارم گر چی من سوز مولکونون سلطانییم گوز یاشیمدان باشقا یوخدور در شهواریم منیم استاد محمدحسین شهریار
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 10:00 :: نويسنده : turkdonyasi
معرفی رقص خان چوبانی منبع: azeridance.com چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:56 :: نويسنده : turkdonyasi
کوراوغلو: رقص تواماً و بی واسطه در درون موسیقی حیات و تحول یافته است. در سرزمین آذربایجان، از دیرباز رقص با معنی و مضمون و در عین طراوات و دارا بودن جنبه حماسی و قهرمانی خود در مراسم پیش از شکار مبارزه و در نهایت پیروزی و قدردانی از خدایان طبیعت و شکستن طلسمها اجرا میشده است. در دورانی که انسانها، آفتاب، ماه، باد، آتش، آب، خاک درختان و حیوانات را مقدس میشمردندو ستایش میکردند به رسم پرستش و نیایش و عبادت طی مراسمی دست به انجام حرکات موزون میزدند. ستایش و حرمت آتش در شرق و بویژه در آذربایجان اهمیت زیادی داشت. آتش مظهر روشناییگرما، محو کننده تاریکی بود. و به این اعتبار در ستایش قدرت آتش با انجام حرکات موزون با موسیقی، جشنهای خود را انجام میدادند. براین اساس است که نقشهایی ایجاد شده بر صخره های قوبوستان (نام محلی در نزدیکی شهر باکو در جمهوری آذربایجان) اهمیت حرکتهای موزون در نزد مردمی که در حد ۰-۸ هزار سال پیش میزیسته اند را نشان میدهد. تکامل تدریجی رقص از گردش موزون و پریدن از آتش تا انجام مراسمی با فرمهای بدیع، حرکات ظریف، پانتومیم و تقلید و نقل، راه درازی را پیموده است. این سلسله از حرکات بامعنا،مفهوم و مضمون شکار، کمین، ردیابی، رماندن، گرفتن وجنگیدن و با تمثیلهایی چون فرا رسیدن بهار،بیداری طبیعت، کاشت، برداشت، برداشت محصول، باغ چینی، صید ماهی، کومه سازی و در نهایت درحرکات موزون پهلوانی و حماسه های با شمشیر کوراوغلو، با سینه ای فراخ، با نگاهی به دوردست، مغرورو گاه آرام، گاه تند، پایکوبان، با پرشها و جهشهای سریع و نشانی از مهارتهای جنگی، باریتم تند طبل ها، به اوج میرسد. زندگی مردم آذربایجان از دیرباز با رقص عجین بوده است. تاریخ انواع حرکات موزون در آذربایجان از نظر فرم و نحوه اجرا،به صورت انفرادی یا دسته جمعی، اعم از مردانه یا زنانه و تعداد ایفاکنندگان بقدری متنوع و مبسوط است که در فرهنگهای ترکی، کردی، ارمنی، گرجی و … با نامهای گوناگون تبلور یافته و در بسیاری از موارد حرکات موزون فرهنگهای مختلف در پایه مشترک و در جزئیات باهم تفاوت دارند. با این حال میتوان صدها نوع از حرکات موزون را بنابه نام محل یا فرد شهیر، مفهوم زبانی، نحوه اجرا بصورت حرکات موزون غنایی و لیریک پهلوانی و حماسی، مراسمی کمید و … تقسیم بندی کرد چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:51 :: نويسنده : turkdonyasi
قایتاغی: نقل از تبریز دانس چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:39 :: نويسنده : turkdonyasi
معرفی محبوبترین رقص آذربایجانی – یاللی
یکی از رقص های قدیمی و فولکلور آذربایجان است که بسیار فراگیر شده است و در بسیاری از مناطق جالمان هم گفته می شود. یاللی، به صورت ریتم آرام و سنگین شروع شده و سپس با صدای سریع، به اتمام می رسد. یاللی به دو صورت است: یاللی رقص و یاللی بازی. یاللی رقص، ترکیب حرکات معین می باشد که از زمان ها پیش به صورت ریتمیک و با آهنگ می باشد.در ابتدا رقص یاللی با وجود حرکات ساده به وجود می آمد اما به تدریج ترتیب و ترکیب حرکات رقص یاللی پیچیده تر و زیباتر شده است. در اوایل یاللی در چهار ریتم اجرا می شد. ابتدا آرام و سنگین شروع شده و تدریجا ریتم تندتر می شد. اما الان یاللی ها در دو ریتم آهسته و سریع اجرا می گردد. اما از لحاظ ساختار رقص هر دو قسمت شباهت زیادی به هم دارند. قسمت اول به شکل آهسته و ملایم اجرا شده اما قسمت دوم حرکات به صورت سریعتر و شادابتر و همچنین از نظر تکنیکی پیچیده تر و همراه با چرخش های بیشتر صورت می پذیرد. اجرای قسمت دوم نیازمند تمرین و مهارت زیادی می باشد. رقص زیبا و هماهنگ ۱۰۰-۸۰ نفر واقعا جذاب می نماید. افراد مسن گروه معمولا نمی رقصند و در ایستاده یا نشسته دست می زنند. همه خود را سعی در شجاع و دلیر نشان دادن هستند و کودکان بدین منظور تلاش می کنند. سرگروه های یاللی حرفه ترین رقاص ها هستند. چوب به دست یا نی به دست گروه را هدایت و حکمرانی می کنند و دارای مهارت فوق العاده ای هستند. این افراد با اسم های مختلفی صدا می زنند مثلا : رقاص باشی، یاللی باشی، جنگی باشی، هالای باشی، ائل باشی، توی باشی، مرشد و … این افراد چنان حرمت و قدرت نفوذی پیدا می کنند که سالیان طولانی به مجری و گرداننده های مراسمات و عروسی های مختلف تبدیل می شوند. اکثر اوقات به “یاللی باشی”، شخصی که در انتهای گروه می ایستد، (آیاقچی) کمک می کند. بر حسب عادت یاللی را در انتهای عروسی ها می رقصند. بله، یاللی دوست داشتنی ترین رقص آذربایجان است. به خاطر شرف این رقص، شعرهای زیبایی برای آنها گفته شده است. علل و نحوه تاریخی پدید آمدن رقص یاللی: شکل اولیه و تغییرات بعدی در این رقص صنعت شناسان و تاریخ شناسان را مجذوب خود کرده است. موردی که خیلی به واقعیت نزدیک می نماید ، این که “یاللی” به شکل اولیه وابتدایی خود، در اطراف شعله آتش – بعنوان منبع نور و گرما و بررندگی – و به صورت جشن ومراسم بوده است. در این مراسم ها ،افراد آتش را بعنوان معبودشان ستایش می کردند. این مراسمات به صورت کاملا طبیعی و ناخودآگاه، شکل و حالت رقص را به خود می گرفته اند. همچنین انسان ها پی بردند که برای شکار بهتر، پیروزی در جنگ ها، و حل مسائل و مشکلات زندگی فقط یکپارچگی و درکنارهم بودن، راه حل مشکلات است. به این دلیل برای نشان دادن این یکپارچگی دست به دست هم می دادند ( تصاویر روی صخره های پیدا شده در “قوبوستان“، اثبات کننده این مدعاست). در مورد رقص هایی که دست در دستان هم داده و می رقصیدند، باید گفت که برای هر ملتی که روی این کره خاکی زندگی کرده مثال هایی می توان آورد. در روس ها “پلئتئن”، در اوکراینی ها رقص مردانه “آرکان”، بلاروس ها “کریژاچوک”، گرجی ها “پئرخولی”، مولداوی ها “خورا”، مجارها “خوروموجروش”، رومون ها “خوراماره”، فرانسه ای ها “فراندولا”، یوگوسلاوها ” زاچرپنی وودو، یانو”، سو چئخلرها “چتیرژپارووا”، یونانی ها “سیرتاکی” و نیز چندین و چند رقص دیگر مربوط به این سبک از رقص می باشد. واژه “یاللی” در ۱۰-۸ هزار سال پیش اصلا نمی توانسته که فقط مفهوم رقصش را برساند. بدون هیچ شک و شبهه ای این واژه، زمان زیادی قبل از رقصش به وجود آمده است. از این نظر ما به این مشکل برمی خوریم که فهمیدن معنا و مفهوم واژه “یاللی”، اگرچه که در اراضی قوبوستان بوده باشد ، در مورد تاریخ به وجود آمدن این رقص اطلاعات زیادی به دست نمی دهد. - “یال” همان ردیف است. رقاصان “یاللی” در یک ویا دو ردیف و بعضا هم در چندین ردیف قرار می گیرند. پس ممکن است که این رقص اسم دیگری داشته و به خاطر مطابقت با این مفهوم امروزی بدین صورت درآمده است. - تعبیر دیگر این که “یال” به دامنه کوه هم گفته می شود. این فرضیه از همه جالبتر و شاید به حقیقت هم نزدیکتر باشد. این حالت را در ایجاد زنجیری برای تعقیب کردن به منظور شکار صید، شاهد هستیم. شکارچی ها به صورت ردیف ردیف قرار گرفته، دست به دست هم داده، یکی از دیگری اندکی با فاصله قرار می گیرد تا حالتی برای تعقیب شکار به وجود آورد. چون حیوان به سرعت می دود و فرار می کند، بدین ترتیب شکارچی های دوران ابتدایی صید را به سمت “یال” ویا دامنه کوه می کشاندند تا شکار آن آسان شود. و بعد از شکار آن در همان “یال” کوه به شادی می پرداختند. پس بدین ترتیب می توان این گونه نتیجه گرفت که اساس معنای “یاللی” را تعقیب صید و شکار آن تشکیل می دهد. در منطقه قوبوستان هم وجود مناطق هموار و صاف همراه با کوه های سنگی برای این کار شکارچی ها منطقه ای مناسب بوده و دلیلی برای مدعای ذکر شده است. وجود عکس گاو در تصاویر پیدا شده در قوبوستان هم دلیل محمکتر دیگری برای این نظریه است. در این عکس ها همراه با این گاو ، عکس افرادی که به صورت یاللی می رقصند هم، موجود است. بررسی انواع رقص های یاللی: می توان گفت که رقص یاللی در همه جای آذربایجان فراگیر شده است. این اصلا هم جای تعجب نیست چون این رقص دوره های طولانی به عنوان محبوبترین و دوست داشتنی ترین رقص بوده است. البته این رقص در منطقه “ایلیچ” بیشتر مورد توجه است. در این منطقه هیچ عروسی و مجلس بزم بدون یاللی به سر نمی شود. در چند عصر پیش استادان رقص یاللی این منطقه زبان زد خاص و عام بوده اند. تا زمان های اخیر بیش از صد نوع یاللی با نام های متفاوت وجود داشته است. تعدادی از این ها را افراد مسن به خاطر می آورند. تعدادی از آنها عبارتند از : «دؤنه» ،«جینق ـ جینق»، «گوپو»، «کوردون آغیری»، «قاز ـ قازی»، «هاغیشدا»، «کؤچری»، «اوچ آیاق» یاللیسی، «ایکی آیاق» یاللیسی، «قالادان قالایا»، «تنزره»، «عرفانی»، «قالئیی»، «لئیلی ـ خانی»، «هویناره»، «گولئیناره»، «هانوکئ»، «چوپ ـ چوپو»، «جیران ـ جیران» ، «اوزون دره» (ماهنیلی)، «شرانی»، «شروری» و … در مورد نام های ذکرشده برای یاللی ها روایات مختلف برای محل پدید آمدن آنها موجود است. وبعضا در محل های مختلف به سبک های مختلفی اجرا می شود. مثلا “اوچ آیاق” در “نور اشن” و در “اوردوباد” به سبک های مختلفی اجرا می شود. بعضی یاللی ها دارای دو اسم بوده اند. مثلا “چوپ-چوپو” همان “دؤرد آیاق” می باشد. “سیساقوتو” بعضا “دیرقویو” هم نامیده می شود. “دؤنه” را می توان با نام “آی دؤنه” هم شنید. “گوپو” بعنوان مورد علاقه ترین و معروف ترین یاللی هم بعضا “زوپا” نامیده می شود. در شکی هم همین یاللی “زوپی-زوپی” نامیده می شود. نام بعضی از یاللی ها هم خیلی جذاب است. مثلا یاللی “ایکی آیاق”، “اوچ آیاق”، “دؤرد آیاق” بر دوگامه، سه گامه و چهارگامه بودن این رقص ها دلالت دارد. “تن زره” در معنای طنز خود “قیزیلی تن به تن” می باشد. در ابتدا زنان این رقص را با بزک و دوزک فراوان و انگشترها و جواهرات فراوان ، انجام می دادند. یاللی در “چرچی بوغاز” و “چوماختور” از اراضی ایلیچ آذربایجان، پیشرفت های فراوانی داشته است. در آبشئرون هم در زمان های دور یاللی های زیادی می رقصیده اند. چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 09:32 :: نويسنده : turkdonyasi
رقص شالاخو
این رقص یکی از محبوب ترین رقص های مردان آذربایجان است و اجرا کنندگان سعی می کنند که آن را در نهایت مهارت و استادی اجرا نمایند. شالاخو یکی از قدیمی ترین رقص های آذربایجان می باشد. و نحوه تاریخی به وجود آمدن آن هم جالب است. کولی قاوال به دست که آن را می نواخت و حیوانات خود مثل خرس (یا میمون) را وادار به پریدن و پشتک زدن و رقصیدن می کرد. کولی حرفه ای تکه چوبی را بر پشت میمون قرار می داد و اشاره می کرد که تماشاگران از جلویش رد شوند و خودش هم چنین ماهنی هایی میخواند: آی یئری، میمون یئری. اسم این رقص هم از یک واژه اشاره شده در ماهنی –شله- گرفته شده است. البته بسیاری هم به خاطر این واژه به جای “شالاخو” از واژه “شه له خو” یا”شه له قوی” برای این رقص استفاده می کنند.که “شه له” به معنی بارهیزم نیز میباشد. معمولا شالاخو را همزمان ۲،۳ نفر اجرا می کنند که رقصشان شبیه هم نیست. در واقع در این رقابت بر سر مهارت در اجرای تکنیک رقص وجود دارد. این رقص را بسیاری از آذربایجانی ها با علاقه زیادی اجرا می کنند و مشابه این رقص را با تغییراتی در ظواهر آن در گرجستان هم شاهد هستیم. موسیقی دان ها روی ملودی این رقص کارهای زیادی انجام داده و می دهند. افراسیاب بدل بیگلی در اثر “قیز قالاسی” خود از این ملودی استفاده کرده و همچنین آرام خاچاطوریان هم در اثر ” قایانئ ” از این ملودی استفاده نموده است. منبع : www.azeridance.com سهشنبه 19 شهریور 1392 :: 07:17 :: نويسنده : turkdonyasi
بو یاساق دیللی ائلین دردینه درمان گله جک تاپدالانمیش آنانین گؤوده سینه جان گله جک قورودوب لارسا کؤکوندن بو ائلیمیزین دامارین... بیر گون آمما بو دامار ایچره اینان قان گله جک بیر زامان لار ائلی آغلاتدی آرازین هارایی یئنه شنلیک هارایی بیرده آرازدان گله جک چکدیلر ناحق ایله حق دانیشانلاری دارا نه یامان گوندو بو آللاه – سؤیله: ایمان گله جک گئتدی ستارلار آمما – قانلاری دامدی بو یولا دیز قویوبلار یئنه ده یوللارا اینسان گله جک دای گوناه دیر می دانیشماق دا آنانین دیلینه ؛ هاردا یازدین سؤیله آللاه یئنی قورآن گله جک تالانیب دیر اؤز قیزیل بایراقی آلتیندا ائلیم آمما بیر گون بیلیرم دونیایا وجدان گله جک باخین اؤزگورلوک آچیب قوللاری بابک ائلینه سسیمیزدن "یاشاسین آذربایجان" گله جکSee More موضوعات
پيوندها |
|||
|
|