|
turk donyasi زبان،تاریخ و فرهنگ مردم ترک درباره وبلاگ سلام به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه به وبلاگ اینجانب سر میزنید خوشحالم. در ارائه و جمع آوری مطالب این وبلاگ سعی شده است مطالب مفید راجع به زبان ، فرهنگ و تاریخ مردم ترک از اکثر سایتها و وبلاگهای ایرانی و سایر کشورها به خصوص کشورهای ترک زبان دنیا استفاده شده است و در واقع گلچینی از مطالب سایت های مختلف است که در قالب یک وبلاگ جمع شده است. و سعی شده است با ارائه مطالب آموزش و همچنین لینک های مفید به یادگیران زبان ترکی کمکی کوچک کرده باشیم .خواهشمند است ما را از نظرات سازنده تان بی نصیب نفرمایید. ترکون دیلی تک سوگیلی ایستکلی دیل اولماز آیری دیله قاتسون بو اصیل دیل اصیل اولماز آخرین مطالب نويسندگان سهشنبه 19 شهریور 1392 :: 07:02 :: نويسنده : turkdonyasi
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: 09:02 :: نويسنده : turkdonyasi
فیزیکدان آزربایجانی و برنده جایزه نوبل فیزیک بود که خدمات با ارزشی در مباحث مختلف فیزیک نظری انجام داد. از جمله کارهای او میتوان به تئوری کوانتومی دیامغناطیس، نظریه ابرمیعان و نظریه گذار فاز درجه دو، نظریه گینزبورگ-لانداو در ابررسانایی، اصطکاک لانداو در نظریه پلاسما و همچنین قطب لانداو در الکترودینامیک کوانتوم اشاره کرد. ... از لِو لانداو به خاطر پژوهشهای با ارزشش در مورد ابرمیعان، در سال ۱۹۶۲ با جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد او در ۲۲ ژانویه ۱۹۰۸ در شهر باکو، آزربایجان به دنیا آمد و در ۱ آوریل ۱۹۶۸ (۶۰ سال) از دنیا رفت.See More شنبه 16 شهریور 1392 :: 08:27 :: نويسنده : turkdonyasi
آیا می دانیم ریشه ی رقص و موسیقی و افسانه هایی در عنوان ساری گلین به کدامین باور ها می رسد؟!تا بحال با خود اندیشیده اید که چرا و چطور این افسانه سالیان سال به حیات خویش ادامه داده است و به رنگ ها و شکل های مختلفی در فرهنگ آزربایجانی نمود پیدا کرده است؟! افسانه ها می توانند مکمل پزوهش های تاریخی باشند و بدین شکل ما صحت تاریخ نگاری ها را بر اساس باور هایی که ریشه در فرهنگ فولکلور یک ملت دارد در می یابیم و تاریخ نگاری های مغرض که توسط قدرت هایی در مراحل تاریخی برای استیلا بر ملل دیگر نوشته می شود در ابعاد وسیعی فاقد این موهبت و نقطه ی تمایز بین تواریخ نویسی واقعی هستند. ساری گلین یک عروس ساده نیست.جهان بینی است که در تعاریف و فهم مردم عامه گنجانده شده. از لحاظ لغوی در تورکی آزربایجانی یعنی عروس زرد یا عروس مو طلایی که در افسانه های آزربایجان اشاره به خورشید است. براساس افسانه، خورشید در سه هزارمین سال خلقت دزدیده میشود.تلاش برای آزادی خورشید و حسرت آن در موسیقی آزربایجانی ماتریالیزه شده است. برای ساری گلین در آزربایجان رقص... زیبایی وجود دارد که حرکات آن حس تمنا و خواستن را در انسان زنده میکند. دستها به سمت آسمان باز میشود و با ملودی نرم ۴/۳ حرکات پا و دست انجام میشود. یافته های باستان شناختی در سال ۱۳۷۶ از منطقه سؤنگؤن در شهرستان ورزقان، استان آزربایجان شرقی، قدمت این رقص باستانی را به هزاره های قبل از میلاد می رساند . بنا به تفسیر محقق برجسته اساطیر و هنر آزربایجان، میرعلی سید سلامت، این رقص مراسم آزاد کردن خورشید از اسارت است (سیدسلامت ۱۳۸۲) .در تصویر این سنگ نگاره ، انسانی در سمت چپ, دستی بر شانه به نشانه ایثار و اهریمنی در سمت راست خورشیدِ اسیر را در دست دارد. رقص ساری گلین، رقص مبارزه برای رهایی خورشیدی است که اهریمن آن را به اسارت برده است. انسانی که برای رهایی آن آمده، چنان شیفته خورشید است که حاضر به فدای جان خویش در راه رهایی آن است. هنر آزربایجان در انواع خود این اندیشه رهایی بخشی به دیگری را بازنمود می سازد: هنر صخره ای با نگاره رقص ساری گلین، هنر موسیقی با آهنگ ساری گلین، هنر رقص با رقص ساری گلین، هنر گلیم بافی با طرح های خورشید اسیر. (اصغر ایزدی جیران) بنابراین می توان گفت هنر آزربایجان، هنر رهایی بخش است. آزادی نتیجه این هنر رهایی بخش است. آزادی ای که خود مبنای کنش هنری است. ترانه ای مردمی که بر ساکنین منطقه آزربایجان تداعی گر هنر رهایی بخشی است که از ایثار به رهایی می انجامد. اما در موسیقی هم میتوان از ساری گلین رد و پایی پیدا کرد.آهنگ و موسیقی ساری گلین سالهای سال سینه به سینه به ما رسیده و از تصنیف های فولکلور آزربایجان محسوب میشود.خوانندگان مشهوری این آهنگ و شعر را خوانده اند از جمله آنها می توان به قدیر روستم اوف , آلیهان صمد اوف , عالیم قاسیم اوف ,رشید بهبود اوف , ماهسون کیرمیزی گول ,پریسا ارسلانی و صفورا علیزاده اشاره کرد. شعر و متن آهنگ تورکی آزربایجانی ساری گلین ساچین اوجون هؤرمزلر؛ گولو سولو درمزلر ساری گلین بوسئودا نه سئودادیر ؟ سنی منه وئرمزلر نئیلیم آمان ، آمان ساری گلین بو دره نین اوزونو، چوبان قایتار قوزونو، گون اوْلا من بیر گؤریدیم نازلی یاریمین اوزونو نئیلیم آمان ، آمان ساری گلین عاشیق ائللر آیریسی، شانا تئللر آیریسی، آیریسی بیر گونونه دؤزمزدیم؛ اوْلدوم ایللر آیریسی نئیلیم آمان ، آمان ساری گلینArdına Bax جمعه 15 شهریور 1392 :: 10:43 :: نويسنده : turkdonyasi
منشاء و معنا و قدمت واژه ترک واژه ترک محتملا چند هزاره پیش از میلاد پدید آمده است. این نام در سده های پایانی هزاره دوم قبل از میلاد وجود داشت. برخی از محققان تاریخ و زبان ترکی از جمله خانم “عادله آیدین” بر آنند که نام “ترک” از فعل “دورماق” (ایستادن - توقف کردن) پدید آمده است. روند پیدایی این نام چنین بوده است. فعل دورماق زبان ترکی آذربایجانی معاصر، در میان اکثر اقوام ترک آسیای میانه در دوران باستان و معاصر به صورت “تورماق” بکار رفته و می رود. یعنی صدای “د” به “ت” تبدیل می شود. این تبدیل یک تحول عادی فونتیک است. بخشی از ترکان باستان به سبب ضرورت های اقتصادی زندگی خویش، کوچرو بوده و به صورت اتحادیه های طایفه ای می زیستند. برخی از قبایل و طوایف این اتحادیه ها ، بهر روی، برهبری پیشوایان خویش از ترکیب اتحادیه جدا شده، یکجانشین شدند. این هنگام دیگر قبایل اتحادیه آنان را “توروگ” (صفت فعلی “تورماق” به معنی ساکن شده ،یکجانشین) نامیدند و این واژه بعدها به تدریج به نام برخی قبایل ترک تبدیل شد. بعدها با به وجود آمدن دولت “گوی ترک” دو صدای پسین منحنی (قالین دوداقلانان) در واژه ” توروق” turuk (یعنی فونم های U) تحت تاثیر صدای نازک “اؤ = ö در کلمه گوی (به معنی خدا و آسمان) قرار گرفته و براساس قانون هماهنگی مصوٌت ها در زبان ترکی به “توروک” Türük (گؤی توروک) تبدیل می شود و کلمه اخیر هنگام کاربرد مستقل آن بصورت “توروک” تلفظ می شود. دولت گوی ترک در سده های هفتم و هشتم میلادی قوام داشت با رواج الفبای عربی میان ترکان در ادوار متاخرتر این واژه بصورت “تورک” نوشته شده است، از آنجا که در الفبای عربی برای صدای نازک پهن (اینجه دوداقلانان) “او” Ü حرف مستقلی وجود ندارد و این صدا با حرکه مشخص می شود. لذا با اسقاط این حرکه ، کلمه مزبور، هم در تلفظ و هم در کتابت به شکل ” تورک” تحول یافته است. اصطلاح ترک چگونه و چه زمانی پدید آمده است؟ “ترک” اصطلاحی است که پس از میلاد عمومیت و شمول یافته است. لیکن این واژه مدتها پیش از میلاد بوجود آمده و برخی قبایل ترک به این مسمی گشته اند. این کلمه دارای تلفظ های مختلف بوده است. ما در منابع عاشوری قبل از میلاد به نام “ترک” بر می خوریم. به نوشته پامپولسکی در منابع آشوری از سکونت “توروگ” ها =ترک ها در حوزه دریاچه ارومیه سخن رفته است. در برخی منابع نشان داده شده است که این گزارش منابع آشوری مربوط به قرن ۱۴ قبل از میلاد است. در برخی منابع نشان داده است که این گزارش منابع آشوری مربوط به قرن ۱۴ قبل از میلاد است. در منابع اورارتویی نیز اطلاعاتی مبنی بر سکونت “توروخ”ها در ناحیه اطراف دریاچه ارومیه وجود دارد. از آنجا که اطلاعاتو گزارشات مذکور منابع آشوری و اورارتوئی اشاره به ناحیه واحدی دارند می توان احتمال داد که گزارش هر دو منبع مربوط به قوم واحدی است. مربوط بودن گزارشات منابع اورارتوئی به چندین سده پس از منابع آشوری بیانگر آن است که این قوم (توروگ ها ) قرن های متمادی در اراضی آذربایجان جنوبی سکونت داشته اند. بنابراین بر اساس منابع موثق تاریخی بطور قطع می توان گفت که از ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد تا ۶۱۲ ق . م . و محتملا پیش و پس از این دوران نیز در اراضی اطراف دریاچه ارومیه قبیله یا قبایل و یا اتحادیه قبایل “ترک” سکونت داشته اند بون ترکها (Bun Turkler) به نوشته میر علی سیدوف ” بون ترک”ها در سده چهارم قبل از میلاد در آذربایجان و سرزمین های مجاور آن می زیسته اند. به گفته وی در کتابی بنام “کارتلینی نین مراجعتی”قید شده است که وقتی اسکندر پسران “لوتا”را به فرار وا داشت با “بون ترک”های خشمگین مواجه شد. آنان در سواحل رودکی می زیستند و در چهار شهر سکونت داشتند و “بون ترک” و یا”بون توروگ “ها نامیده شده اند. محقق گرجی “ی.س.تاکایشیویلی” این قبایل را ترک دانسته می نویسد: «بون ترک ها یا ترکان و یا تورانیانند» آکادمیسین مار “بون ترکها” را به معنی “ترکان محلی” دانسته است. برخی دیگر از محققان نیز این نام را “هون ترک” دانسته اند. گرجی تفاوتی میان “بون ترک”ها و قیپچاق”ها نمی بینند. این امری کاملا طبیعی است چرا که زبان ،عادات و رسوم، اعتقادات دینی، شیوه زندگی و… این هر دو قوم یکی بود. هر دوی این اقوام ترک بودند به نوشته میر علی سیدوف در برخی زبانهای ترکی از جمله در زبان ترکان کومان ،قیرغیز، تاتار و قاراقیرغیز، واژه«بون» به معنی “ نسل نژاد”بود بدین ترتیب “بون ترک” به معنی نسل و نژاد ترک بوده است. از اینرو نیز در میان ترکان اتنونیم هایی چون « بون سووار» (نسل سووار=سابیر)، “بون قیپچاق ” (نسل قیپچاق)، ” بون اوغوز” (نسل اوغوز) وجود داشت. بنابراین اقدامی با نام ترک در دوران پیش از میلادهم در آذربایجان سکونت داشته اند. “هایلان توروگ”ها (خایلان توروک ها) در سده پنجم میلادی درکشور آذربایجان “خایلان توروگ”ها و یا “هون”ها سکونت داشتند. براساس منابع ارمنی پادشاه آنان “آران” نام داشت. به نوشته منابع،هایلان ترک ها جزو اتحادیه طوایف هون بودند که در اواسط سده پنجم قبل از میلاد در قفقاز شمالی می زیستند. سیدوف نشان می دهد که واژه “هایلان” در زبانهای ترکی با شقیردی و اغوزی به معنی “برگزیده”و”محترم”بوده است. بدین ترتیب هایلان ترک به معنی ترکان محتشم می باشد. تورکوت ها تورکوت ها طوایفی بودند که با “تلل”ها می زیستند. از این دو قوم “تلل”ها از اتحادیه هون جدا شده و دچار سختی و مشقت شدند. لیکن تورکوت ها زندگی در کنار هون ها را ترجیح دادند. تورکوت ها در دامنه های کوه های آلتای می زیستند و پیشه آنها آهنگری و تا حدودی نیز دامداری بود. بدین ترتیب اگر چه قوم ترک با این نام (ترک) بصورت عام از دوران پس از میلاد یعنی از عهد دولت گوی ترک بدینسو معروف گشته لیکن واژه ترک از قرن ۱۴ ق.م شناخته است ریشه زبان ترکی و جایگاه آن در بین دیگر خلقها هرمن وانبری (Herman vanberi) می نویسد: زیبایی کمال زبان ترکی تا بدان پایه است که جایگاه آن حتی از زبان عربی که گفته می شود : گویا از طرف زبان شناسان زبده ای ساخته و پرداخته شده سپس جهت استفاده در اختیار آنان قرار گرفته است، نیز شامختر می باشد و در عین حال ماکس مولر (Max Muller) زبان شناس شهیر قرن ۱۹ م. بر این باور است که: « ابزار گرامری زبان ترکی چنان منظم و قانونمند، چنان کامل می باشد که این تصور را به ذهن متبادر می سازد که شاید بنا به رهنمود یک فرهنگستان، از سوی زبان شناسان خبره ساخته و پرداخته جهت استفاده ارائه شده باشد… زمانی که ما زبان ترکی را با دقت و موشکافی می آموزیم، با معجزه ای روبرو می شویم که خرد انسانی در عرصه زبان از خود نشان داده است. گفتنی است سازمان بین الملل علمی فرهنگی یونسکو اخیرا طی آماری زبان ترکی را سومین زبان زنده و با قاعده دنیا معرفی کرده است. منابع : ۱- تاریخ دیرین ترکان ایران - پروفسور دکتر محمد تقی زهتابی ۲- نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکهای ایران- تالیف : محمد رحمانی فر جمعه 15 شهریور 1392 :: 09:44 :: نويسنده : turkdonyasi
بو دونيانين بوش سوزوندن اوزگه سيندن، لاپ اوزوندن اينسان لارين خور گوزوندن... روحو نئجه صاح آپاراق؟ گل شعره پناه آپاراق آغ بولوت لار قاراليبدي آغاج لاري سار آليبدي قيرميز قان دا ساراليبدي آه گتيرك، آه آپاراق گل شعره پناه آپاراق غزل لريم لاختا قان دي كيم قانمادي، كيمي قاندي؟ "لخ والسا"، "ماندلا" "گاندي" هر نه يي مزاح آپاراق؟ گل شعره پناه آپاراق يوخولاريم كابوس اولوب دانيشديغيم ميس ميس اولوب طبعيمده منه لوس اولوب قيفيلا مفتاح آپاراق گل شعره پناه آپاراق گيوتين لردن دار لارا تاريخه باتميش "شارشار"ا او قورالانان "افشار"ا كابوسا اشباح آپاراق گل شعره پناه آپاراقSee More پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: 11:17 :: نويسنده : turkdonyasi
حضور مستمر زنان ترک در جنبش های تاریخی و تاسیس اولین جمهوری اسلامی
مهم : حتما به اشتراک بگذارید تا افراد بیشتری استفاده کنند فرقه «اخی لر» یعنی اخیان از فِرَقی است كه معتقد به«فتوت» بودند و بر طبق ایده لوژی این فرقه فتوتیانسان همیشه باید در مقابل زور و ظلم و ستم بیایستد وآماده دفاع از حقوق حقه مردم باشد.... از آداب مشهور این فرقه «آیین خنجر بندی» است كهخنجر بعد از تبرك گردیدن توسط شیخ به افراد شاخهنظامی عطا می گردید تا در دفاع از حقوق مردم بكاربرند. گویا نظامی گنجوی نیز كه منتسب به این فرقهاست در مورد خطبه های اول شیخ فرقه در «آیین خنجربندی» است كه می سراید: بیشیر ولی به سر نیایداز گاو دلان هنر نیاید پایین طلب خسان چه باشیدست خوش ناكسان چه باشی گردن چو نهی به هر قفاییراضی چه شویی به هر جفایی می باش چو خار حربه بر دوشتا خرمن گل كشی در آغوش(14)مرحوم «پروفسور برتلس» بین همین بیت آخری و«آیین خنجر بندی» رابطه منطقی برقرار میكند(15) 5 - «جمهوری اسلامی اخوت آنكارا» و پیروزیاخیان: اخی یك واژه عربی به معنی «برادر» است و چونمرشدان این فرقه در اول اسم خود كلمه «اخی» داشته اند- مثل اخی فرج زنگانی - لذا به فرقه فتوت اخیانمعروف شدند. نظامی نیز - كه به اعتقاد بعضی از ادبا -از اعضای این فرقه اخوت بوده ایدههای این فرقه ازقبیل مساوات طلبی و برابری و برادری و ایستادگی دربرابر ظلم و ستم را در خمسه خود تبلیغ می كرده است. پیروان این فرقه عاقبت در زمان سلجوقیان روم درسال 689 در آنكارا توانست حكومت را بدست گرفته ودر استان آنكارای امروزی تشكیل «جمهوری اسلامیاخوت آنكارا» را بدهد. این اولین جمهوری اسلامی دنیابمدت 64 سال توانست در مقابل توطئه دشمنان خودبیایستد. این جمهوری در تاریخ ترك بنام «آنكارا اخیجمهوریتی» (جمهوریت اخی آنكارا) معروف است. فرقه «اخی لر» شاخه ای دیگر بنام فرقه «باجی لر»(باجیان = خواهران) را داشتند كه در جنبش ها وجنگهای مختلف زنان و دختران ترك این فرقه دادشجاعت می دادند و حتی بارها با مغولان جنگیدند. زنان ترك چنانچه از تواریخ بر می آید در تیراندازی واسب سواری استاد بودند و چنانچه راوندی در «راحةالصدور» بیان میكند هنگام «نبردهای خوارزمیان وعراقی ها در سال 594 (1197) ... زنان خوارزم زره برتن داشته و هر زن پنجاه عراقی را به اسارت گرفته و میبردند»(16) حتی این را نیز می دانیم كه در حكومت شیعی سلسلهترك ذوالقدریه - در قسمتی از آذربایجان و كردستان -ارتش شیعی ذوالقدریه «مجهز به سی هزار زن رزمندهمسلح بوده است»(17) 14- لیلی و مجنون نظامی گنجوی، با تصحیح و مقدمه وتوضیحات و فرهنگ و لغات و فهرستها دكتر بهروز ثروتیان، جلدسوم، انتشارات توس، چاپ دوم، تهران، زمستان 1364 ، صص79-78 15- آذربایجان شاعر نظامی، صص 40-39 16- راحة الصدور، راوندی، ج 2، ص 365 بنقل از جنبش زنانآناتولی نوشته میكائیل بایرام، ترجمه داوود وفایی، حجت اللهجودكی، موسسه انتشارات نگاه، تهران، 1380، ص 108 17- جنبش زنان آناتولی ، ص 109 پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: 08:19 :: نويسنده : turkdonyasi
او افتخار مهندسي آزربایجان و خاورمیانه، استاد دانشگاه برکلی آمريكا پدر منطق فازي ، کامپيوتر هوشمند و بنيانگذار انقلاب سوم کامپيوتر در جهان است.... پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: 08:11 :: نويسنده : turkdonyasi
یحیی عدل در سال ۱۲۸۷ در تبریز متولد شد. پدرش یوسفخان مکرمالملک مدتی نایبالایاله آذربایجان بود.محمدولی فرمانفرمائیان و حبیب نفیسی شوهر خواهران عدل و مصطفی عدل، بنیان گذار دادگستری نوین در ایران و احمدحسین عدل، وزیر کشاورزی و موسس دانشکده کشاورزی کرج، پسرعموهای او بودند....
وی تحصیلات دبستان را در مدرسه حکمت تبریز به پایان برد و تحصیلات دبیرستان را به سبب انتصاب پدر به عنوان حاکم کرمانشاه در این شهر انجام داد. وی مدتی از تحصیل باز ماند تا سرانجام پدرش به هزینه شخصی وی و برادرش را به فرانسه فرستاد. او در پاریس تحصیلات دوره متوسطه را در رشته های فلسفه و ریاضی به پایان رساند و پس از مدتی تحصیل در دانشکده ریاضی، به تشویق عمویش وارد دانشکده پزشکی پاریس شد. پس از پایان به مدت دو سال دستیار پروفسور گرگوار و رییس درمانگاه بود. در این مدت وی به رشته جراحی روی آورد. پروفسور عدل چندین سال در رشته جراحی عمومی و اورولوژی مطالعه کرد. او در سال ۱۳۱۷ پایان نامه خود را درباره درمان آدنوپاتی سلی از تصویب گذراند و موفق به دریافت مدال نقره از دانشکده پاریس شد. او پس از موفقیت در کسب درجه لوره آ در سال ۱۳۱۸ خورشیدی و درست یک ماه پیش از شروع جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت. پس از بازگشت به ایران او در دانشکده پزشکی استخدام شد و استادی کرسی جراحی عمومی و ریاست بخش جراحی بیمارستان سینا به وی واگذار شد. در آن زمان کمبود جراح در ایران باعث شده بود که وی حتی تا چندین جراحی در روز انجام دهد. رفت و آمد عدل با مقامات بلند کشور و دربار پهلوی او را تبدیل به شخصیتی سیاسی کرد و باغث شد تا بعد از کناره گیری اسدالله علم به دبیرکلی حزب مردم منصوب شود. او همچنین در سال ۱۳۴۲ به سناتوری مجلس سنای ایران رسید و تا چهار دوره این مقام را حفظ کرد. دختر او، کاترین عدل که با بهمن حجت کاشانی فرزند سپهبد کاشانی ازدواج کرده بود، به مبارزه مسلحانه با دولت وقت ایران روی آورد و سرانجام در درگیری با پلیس در سوم اردیبهشت ۱۳۵۴ کشته شد. با این همه این واقعه هیچ تاثیری در روابط پروفسور عدل با دربار نداشت و وی تا زمان انقلاب در زمره پزشکان معتمد دربار به شمار می آمد. او مکتبی در ایران پایه گذاری کرد که به مکتب عدل شهرت دارد. شاگردانش قبل از انقلاب مجلهای به نام ''مکتب عدل'' منتشر میکردند که حاوی آخرین اطلاعات علمی در این رشته بود. بزرگترین هنر مرحوم پروفسور عدل آن بود که ترس جراحان را از عمل جراحی را از میان برد و به آنان دل داد که به جراحی روی آورند و موفق شوند. البته تکنیکهای جدید و پیدایش آنتی بیوتیکها به موفقیتهای جدید در جراحی و شهرت او کمک کرد. یحیی عدل در سال ۱۳۸۱ درگذشت و خانه موروثی ایشان به عنوان یکی از آثار ملی ثبت و بازسازی شده است. پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: 07:54 :: نويسنده : turkdonyasi
ﺗﻮﺭﮎ ﺑﺎﻻﺳﯽ ﻓﺎﺭﺱ ﺩﺍﻧﯿﺸﯿﺮ ﻗﯿﺮﺟﺎﻧﯿﺮ... چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: 08:46 :: نويسنده : turkdonyasi
آشیق علسگر را میشناسید ؟؟!
آشیق علسگر شاعر زیباییهاست. زیبایی چارچوب شعر او را شکل میدهد. او عاشق و نغمهپرداز زیباییهاست. علسگر دنیای اطراف خویش را زیباتر و خوبتر از انسانهای عادی همعصر خود میبیند. او گاه زیباییهای زادگاه خویش را ب...ه تصویر میکشد و گاه پا را فراتر گذاشته و زیباییهای محل و سرزمین خویش را تصویر کرده و حتی زمانی به رسم و طرح زیباییهای کاینات میپردازد. آشیق علسگر در محیطی تربیت یافته است که طبیعت لامتناهیترین منبع الهام هنرمندی بوده است. برای همین زیباییهای طبیعت بیشترین سهم را در اشعار او دارند. او تغییرات محیط را فصل به فصل از نظر خویش گذرانده و برای هر یک از آنها تابلویی زیبا از واژگانی دوست داشتنی میآفریند و لحظه به لحظه غرق در زیباییها میشود. جانیمی قوربان ائیلهرم بیر بئله ترلان گؤزهله حال بیلن، شیرین گولن دوستا، مهریبان گؤزهله علسگر به زیبایی ظاهری اهمیت بسیاری میدهد و میداند تناسب در هر زمینهای یکی از پیشنیازهای زیباییست. او نشانههای زیبایی را خوب شناخته است و معتقد است هیچ دلبری نمیتواند بدون داشتن چنین نشانهها و مشخصاتی لقب «زیبا» را یدک بکشد. صوراحی گردنلی، قددی معتدل سنی خلق ائیلهییب جبار جلیل لبلرین شیرهسی آب سلسبیل لذذتی دونیادا بالا عوضدی آشیق علسگر تنها به زیبایی ظاهری نمیاندیشد. برای او زیبایی در حد کمال معنی دارد و زیبایی را در وحدت کمال و جمال یافته است. این شناخت و معرفت در علسگر خصوصی و منحصر به فرد است. او در کنار ظاهر به باطن، معنویات و زیبایی درونی نیز میاندیشد. صداقت، متانت، نکتهسنج بودن، وطندوستی و مردانه زیستن از جمله ویژگیهایی است که علسگر آنها را از شروط زیبایی میداند. شاید نفوذ اخلاقیات در شعر هیچ یک از آشیقها به اندازهی شعر آشیق علسگر زیبا و شاعرانه نباشد. چرا که او از اخلاقیات برای توصیف زیبایی استفاده کرده است. از نظر علسگر نبود هر یک از این عناصر منجر به برهم خوردن تناسب زیبایی میشود و در نوع بدتر آن، داشتن صفات متضاد آنها چون دروغ، خیانت و جهالت نه تنها باعث از بین رفتن زیبایی شده بلکه زیبایی جای خود را به زشتی میدهد. استفاده از این عناصر شعر آشیق علسگر را در ردیف اشعار بدیعی قرار میدهد. ایهام، مجاز، استعاره و تشبیه نقش عمدهای در زیباتر کردن اشعار علسگر ایفا کردهاند. در ضمن اشعار او از دیگر صنایع بدیعی و آشیقی چون مقایسه و کنایه، دوداق دیمز خالی نیست. اما خصوصیت منحصر به فرد اشعار آشیق علسگر در وحدتی است که او در بین زیباییها رعایت کرده است. او هیچگاه زیباییهای طبیعت را بدون انسان وانسان را بدون زیباییهای ظاهری و معنوی تصور نمیکند و همهی اینها را با ابزار بدیعیّات هنرمندانه به تصویر میکشد. گؤزهللر سئیرانگاهی سان گؤروم سنی وار اول یایلاق آچیلسین گؤل نرگیزین تزه مرغزار اول یایلاق موضوعات
پيوندها |
|||
|
|