turk donyasi
زبان،تاریخ و فرهنگ مردم ترک
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه به وبلاگ اینجانب سر میزنید خوشحالم. در ارائه و جمع آوری مطالب این وبلاگ سعی شده است مطالب مفید راجع به زبان ، فرهنگ و تاریخ مردم ترک از اکثر سایتها و وبلاگهای ایرانی و سایر کشورها به خصوص کشورهای ترک زبان دنیا استفاده شده است و در واقع گلچینی از مطالب سایت های مختلف است که در قالب یک وبلاگ جمع شده است. و سعی شده است با ارائه مطالب آموزش و همچنین لینک های مفید به یادگیران زبان ترکی کمکی کوچک کرده باشیم .خواهشمند است ما را از نظرات سازنده تان بی نصیب نفرمایید. ترکون دیلی تک سوگیلی ایستکلی دیل اولماز آیری دیله قاتسون بو اصیل دیل اصیل اولماز
نويسندگان
چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: 07:23 :: نويسنده : turkdonyasi

یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته
در وسط ذکر هنوز تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند
اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه
حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حقتعالی میکند
تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که
استادش گفته بود کامل میکنه
این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی

چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: 07:22 :: نويسنده : turkdonyasi

به یه ترکه گفتند کتابی بنویس
ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت
او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...،
سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب یازده جلدی نوشت
این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود

چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: 07:21 :: نويسنده : turkdonyasi

ه روز یه ترکـــه میره جبهه
بعد از یه مدت فرمانده میشه
یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش
جواب میده کدوم داداشم؟
اینجا همه داداش من هستن
اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد
اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری

چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: 07:20 :: نويسنده : turkdonyasi

یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره
ازش می پرسند چرا اینکار را کردی ؟ میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
اینها را هم میشود خورد
این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی.

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: 17:32 :: نويسنده : turkdonyasi

نگاهي به فاجعه خوجالي؛

مسلمانان آذربايجان چگونه قتل عام شدند؟

 

جنگي كه در اوايل دهه 1990 ميان كشور مسلمان آذربايجان و مسيحيان ارمني روي داد، جنگ ميان اسلام و مسيحيت بود. آنان كه بر سرنوشت جوامع اسلامي اهميت مي دهند، نمي توانند نسبت به فاجعه تاريخي كه در منطقه خوجالي آذربايجان روي داد بي تفاوت باشند. اين قتل عام يك فاجعه اي بود كه دل هر انساني را به درد مي آورد...

سايت مسلمانان جهان؛ پس از به بن‌بست رسيدن مذاكرات و ميانجيگري‌ها، نيروهاي مسلح دو كشور و در كنار آنها نيروهاي داوطلب مردمي به جنگ تمام عيار با يكديگر پرداختند. قواي ارمني، بنا به دلايلي كه اشاره خواهد شد، با پيشرفت در جبهه‌هاي جنگ مواجه شده و بخش‌هايي از اراضي جمهوري آذربايجان را به تصرف خود در آوردند. در داخل جمهوري آذربايجان، جنگ در دو جبهه جريان داشت: جنگ خارجي با ارمنستان و جنگ داخلي براي كسب قدرت بين جبهه خلق و حزب روس‌گراي حاكم. به دليل اختلافات داخلي در آذربايجان، ارامنه در جبهه جنگ با پيشرفت‌هاي چشم‌گيري مواجه شدند. در جبهه «مارتوني» نيروهاي ارمني در اواخر نوامبر 1991 بر «خوجاوند»، يكي از روستاهاي اطراف مارتوني كه محل استقرار توپ‌هاي آذربايجان بود، دست يافتند و چندي بعد نيز در 2 دسامبر، «كورك‌جان»، يكي ديگر از نقاط استراتژيك اطراف خان‌كندي را گرفتند. چندي بعد نيز ارتفاعات «جانيلو» را كه بر خان‌كندي اشراف داشت، اشغال كردند. در پي اين اشغال حدود 800 نفر از اهالي اين منطقه مجبور به ترك خانه شدند. در جبهه «عسگران» نيز جنگ به نفع نيروهاي ارمني ادامه داشت و پاره‌اي از روستاهاي منطقه به دست ارامنه افتاد.[1] با آغاز سال جديد حملات همچنان ادامه يافت و در ژانويه 1992 نيروهاي مسلح ارمني با حمايت لشكر 366 پياده نظام روسيه، اشغال آخرين منطقه مسكوني آذربايجاني‌ها در قره‌باغ را كه منطقه در محاصره كامل قرار گرفته بود، آغاز كردند. به دنبال ادامه درگيري‌ها، در 30 و 31 ژانويه دومين اجلاس شوراي كنفرانس امنيت و همكاري اروپا در شهر پراگ برگزار شد. در اين جلسه، آذربايجان و ارمنستان به عضويت اين كنفرانس درآمدند و تصميم گرفته شد تا يك هيئت گزارش دهنده به محل مناقشه اعزام گردد. از 12 تا 18 فوريه اولين بازديد هيئت گزارش دهنده كنفرانس امنيت و همكاري اروپا از منطقه صورت گرفت.

«خوجالي»[2]، شهر استراتژيكي سر راه آغ‌دام، شوشا، خان‌كندي و عسگران كه از اهميت خاصي برخوردار است، از پاييز سال 1991 كه نيروهاي روسيه از قره‌باغ عقب‌نشيني كردند، به تدريج در محاصره قرار گرفت. در جاده آسفالتي كه از اراضي عسگران مي‏گذشت، خندق‏هاي بزرگ كنده و برخي اراضي را مين‏گذاري كرده بودند. راه شوشا- خوجالي نيز به همين نحو مسدود شده بود. سيم‏هاي ارتباطي برق قطع و آب و گاز مصرفي مردم متناوباً مختل مي‏شد. از ماه نوامبر 1991 تمامي راه‏هاي ارتباطي به خوجالي مسدود شده و تنها از طريق هلي‌كوپتر به مردم شهر كمك‏رساني مي‏شد. از ماه نوامبر 1991 تا فورية 1992 به 7 هلي‌كوپتري كه در مسير عسگران يا شوشا به خوجالي در پرواز بودند، تيراندازي شده بود. از اواخر ژانوية 1992 و همزمان با سقوط هلي‌كوپتري كه به مرگ 40 نفر انجاميد، پرواز هليكوپترها به خوجالي محدود شد.

از اوايل فوريه در حالي كه نبردهاي پراكنده در «مارداكرت» و «مارتوني» ادامه داشت و خان‏كندي نيز كماكان تحت آتش توپخانه و موشك‌انداز قرار داشت، تمركز نيروهاي تازه‌نفس آذربايجاني در آغ‌دام آغاز شد. علاوه بر اين، گزارش‏هايي از تمركز نيرو در مرزهاي شمالي قره‏باغ و همچنين شوشا و «مالي بيگلي» نيز واصل شد. يكي از جرايد اين تدارك نظامي آذربايجان را اقدامي در جهت كسب كنترل منطقه پيش از شروع مذاكرات صلح مسكو در ماه آتي تعبير كرد. حملات قوي آذربايجان در دو جبهة عسگران و مارداكرت (بويژه روستاي «خرامورت») آغاز شد. در حالي كه نبرد در اين جبهه‏ها ادامه داشت، نيروهاي ارمني بر پاره‏اي از روستاهاي اطراف خان‏كندي كه محل تمركز قواي آذربايجان بود، يورش آوردند. نخست «خايبالي‏كند» و «قوشچولار» در شمال خان‏كندي در 10 فوريه سقوط كردند و فرداي آن روز نيز پس از يك هفته زد و خورد، روستاي «مالي بيگلي» كه از لحاظ اِشراف بر راه خان‏كندي اهميت اساسي داشت، به دست نيروهاي ارمني افتاد و كاملاً تخريب شد. با رسيدن اين خبر به خوجالي، زنان و كودكان شهر رو به كوه‏ها نهاده و به طرف روستاي «گلابلي» (gülablı) در آغ‌دام گريختند. ارمنيان نيز راه را بر آنان بسته و آنها را به گلوله بستند. تعدادي از آوارگان كه نجات يافته بودند، بعد از نيمه شب به «گلابلي» رسيدند. در همين زمان حملات نيروهاي ارمني به خوجالي آغاز شد. شهر در معرض سقوط قرار داشت. مقامات محلي به ويژه «ائلمان محمداف» رئيس شوراي اجرايي خوجالي، تلاش‏هاي گسترده‌اي را براي شكستن محاصرة خوجالي انجام دادند ولي اين تلاش‌ها به شكست انجاميد.

آخرين هلي‌كوپتر آذربايجاني روز 13 فوريه وارد خوجالي شد. طي روزهاي بعد، محمداف طي تماس‏هاي تلفني مكرر با آغ‌دام و باكو، درخواست كمك كرد. روز 17 فوريه براي بررسي وضعيت نظامي منطقه، جلسه‏اي در شهر آغ‌دام، مركز فرماندهي نيروهاي آذربايجان در قره‏باغ تشكيل شد. در همان شب خوجالي مورد اصابت موشك‏هاي ارمني قرار گرفت. با تشديد حملات ارمنيان، در روز 24 فوريه، محمداف به آغ‏دام اطلاع داد كه ارمنيان قصد دارند تلافي حادثة سومقاييت را در خوجالي درآورند. او درخواست كرد كه براي خروج زنان و كودكان از شهر، هلي‌كوپتر فرستاده شود. اين درخواست نيز مانند درخواست‏هاي ديگر بي‏جواب ماند. طي شب 25 و 26 فوريه 1992، نيروهاي مسلح ارمني با حمايت توپخانه و تجهيزات سنگين نظامي و سربازان لشكر پياده- موتوريزه 366 شوروي سابق، خوجالي را اشغال كردند. در اين حمله از پيشرفته‌ترين سلاح‌هاي موجود استفاده شده بود. در حاليكه نه در گروه‌هاي مسلح فعال در قره‌باغ و نه در ارتش‌هاي ارمنستان و آذربايجان سلاح‌هاي اين‌چنين وجود داشت. روسيه اين بار نيز شركت نيروهاي خود در حملات را تكذيب نمود ولي دو نفر از نيروهاي روسي شركت كننده در اين قتل‌عام كه به آذربايجان پناهنده شده بودند در يك نشست مطبوعاتي ضمن تاييد شركت نيروهاي روسي در اين حمله، اعتراف نمودند كه براي شركت در جنگ مسيحيان عليه آذربايجاني‌هاي مسلمان تحريك شده‌اند. در نتيجه اين حمله، تا ساعت پنج صبح روز 26 فوريه تمام شهر در آتش مي‌سوخت.[3]

جمعيتي در حدود 2500 نفر به اميد يافتن راهي به سوي آغ‌دام، مجبور به ترك خانه‌هايشان شدند اما به دليل بسته بودن تمام راه‌هاي شهر و محاصره آن توسط نيروهاي ارمني، فرصت فرار نيافته و در آتش سنگين نيروهاي مهاجم قرار گرفتند. اين حمله وحشيانه باعث كشته شدن 613 نفر آذربايجاني از جمله 63 كودك و 106 زن و زخمي شدن 487 نفر از ساكنين شد و شهر به اشغال نيروهاي ارمني درآمد. 1275 نفر از سكنه اعم از پيرمرد، پيرزن، كودك و زن به اسارت درآمده و مورد شكنجه قرار گرفتند. سرنوشت 150 نفر نامشخص مانده است. تعداد بسياري نيز كه براي نجات خود از شهر فرار كرده بودند، گرفتار سرماي شديد شده و نتوانستند خود را به منطقه امني برسانند و در اثر سرما و گرسنگي كشته شدند. گروهي از مردم شهر موفق شدند از محاصرة ارمنيان درآمده و از راه كوهستان (تنگة عسگران) به طرف روستاي «شللي» در آغ‌دام بگريزند. راه آنان از نزديكي روستاي ارمني‌نشين «نخجواني» مي‌گذشت. در نتيجه پناهندگان غيرنظامي زير آتش نيروهاي نظامي قرار گرفتند و صدها آذربايجاني بي‏پناه كشته شدند. گلوله‌هايي كه از پشت به بدن و پاهاي اين افراد اصابت كرده بود، نمايانگر اين بود كه آنان در حال فرار گلوله‌باران شده‏اند.[4]

كشتار غيرنظاميان در خوجالي به قدري تكان دهنده بود كه به گفتة «رودي پاتريك» گزارشگر تلويزيون انگليس، اين قتل‏‌عام را بايد از اسفناك‌ترين رويدادهاي تاريخ بشر دانست. «احمد مسرت» خبرنگار شبكة 5 تلويزيون فرانسه نيز از كنده شدن پوست سر و بريده شدن انگشتان عدّه‏اي از قربانيان گزارش داد.[5] پس از وقوع «قتل عام خوجالي» و شركت نيروهاي باقيمانده از شوروي در اشغال اين شهر، پرسنل لشكر 366 پياده از خان‌كندي عقب‌نشيني كرد كه در نتيجه اين عقب‌نشيني، 25 عدد تانك، 87 دستگاه نفربر زرهي سبك، 28 دستگاه خودروي جنگي و 45 عرّاده توپ به طور غيرقانوني به ارمنستان منتقل شد. با سقوط خوجالي و قتل عام ساكنانش، مخالفان آياز مطلب‌اف، پس از چند روز اعتصاب و تظاهرات، وي را در 6 مارس 1992 مجبور به استعفا كرده و شورايي مركب از «حسن حسن‌اف» با «رحيم قاضي‌اف»، وزير دفاع؛ «حيدر علي‌اف»، صدر شوراي عالي نخجوان؛ «ابوالفضل ائلچي‌بيگ» و «اعتبار محمداف»، هر دو از جبهه خلق، تحت سرپرستي «يعقوب محمداف»، سخنگوي شوراي عالي آذربايجان اداره امور را در دست گرفت. از نقطه نظر مناسبات خارجي نيز، پس از واقعه خوجالي، قدرت‌هاي جهاني و منطقه‌اي نقش مشخص‌تري در تحولات منطقه ايفا كردند. هر يك از قدرت‌ها با توجه به منافع خود شروع به دخالت در مناقشه نموده، آن را تبديل به مناقشه‌اي بين‌المللي نمودند.[6]

 

[1]- كاوه بيات، بحران قره‌باغ، (تهران: نشر پروين، 1372)، صص 94- 90.

[2]- اين شهر با 7 هزار جمعيت در 10 كيلومتري خان‏كندي قرار گرفته بود.

[3]- پرويز زارع شاهمرسي، «فاجعه خوجالي»، سايت اينترنتي آذيول، 21 آذر 1387،

، 1 خرداد 1388.

[4]- «به ياد خوجالي»، ويژه‏نامه نشريه دانشجويي اينام دانشگاه شهيد رجايي تهران، شماره 11، اسفند 1386، صص 8- 1.

[5]- "Elman Məhəmmədov`la Danışıq", Odlar yurdu, Bakı, No.5- 6, 20 February 1993, p 21.

[6]- كاوه بيات، پيشين، صص100- 99.

 

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: 17:26 :: نويسنده : turkdonyasi
 

ماه مارس - سالروز قتل عام آذربايجانيان است

 

آزربايجان، باكو، 11 فروردين، سالروز قتل عام آزربايجانيان است. 31 ماه مارس همه ساله به عنوان سالروز نسل كشي آزربايجاني ها از سوي ارامنه برگزار ميشود.

آزربايجان پس از استقلال توانسته حقايق تاريخي خود را بطور آشكار و عادلانه مورد برسي قرار دهد. بخشي از تاريخ اين كشور مربوط به سالهايي است كه تحريف شده اند.

حوادث مهم بسيار و قتل عامهايي كه در تاريخ آزربايجان رخ داده و تابحال مورد بررسي سياسي قرار نگرفته است.

پس از امضاي عهدنامه گلستان و تركمنچاي در سالهاي 1813 و 1828 اراضي آزربايجان تقسيم و مدتي بعد از اين فاجعه اراضي آزربايجان مورد اشغال ارامنه قرار گرفت. با حمايت دولتهاي خارجي ، ارامنه از مناطق ديگر به آزربايجان كوچانده شده و اسكان يافتند. در پي اين امر براي چند بار متوالي اهالي مسلمان آزربايجان از سوي ارامنه قتل عام شده اند.

با اينكه تعداد ارامنه اسكان يافته در ايالتهاي ايروان، نخجوان و قره باغ بسيار كم بوده اما آنها با حمايتهاي بعضي نيروهاي خارجي مناطق مسكوني خود را با اسامي ارمني نامگذاري كردند. با اين شيوه اشغالگري، آزربايجانيها از مناطق خود مجبور به مهاجرت شدند. ارامنه سپس به فكر ايجاد كشور "ارمنستان بزرگ" افتادند. بخاطر ايجاد اين كشور در اراضي آزربايجان به مرور آنها در طول تاريخ اسامي مناطق آزربايجاني را به نامهاي ارامنه تبديل كرده اند. ارمنيها ضمن تحريف تاريخ آزربايجان و ديگر كشورهاي قفقاز، تاريخ جعلي براي خود درست كرده اند.

همين ارامنه اي كه قصد ايجاد كشور "ارمنستان بزرگ" را داشتند، در سالهاي 1907-1905 بطور آشكار تعداد زيادي از آزربايجانيها را قتل عام كردند. در هنگام اين حوادث تعداد زيادي از مردم باكو و آزربايجانيهايي كه در مناطق ديگر كشور ارمنستان امروز مسكون بوده اند بطور وحشيانه از سوي نيروهاي ارامنه كشته شده اند.

آباديهاي مربوط به آنها از سوي ارامنه محو و نابود گشته است. ارمنيها در طول تاريخ هميشه از فاش شدن اين حقايق تاريخي ممانعت كرده اند. براي همين هم اين حادثه تابحال مورد ارزيابي حقوقي و سياسي قرار نگرفته است.

بخاطر جنگ جهاني اول و انقلاب فوريه 1917 در روسيه، ارمنيها ضمن استفاده از فرصت وخيم بودن اوضاع منطقه با نيروهايي تحت عنوان "نيروهاي بلشويك" در سال 1918 جهت نابودي باكو به اين شهر وارد شدند. در اين هنگام نيز مقصد اساسي آنها ايجاد كشور ارمنستان بزرگ و الحاق شهرهاي منطقه به اين كشور بوده است.

مردم آزربايجان هنوز هم آن جنايتهاي وحشيانه اي را كه نيروهاي ارمني هنگام ورود به باكو در سال 1918 مرتكب شده اند را فراموش نكرده است. هزاران نفر از مردم بي گناه ما هنگام ورود نيروهاي ارمني به باكو به جرم آزربايجاني و مسلمان بودنشان كشته شدند. ارمنيها خانه هاي مردم را آتش زده و مردم را زنده - زنده سوزاندند. بناهاي ملي و تاريخي، مساجد، مدارس و بيمارستانها را ويران و بخش زيادي از باكو را به يك شهر خرابه تبديل كردند.

پس از حوادث باكو نيروهاي ارمني در مناطق شاماخي، قوبا، قره باغ، زنگزور، نخجوان، لنكران و مناطق ديگر آزربايجان نيز جنايتهاي نظير آن را مرتكب شدند. مردم بي دفاع و زنان و كودكان را بطور دسته جمعي قتل عام و شهرها، روستاها و آثار فرهنگي آزربايجان را محو و نابود كردند.

بدنبال تاسيس جمهوري خلق آزربايجان، به تحولات مارس سال 1918 ميلادي توجه خاصي مبذول شد. شوراي وزيران 15 ژوئن سال 1918 با هدف پيگيري اين فاجعه تصميم به تشكيل كميسيون بررسي ويژه گرفت. اين كميسيون به قتل عام ماه مارس و در وهله اول وحشيگري هاي ارمنيها در شهر شماخي و جنايات وحشتناك ارمني ها در شهر ايروان رسيدگي و براي ابلاغ واقعيت هاي موجود در اين زمينه در مجامع جهاني ساختار ويژه اي وابسته به وزارت خارجه آزربايجان تشكيل داد. جمهوري خلق آزربايجان 31 ماه مارس سال هاي 1919 الي 1920 را براي نخستين بار به عنوان روز عزاي ملي اعلام كرد. اين اقدام در واقع نخستين تلاش براي ارزيابي سياسي از قتل عام عليه آزربايجاني ها و روند اشغال سرزمين هاي آزربايجان كه بيش از يك قرن ادامه داشت، بود. با سقوط جمهوري خلق آزربايجان اين كار ناتمام ماند.

ارامنه با سوء استفاده از اجراي طرح هاي شوروي در قفقاز براي تحقق بخشيدن به نيات پليد خود تلاش بسياري كردند و در سال 1920 منطقه زنگه زور و برخي سرزمين هاي آزربايجان را اراضي ارمنستان شوروي اعلام كردند. بدنبال آن ، براي اجراي موفقيت آميز سياست تبعيد آزربايجاني ها از اين مناطق به ترفندهاي جديدي دست زدند. بدين طريق آنها براساس فرمان ويژه مورخ 23 دسامبر سال 1947 شوراي وزيران اتحاد شوروي مبني بر انتقال آزربايجانيها از ارمنستان به مناطق اطراف رودخانه هاي كر و ارس آزربايجان و بدنبال آن در سالهاي 1948 - 1953 به تبعيد دسته جمعي آزربايجاني ها از سرزمين هاي آبا و اجدادي خود در سطح دولتي موفق شدند.

تجزيه طلبان ارمني به كمك حاميان و هواداران خود از سالهاي 1950 عليه ملت آزربايجان كارزار تجاوزكارانه معنوي وحشيانه اي را طراحي و اجرا كردند. در مطبوعات مندرج در شوروي سابق براي نسبت دادن فرهنگ ملي ، ميراث تاريخي و زيباترين نمونه هاي اثار معماري آزربايجان به ارمني ها اقدام شده است. ارمني ها در عين حال براي معرفي آزربايجاني ها به عنوان چهره اي منفي به جهانيان تلاش زيادي بخرج داده اند. اين به اصطلاح ملت مظلوم و جفا ديده ارمني تحولات رخ داده در اوايل قرن را آگاهانه تحريف و برعكس عاملان قتل عام عليه آزربايجاني ها و مرتكبين جنايات عليه آزربايجاني ها را قربانيان بيدادگري معرفي كرده اند.

در اوايل قرن گذشته از شهر ايروان كه اكثريت اعظم اهالي آن آزربايجاني و مسلمان نشين بود و همچنين از ديگر مناطق ارمنستان شوروي هم وطنان ما در معرض تعقيب و فشار قرار گرفته و بطور دستجمعي از زادگاه هاي خود رانده شدند.

حقوق آزربايجاني ها توسط ارامنه بطور بيرحمانه اي نقض ، از تحصيل آنها به زبان مادري جلوگيري و عليه آنها تحريم هايي اعمال مي شد. اسامي روستاها و مناطق آزربايجاني تغيير و نامهاي ارمني جايگزين اسامي معاصر مي شود. تاريخ جعلي ارامنه بمنظور ايجاد بستري براي تربيت جوانان ارمني با روح شووينستي تا سطح سياست دولتي ارتقاء يافت. نسل جديد ما كه در روح ادبيات و فرهنگ آزربايجان كه در راستاي آرمانهاي بزرگ انسان دوستي خدمت مي كند، تربيت يافته ، در معرض تعقيب هاي ايدئولوژي ارامنه قرار گرفت.

تهمت ها عليه ارزشهاي معنوي، غرور ملي و هويت ملي مردم آذرباريجان براي تجاوز سياسي و نظامي زمينه ايدئولوژيك ايجاد و سياست قتل عام عليه مردم آزربايجان بعلت فقدان ارزش حقوقي شواهد و دلايل تاريخي در مطبوعات شوروي از سوي ارامنه تحريف و افكار عمومي منحرف شد. تبليغات ضد آزربايجاني كه ارامنه با بهره جويي از رژيم شوروي انجام داده و در اواسط سالهاي 1980 هر چه بيشتر تقويت بخشيده شده بود، توسط مقامات جمهوري آزربايجان ارزش حقوقي لازم را نيافت.

رانده شدن صدها هزار آزربايجاني از سرزمينهاي تاريخي خود و در مرحله اول مناقشه قره باغ كوهستاني كه از سال 1988 مطرح شد، نيز در كشور ارزش سياسي صحيحي پيدا نكرد. مردم كشورمان با اعتراض جدي به تصميم غير قانوني ارامنه در مورد الحاق خودمختاري قره باغ كوهستاني آزربايجان به ارمنستان شوروي و تجزيه اين منطقه از قلمرو آزربايجان بوسيله كميته اداره ويژه توسط مسكو، به انجام اقدامات سياسي مهمي مجبور شد. برغم محكوميت شديد سياست اشغال سرزمينهاي آزربايجان در جريان تظاهراتهاي برگزارشده در كشورمان، سران وقت آزربايجان از موضع غير فعال و ضعيف خود پاپيش نگذاشتند. صرفاً در نتيجه ان در ماه ژانويه سال 1990 با هدف سركوب نهضت مردمي آزربايجان، نيروهاي ارتش شوروي وارد باكو شد،و طي آن صدها آزربايجاني كشته ،مجروح و معلول شده و در معرض ساير شكنجه ها قرار گرفتند.

ارامنه در ماه فوريه سال 1992 عليه مردم شهر خوجالي مرتكب وحشيگري بي رحمانه و بي سابقه اي شدند. اين فاجعه خونين كه بعنوان قتل عام خوجالي در تاريخ آزربايجان و جهان به ثبت رسيد، منجر به كشتار دسته جمعي و اسارت هزاران آزربايجاني و يكسان شدن اين شهر با خاك شد.

در نتيجه جنبش ماجرا جويي ملي گرايان و تجزيه طلبان ارمني در قره باغ كوهستاني امروزه بيش از يك ميليون نفر از همميهنان ما از طرف اشغالگران ارمني از زادگاه خويش بيرون رانده شده و در شرايط اسفناكي بسر مي برند. حين اشغال 20 درصد از سرزمينهاي كشورمان از سوي نيروهاي مسلح ارمني، هزاران تن از شهروندان كشورمان به شهادت رسيده و مجروح شده اند.

كليه فجايع آزربايجان در قرنهاي 19 تا 20 همگام با تصرف سرزمينهاي كشورمان بود كه مراحل مختلف سياست قتل عام سنجيده و برنامه ريزي شده ارامنه عليه آزربايجانيها را تشكيل داده است.

فقط براي ارزيابي سياسي به يكي از اين حوادث- كشتار دسته جمعي در ماه مارس 1918 تلاش شده است.

جمهوري آزربايجان بعنوان وارث حقوقي جمهوري خلق آزربايجان امروزه وظيفه ارزيابي سياسي حوادث قتل عام را بعنوان ادامه منطقي تصميماتي كه جمهوري خلق آزربايجان تا آخر موفق به انجام آن نشد، تعبير و آنرا تقدير تاريخي حساب مي كند

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: 17:12 :: نويسنده : turkdonyasi

حوادث خونين 20ژانويه سال 1990 در باكو

 
 

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، حكم قصاص در قتل در سرنوشت شما نوشته شده است.

آيه 178 سوره بقره / قرآن كريم

در تاريخ ملت آذربايجان، صفحات خونين فراواني وجود دارد. در بين اين صفحات، جنايات نظامي و خونين نيروهاي شوروي در نيمه شب مابين روزهاي 19 و 20 ژانويه سال 1990 در باكو پايتخت آذربايجان و در ديگر مناطق كشور منحصربه‌فرد مي‌باشد. موضوعي كه باعث منحصربه‌فرد شدن اين واقعه گرديده، رخ دادن چنين جنايت سنگين و خونيني در دوران معاصر مي‌باشد. موضوع ديگر، انجام اين جنايات از سوي نيروهاي شوروي برعليه مردم شوروي بود. تهيه سناريوي اين واقعه، اجراي آن و حق دادن به آن حيله‌گري بود كه با هيچ منطق سياسي همخواني نداشته و هيچگونه مطابقتي با اخلاق و معنويات سياسي نداشت. وحشتناك‌ترين موضوع اين بود كه سربازان حاضر در يگانهاي لشگري كه وارد باكو شده بود و نيروهايي كه به شكلي هدفمند گردآوري شده بودند، با استفاده از گلوله‌هايي كه هسته آنها با سنگيني خاصي توليد شده بود، بي‌رحمي خود را نسبت به ساكنين به نمايش گذاشتند. تركيب اصلي نيروهاي موجود در تيپ نظامي حاضر در اشغال باكو از پارتيزان‌هاي ارمني‌الاصلي كه از ولايت كروسنادار روسيه جمع‌آوري شده بودند تشكيل شده بود. اين در حالي بود كه مقامات رسمي كرملين تلاش مي‌كردند تا حمله به باكو را با دلايل مختلف توجيه نموده و خود را در اجراي اين واقعه خونين كه با بي‌رحمي خاصي همراه بود، محق نشان دهند.


[4، ص.100] سخنان و اظهارات شاهدين بي‌شمار، اسناد غيرقابل انكار، هزاران تصوير و ويدئوي دهشت‌انگيز، نوشته‌هاي خبرنگاران و مدارك ديگر ايدئولوژي جعلي كومونيسم و اعمال ارتش شوروي را افشا نمودند. [5، ص.11] پيش از آنكه به ابعاد سياسي وقوع فاجعه 20 ژانويه بپردازيم، به چند نكته در خصوص اجراي اين جنايت خونبار براساس يك سناريوي اختصاصي توجه كنيم. از روز 15 ژانويه، موضوع اصلي گفتگو بين ساكنين شهر، انجام و يا عدم انجام لشگركشي به باكو بود. بي‌شك هر كسي از ديدگاه خود به اين موضوع مي‌پرداخت. پس از وقوع جنايات خونبار تفليس و ويلنوس، هنوز اشخاصي وجود داشتند كه نمي‌خواستند باور كنند ارتش شوروي جنايت ديگري را برعليه سقف شوروي مرتكب خواهد شد. اما به باكو لشگركشي شد و خونهايي ريخته شد. به منظور اجراي سناريوي تدوين شده در خصوص اشغال باكو، تدابير مهمي اتخاذ شده بود. اين تدابير به شرح ذيل بود:

- تدابير مهمي در راستاي حفظ آسايش اجتماعي در باكو اتخاذ نشده بود؛

- منبع انرژي شركت راديو منفجر شده و ساكنين در محاصره اطلاعاتي قرار داده شده بودند؛

- در خصوص وضعيت فوق‌العاده، از قبل هيچگونه اطلاع‌رساني انجام نشده بود؛

- نيروهاي سازمانهاي امنيتي (پليس) محلي بطور كامل خلع سلاح شده بودند؛

- مشكلات ساختگي براي بيمارستانها و مراكز درماني اورژانسي ايجاد شده بود؛

- آمبولانسهاي مراكز اورژانس مورد هدف قرار گرفته بودند؛

- انشعاب برق برخي از بيمارستانها قطع شده بود؛

بدين ترتيب م.گورباچف آخرين رهبر اتحاد جماهير شوروي سابق و ديگر روساي كرملين، با لشگركشي به باكو و ديگر مناطق آذربايجان، به دنبال رسيدن به مقاصد حيله‌گرانه‌اي بودند. برخي از اين مقاصد به شرح ذيل مي‌باشد:

- اعلام وضعيت فوق‌العاده در آذربايجان؛

- تضعيف روحيه مبارزه در بين مردم و هراسانيدن آنان؛

- اعلام حكومت نظامي غيرقانوني در كشور و جلوگيري از اتخاذ تدابير مقتضي از سوي ساكنين آذربايجان به منظور دفاع از خويش در مقابل تجاوز ارامنه؛

- برگزاري انتخابات مجلس در شرايط فوق‌العاده و تشكaيل مجلسي خيانتكار و بازيچه دست؛

- هدايت فرآيندهاي سياسي به سمت و سوي مسلح شدن نيروهاي سياسي و ترويج هرج و مرج و بحران در كشور. [7، ص.50-40]

البته واقعه 20 ژانويه پيش از هر چيزي، يك جنايت جنگي برعليه يك ملت واحد و انسانهاي بي‌گناه و غيرنظامي مي‌باشد. اما عليرغم اين مسئله، اين واقعه به عنوان برگ زرين دلاورمردي در تاريخ مبارزات ملي و آزادي‌خواهانه ملت آذربايجان حك شده است. لازم به ذكر است كه اگر ارامنه در آستانه سقوط اتحاد جماهير شوروي، مرحله جديد ادعاهاي خويش در خصوص خاك آذربايجان را مطرح نكرده بودند، اگر رهبران شوروي در ارتباط با موضوع قره‌باغ كوهستاني مواضعي ناعادلانه اتخاذ ننموده و بي‌جهت از ارامنه حمايت ننموده بودند، آنگاه فاجعه 20 ژانويه رخ نمي‌داد. مي‌توان گفت فاجعه 20 ژانويه نتيجه اعتراض ملت برعليه بردگي و بي‌عدالتي بود. اما در خصوص ارتباط بين فاجعه 20 ژانويه با مناقشه قره‌باغ كوهستاني بين آذربايجان و ارمنستان، مي‌توان اسناد تاريخي و معتبر بسياري را عنوان نمود. يكي از اين اسناد، هجوم همه‌جانبه ارمنستان به آذربايجان در سرتاسر مناطق مرزي در شب بين روزهاي 19 و 20 ژانويه سال 1990 مي‌باشد. يكي از مقاصد اشغالگرانه و استراتژيك ارامنه، اشغال جمهوري خودمختار نخجوان بود. «در روز 19 ژانويه سال 1990، روستاي سدرك از توابع شهرستان شرور جمهوري خودمختار نخجوان از سمت روستاي يرارخس شهرستان آرارات ارمنستان مورد آتش توپخانه قرار گرفت، سپس اين روستا مورد تعرض نيروهاي مسلح قرار گرفت. نتيجتاً كارخانه شراب اين روستا و دو بشكه بزرگ پر از شراب منفجر شده و اشياء آتش گرفتند، 5 دستگاه خانه مسكوني ويران شده، 6 نفر آذربايجاني به قتل رسيده و 23 نفر زخمي شدند».

[1، ص.9] در حقيقت در هنگامي كه نيروهاي شوروي در شب مابين روزهاي 19 و 20 ژانويه سال 1990 به مردم بي‌دفاع آذربايجان تجاوز مي‌نمودند، هجوم همه‌جانبه ارامنه به هيچ وجه تعجب‌انگيز نيست. زيرا همسايگان متجاوز ما، هر از چند گاهي براي رسيدن به مقاصد حيله‌گرانه خود، در جهت استفاده از شرايط سياسي تلاش نموده، در اكثر مواقع به مقاصد شوم خود دست يافته و اين تجربه بزرگ و منحصربفرد را ادامه مي‌دهند. [2؛ 3؛ 10] كارشكني انجام شده در شهر سومقاييت جمهوري آذربايجان در دوره‌اي كه اولين نشانه‌هاي مناقشه قره‌باغ كوهستاني بين آذربايجان و ارمنستان مشاهده مي‌گرديد، يك مثال براي موضوع مذكور مي‌باشد. [6] واقعه سومقاييت از دسته كارشكني‌هايي بود كه براي ايجاد تصوير «ارمني مظلوم»-«آذربايجاني وحشي» به اجرا درآمده بود. داشناك‌ها با به قتل رساندن ارمني‌هايي كه از كمك كردن به بنيادهاي ارامنه در سومقاييت خودداري مي‌نمودند، از يك سو انسانهاي بي‌گناهي مانند آنان را مجازات نمودند و از سوي ديگر به يكي ديگر از مقاصد شوم خويش در راستاي اجراي سياستهاي اشغالگرانه خود برعليه آذربايجان دست يافتند.

براساس اسناد تاريخي بي‌شمار و محاكمه‌هاي سياسي مي‌توان اثبات نمود كه، روسيه تزار و وارثين سرخرنگ بلشويك آن، هر از چند گاهي به منظور دستيابي، حفظ و توسعه منافع خويش در قفقاز، ايران و تركيه، با مهارت تمام از ارامنه استفاده نموده‌اند و موضوع استفاده ابزاري از همسايگان بدنام ما در آستانه سقوط امپراتوري شوروي و در فرآيندهاي مشخص بعدي نيز وجود داشته و تا امروز نيز ادامه يافته است. از ارامنه برعليه كشور همسايه گرجستان نيز به صورت مداوم استفاده شده است. تنها در 10 سال اخير، ارامنه جافاختيا بارها برعليه تماميت ارضي گرجستان كارشكني كرده‌اند. اما در رابطه با ادعاهاي اشغالگرانه روسيه تزار و همچنين مقاصد تجاوزگرانه آنان برعليه ايران مي‌توان به وصيت‌نامه پيوتر اول اشاره نمود. [9، ص.6-4] در همين جا مي‌توان به وحشي‌گريها و ويرانگري‌هاي بي‌مانند و قتل‌عام‌ها، كشتارها و خودسري‌هاي ارتش روسيه تزار در اوايل قرن نوزدهم در خاك ايران كنوني و در شرق تركيه كه برگرفته از وصيت‌هاي پيوتر اول مي‌باشد و در سيستم اداره كشور منعكس شده، اشاره كرد. هنگامي كه نيروهاي ارتش مذكور مجبور به ترك منطقه شدند، دست به وحشي‌گريهاي بزرگتري زدند و فرماندهان لشگر مقدار زيادي سلاح و تجهيزات را بدون هيچگونه چشم‌داشتي به ارامنه واگذار نمودند. تمامي اين اقدامات موجب از بين رفتن صلح و ثبات در منطقه شده و عامل اصلي وقوع تمامي فرآيندهاي خونين سالهاي بعد بود. [8، ص.58]

با گذشت زمان از وقوع فاجعه 20 ژانويه، حقايق جديدي در رابطه با دلايل و اهداف اين واقعه آشكار مي‌گردد. علي‌الخصوص لازم به ذكر است كه لشگركشي سران اتحاد جماهير شوروي به باكو بدون وجود زمينه‌هاي حقوقي صحيح، با سكوت جامعه جهاني همراه گشته است. عليرغم اينكه پيش از وقايع باكو، كشتارهاي نيروهاي شوروي در ويلنوس و تفليس موجب اعتراض ايالات متحده آمريكا و دولتهاي غربي گرديده بود. مقايسه اخير يكي از نشانه‌هاي استانداردهاي دوگانه موجود در جهان مي‌باشد. در شب مابين 19 و 20 ژانويه سال 1990، يك جنايت ديگر نيز در جامعه بين‌الملل رخ داد. ايالات متحده آمريكا به بهانه جستجوي مواد مخدر به دولت پاناما لشگركشي كرد. بدين ترتيب لشگركشي همزمان به آذربايجان و پاناما در يك روز، نشاندهنده وجود برخي موضوعات پنهاني و تاريك بود. اما صرفنظر از مقاصد شوم و حيله‌گرانه مورد بحث براي اشغال مجدد باكو توسط نيروهاي شوروي در اواخر قرن، فاجعه 20 ژانويه موجب تسريع در سقوط امپراتوري شوروي گرديد. فاجعه 20 ژانويه به عنوان يك جنايت جنگي خونبار كه تصوير باطني امپراتوري شوروي را آشكار نمود، در تاريخ ثبت شد و ايدئولوژي كمونيسم كه نزديك به 70 سال بصورت جعلي تبليغ مي‌گرديد، در نتيجه مجازات انسانهاي بي‌ گناه در باكو يك شبه ناچار به نابودي گرديد. [13]

متاسفانه رهبراني آذربايجان در آن دوره، نه پيش از اين واقعه، نه پس از وقوع فاجعه خونين ژانويه و نه در فرآيندهاي بعدي، همبستگي خود را با ملت آذربايجان به نمايش درنياوردند. بالعكس با تمامي وجود به اجراي تمامي سناريوهاي كارشكنانه مسكو خدمت كرده و براي پنهان كردن فاجعه 20 ژانويه و ماهيت حقيقي اين واقعه از جامعه جهاني تلاش كردند. در اين رابطه، تفكرات، اظهار نظرها و ملاحظات اساسي، پس از وقوع آن در مطبوعات خارجي نيز به صورت مداوم نگاشته مي‌شود. [12، ص.4]

حيدر علي‌اف رهبر ملي آذربايجان به همراه اعضاي خانواده خود در روز 21 ژانويه سال 1990، با مراجعه به نمايندگي دائمي آذربايجان در مسكو، در ارتباط با فاجعه مذكور به ملت آذربايجان تسليت گفت. وي با جسارت م.گورباچف و زيردستان وي در آذربايجان كه مسئول فاجعه 20 ژانويه بودند را قاطعانه متهم نمود. وي هجوم ارتش مسلح به باكو با تجهيزات نظامي سنگين، مجازات و ريختن خون انسانهاي بي‌گناه را به اطلاع تمامي جهانيان رساند. چندي بعد، با بازگشت حيدر علي‌اف به آذربايجان، وي مبارزه آشتي‌ناپذيرتري را آغاز نمود. اما متاسفانه بازگشت حيدر علي‌اف به آذربايجان، تمامي نيروهاي ضد علي‌اف را متحد نمود و مفهوم «نيروي ثالث» وارد دايره لغات سياسي گرديد. اين مفهوم بيان‌كننده وحدت مابين ملت آذربايجان و حيدر علي‌اف بود. حيدر علي‌اف مواضع خود در خصوص آشكار شدن مقصرين فاجعه 20 ژانويه و حداقل انجام مجازات معنوي آنان را بدون هيچگونه امتناعي دنبال نمود. «در روز 29 آگوست سال 1991، ما يكبار ديگر حيدر علي‌اف را به عنوان نماينده مجلس در تريبون مجلس عالي شوروي مشاهده نموديم. سخنراني وي در كنار حقايقي تلخ، حاوي حقايق اصولي سرسختانه‌اي نيز بود. مهمترين مطالبه وي، انجام ارزيابي سياسي و حقوقي در خصوص فاجعه 20 ژانويه بود». [7، ص.48]

عليرغم جانفشاني‌هاي نيروهاي مخالف انجام ارزيابي سياسي و حقوقي در خصوص فاجعه 20 ژانويه، تاريخ تمامي امور را با سير طبيعي خود به جريان انداخت. «وقايعي كه با حكم تاريخ رخ داده بودند نيز گويي بر اساس سناريوي مطرح شده در سخنراني‌هاي حيدر علي‌اف در طول سال 1991 جريان مي‌يافتند». [7، ص.51]. در روز 8 دسامبر سال 1991، دولت عظيمي همچون اتحاد جماهير شوروي از نقشه سياسي جهان پاك شد. اساسنامه «استقلال دولت آذربايجان» نيز در روزهاي پاياني همين سال مورد راي‌گيري عمومي قرار گرفت. چهار سال پس از جنايت 20 ژانويه، با اقدام و تاكيد حيدر علي‌اف، براي اولين اين واقعه مورد ارزيابي سياسي و حقوقي قرار گرفت و اسامي مقصرين اين واقعه به ملت آذربايجان و جامعه جهاني اعلام شد.

نتيجه: فاجعه 20 ژانويه موجب قتل‌عام فرزندان برگزيده ملت آذربايجان گرديد. جنايت جنگي رخ داده در يك شب، رشته‌هاي ايدئولوژي جعلي كمونيسم را كه ساليان طولاني از صلح‌دوستي دم مي‌زد، پنبه كرد. فرآيند سقوط امپراتوري شوروي تسريع يافت. دستاورد آن نيز، آزادي ملت آذربايجان، دولتي مستقل و خيابان شهدا بود كه به زيارتگاه و ميعادگاه ابدي ميليونها انسان مبدل گشت.

خلاصه:

اين مقاله، موضوع جنايات خونبار نيروهاي شوروي در شهر باكو و ديگر مناطق آذربايجان كه در شب مابين روزهاي 19 و 20 ژانويه سال 1990 رخ داد را مورد بررسي قرار مي‌دهد. مولف براساس حقايق انكارناپذير و ملاحظات منطقي اثبات مي‌نمايد كه اين جنايت، ادامه سياستهاي تبعيض‌آميز امپراتوري شوروي نسبت به آذربايجان بوده كه از اولين روز پيدايش اين امپراتوري به اجرا درآمده است. در اين شب، باكو يكبار ديگر توسط نيروهاي شوروي اشغال شد. هدف از اين كار، ايجاد وضعيت فوق‌العاده در كشور و فراهم نمودن شرايط مناسب‌تر براي ادامه تجاوز ارامنه برعليه آذربايجان بود. نتيجه اينكه، آنان به اين هدف ننگين خود دست يافتند.

صابر شاه‌تاختي (حاجي‌اف)

نماينده آذرتاج

در جمهوري اسلامي ايران

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: 17:09 :: نويسنده : turkdonyasi

نتايج سنگين اجتماعي-سياسي مسلح‌شدن ارامنه

 در سالهاي سقوط شوروي سابق در آذربايجان

 
 

«قره‌باغ كوهستاني خاك ازلي آذربايجان است... ارامنه به عنوان ميهمان به خاك ما آمده‌اند...
كميته اختصاصي در قره‌باغ كوهستاني توسط رهبران اتحاد جماهير شوروي و در وهله اول توسط گورباچف تشكيل شده است و تشكيل اين كميته به معناي تقويت تمايلات جدايي‌طلبانه در قره‌باغ كوهستاني بود.»[1]
(بخشي از سخنان آقاي الهام علي‌اف رياست جمهوري آذربايجان در جمع اهالي ولايت آغدام)

بلشويك‌ها همانگونه كه با حاكميت شوروي بر آذربايجان مشكلات جدي را به همراه خود آوردند، به هنگام ترك كشور نيز با ايجاد مجدد مشكلات مشابه از حاكميت كنار رفتند. همانگونه كه ذكر شد، كمونيست‌ها همانند زمان ورود و موجوديت خود، در هنگام خروج خود نيز در سياست‌هاي خود برعليه آذربايجان، با مهارت خاصي از ارامنه استفاده نمودند. ناسيوناليست‌هاي ارمني نيز در هر سه مرحله يعني مراحل تاسيس، حاكميت و سقوط دولت شوروي، صرفاً با كمك حكومت شوروي، ادعاهاي بي‌پايه و اساس خود برعليه آذربايجان را مكارانه تحقق بخشيدند. بدين ترتيب، همكاري‌هاي آشكار و پنهان اتحاد بلشويك-داشناك مشكلات ذيل را براي آذربايجان ايجاد نمود:
- چشم‌داشت نسبت به تماميت ارضي كشور؛
- مشكلات اجتماعي داراي نتايج سنگين؛
- تجاوز همه‌جانبه برعليه منابع انساني و ارزشهاي ملي-معنوي؛
- تضعيف سياسي، اقتصادي و نظامي؛
- بحران در حاكميت سياسي و پراكندگي در مديريت دولت.
ناسيوناليست‌هاي ارمني كه در ابتداي مناقشه قره‌باغ كوهستاني آذربايجان-ارمنستان كه مجدداً در اواخر سال 1987 شعله‌ور شده بود، از سلاح‌هاي سرد و دست‌ساز و تفنگ‌هاي شكاري استفاده مي‌كردند، تنها پس از دو سال، اين بار با استفاده از مدرن‌ترين تسليحات و تجهيزات و سلاح‌هاي سنگين تجاوز بعدي خود برعليه آذربايجان را ادامه دادند. ارامنه تنها در سال 1994 دهها عمليات دهشتناك تروريستي برعليه آذربايجان انجام دادند كه منجر به تلفات انساني، خسارات مادي فراوان، آسيب‌هاي معنوي و ضربات روحي-رواني بسياري گرديد.
ناسيوناليست‌هاي ارمني همانند اوايل قرن بيستم، اين بار نيز ايجاد تصوير «ارمني مظلوم» و «آذربايجاني ظالم» را به عنوان يك هدف ايدئولوژيك برگزيده بودند. بدين منظور در بامداد روز 29 فوريه سال 1988، با قتل و غارت تعدادي از ارامنه ساكن شهر سومقاييت، موفق به ايفاي نقش «ارمني مظلوم» در عرصه بين‌المللي شدند. متاسفانه ناسيوناليست‌هاي ارمني در مرحله ابتدايي مناقشه قره‌باغ كوهستاني آذربايجان-ارمنستان، در راستاي تحقق بخشيدن به مقاصد شوم خود حداكثر استفاده را از وقايع سومقاييت بردند و فعاليت‌هاي خود در اين رابطه و همچنين ادعاهاي ارضي بي‌پايه و اساس خود را ادامه مي‌دهند.[2] اولين ارزيابي سياسي در خصوص وقايع سومقاييت توسط حيدر علي‌اف رهبر فقيد آذربايجان صورت گرفت. تحليل روشنگرايانه حيدر علي‌اف در رابطه با وقايع سومقاييت به عنوان نتيجه فتنه‌گري‌هاي ارامنه، نقش هدايت‌گرايانه‌اي در مبارزه مردم آذربايجان برعليه تجاوز دوره‌اي ارامنه كه از اواخر سال 1987 آغاز شده بود، ايفا نمود. در حقيقت دور نمودن حيدر علي‌اف رهبر فقيد ملت آذربايجان از دايره رهبري اتحاد جماهير شوروي، بخشي از نقشه بزرگ ارامنه براي آغاز مرحله بعدي سياست همه‌جانبه اشغالگري برعليه آذربايجان بود؛ ارامنه‌اي كه به هر طريق ممكن به دنبال بدست آوردن قره‌باغ بودند. رهبر فقيد آذربايجان نظر خود درباره اين وقايع را چنين بيان مي‌كند: «...25 روز پس از دورشدن من از تمامي امور در مسكو، اين فرايند به سرعت آغاز شد. يك ماه پس آن تمامي ارامنه ساكن قره‌باغ كوهستاني قيام كردند و تصميم الحاق قره‌باغ كوهستاني به ارمنستان را به تصويب رساندند. پس از آن نيز اين فاجعه آغاز گرديد و نتيجه آن نيز در مقابل ديدگان همه قرار دارد»[3]. صدها سند موجود اثبات مي‌كنند كه وقايع سومقاييت بدست ناسيوناليست‌هاي ارمني و به شكلي طرح‌ريزي‌شده رقم خورده است. ارامنه كه ساليان دراز ساكن آذربايجان بودند، هر ماه مبالغي را به صندوق «قره‌باغ» واريز نموده بودند. در حقيقت موجودي اين صندوق بخشي از مبالغي بود كه هر ماهه از ارامنه سراسر جهان به عنوان كمك به ايدئولوژي «ارمنستان بزرگ» جمع‌آوري مي‌شد. ليكن بخشي از ارامنه سومقاييت از پرداخت پول به اين صندوق خودداري نموده بودند. وقايع سومقاييت نيز به عنوان تخريبات انجام‌شده از سوي ناسيوناليست‌هاي ارمني به منظور مجازات ارامنه عادي كه توجهي به فرايند جمع‌آوري پولهاي مذكور نداشتند، صورت گرفته بود. تمامي اين موارد حقايقي است كه از سوي محققين آشكار گرديده است.[4] تصادفي نبود كه برخي از ارامنه ساكن اين شهر 10-15 روز قبل از وقايع سومقاييت، پولهاي خود را از صندوق‌هاي امانات خارج كرده بودند.

پخش فيلم‌هاي ضبط‌شده از وقايع سومقاييت توسط آرتاشس گابريليان ارمني ناسيوناليستي كه از سوئد آمده بود، در همان شب حادثه از كانالهاي تلويزيوني اروپا، هيچ شكي باقي نمي‌گذارد كه اين واقعه، خرابكاري سياسي-ايدئولوژيك هدفمندي بود كه برعليه ملت آذربايجان ترتيب داده شده بود. هدف از سفر آرتاشس گابريليان به اتحاد جماهير شوروي (سومقاييت) تاكنون نامعلوم باقي مانده است. هرچند مطبوعات اروپا از به قتل رسيدن هزاران ارمني در اين واقعه سخن مي‌گفتند، ليكن در گزارش رسمي گروه تحقيقات در رابطه با اين واقعه، تعداد كشته‌شدگان 32 نفر اعلام شد كه نيمي از آنان نيز آذربايجاني بودند.[5] يكي ديگر از اسناد موجود، اظهارات افراد ارمني‌الاصلي مي‌باشد كه در وقايع سومقاييت شركت داشته و در تحقيقات به انجام كشتار بي‌رحمانه متهم شده بودند. خانم ل.مجلوميان يكي از ارامنه آسيب‌ديده در اين واقعه اظهار نموده است كه از سوي ادوارد گريگوريان رابرتوويچ قاتل ارامنه، مورد تجاوز قرار گرفته است. پروفسور ضياء بنيادوف در مقاله خود با نامه «چرا سومقاييت؟» با اطمينان تمام عنوان مي‌كند كه نقشه وقايع سومقاييت صرفاً توسط داشناك‌هاي ارمني تهيه گرديده و به اجرا درآمده است.[6] محافل سياسي-رسمي دولتهاي غربي كه مايل به فروپاشي اتحاد جماهير شوروي بودند نيز در وقوع اين خرابكاري سياسي-ايدئولوژيك، فعاليت خاصي از خود نشان داده‌اند. حقيقت اين است كه ارامنه يكبار ديگر با حيله‌گري سياسي از مناسبات شوروي-اروپا و شوروي-آمريكا در راستاي اهداف و خواسته‌هاي خود استفاده نموده و در آستانه سقوط اتحاد جماهير شوروي، با ايجاد تصوير «ارمني مظلوم»، موفق به شكل‌دهي نظريه ساختگي «بي‌رحمي آذربايجاني‌ها برعليه ارامنه» در عرصه بين‌المللي شدند.

اين موضوع نيز موجب زمينه‌سازي براي پايه‌‌گذاري ادعاهاي ارضي ارامنه نسبت به قره‌باغ كوهستاني گرديد. انتخاب شهر سومقاييت به منظور انجام خرابكاري از سوي ناسيوناليست‌هاي ارمني در آذربايجان تصادفي نبود. 258 هزار و 200 نفر از ملت‌هاي گوناگون در سومقاييت زندگي مي‌كردند كه از اين تعداد، 14 هزار و 208 نفر ارمني بودند. همانگونه كه ذكر شد، بخشي از اين ارامنه، از پرداخت حق عضويت در سازمانهاي «قره‌باغ» و «كرونك» خودداري نموده و انسانهاي معمولي بودند كه سياستهاي ناسيوناليستي و جدايي‌طلبانه سازمانهاي مذكور را نمي‌پذيرفتند. در نتيجه دقت دولت آذربايجان به ارامنه ساكن سومقاييت، درخواستهاي آنان براي تغيير نام و نام‌خانوادگي خود به منظور تامين امنيت خويش، مورد بررسي قرار گرفته بود. چندي پيش از واقعه، به ارامنه ساكن خوابگاه‌هاي كارگاه‌ها و كارخانه‌هاي مختلف، خانه‌هاي خارج از نوبت اختصاص داده شده و به اشخاصي كه خواستار تغيير محل سكونت خود به شهرها و ولايت‌هاي ديگر را داشتند، مساعدت‌هاي لازم ارائه شده بود. پس از وقوع اقدامات جدايي‌طلبانه در خان‌كندي، حقوق ارامنه‌اي كه به مدتي طولاني سر كار نيامده بودند، پرداخت شده و مخارج جاري منازل آنان به حساب سازمان‌ها و ادارات محل فعاليت آنان واريز شده بود. متاسفانه لازم به ذكر است كه حكومت آذربايجان در آن دوره، تلاشي براي انجام تحقيقات بي‌طرفانه در رابطه با وقايع سومقاييت ننموده است.

اين موضوع نيز موجب شد تا اقدامات جدايي‌طلبانه انجام‌شده در اطراف قره‌باغ كوهستاني به نفع ارامنه رقم بخورد. با مصوبه مورخ 29 سپتامبر 1992 هيئت رئيسه شوراي نمايندگان خلق سومقاييت، به منظور ارزيابي سياسي وقايع سومقاييت كميسيوني تشكيل شد و دو ماه بعد تركيب اعضاي آن تغيير داده شد.[7] اين كميسيون كه تشكيل آن به مدت زيادي به تعويق انداخته شده بود، فعاليت عادي از خود نشان نداده و با استفاده از حقايق كشف‌شده، هيچگونه نتيجه ديپلماتيكي از فعاليت‌هاي انسان‌دوستانه انجام‌شده در قبال ارامنه ساكن سومقاييت بدست نيامد. بدين ترتيب كه تا سال 1998، از 115 ميليون و 700 هزار روبل پول موجود در شعبه سومقاييت بانك امانت جمهوري آذربايجان، 25 ميليون (6/21 درصد) آن متعلق به ارامنه‌اي بود كه تنها 6/5 درصد از كل جمعيت شهر را تشكيل مي‌دادند. پس از وقايع سومقاييت، ارامنه به صورت داوطلبانه خواستار انتقال دارايي‌هاي خود به ديگر شعب بانك امانت در اتحاد جماهير شوروي سابق شدند. اين درخواست آنان تحت نظارت هيئت رئيسه شهر صورت پذيرفت. عموماً پس از آغاز مناقشه قره‌باغ كوهستاني، ارامنه ساكن مناطق مختلف آذربايجان، دارايي‌هاي خود را صرفنظر از شكل آن يا فروخته‌اند و يا با تعويض آن، مالكيت اموال خود را بطور كامل بدست آورده‌اند. در حالي كه در آن دوره، بطور ميانگين از هر 45 نفر ساكنين شهر سومقاييت 1 نفر داراي خودروي شخصي بود، ليكن از هر 24 نفر ارمني ساكن شهر، يك نفر خودروي شخصي داشت. در سال 1987 تنها يك خودروي خارجي (اشكودا 1202) در شهر وجود داشت كه آن نيز متعلق به يك ارمني بود.[8] لازم به ذكر است كه ارامنه همچنان به سوءاستفاده از «وقايع سومقاييت» در راستاي مقاصد شوم خود ادامه مي‌دهند. همه ساله، در سالروز اين واقعه، اقدام به برگزاري ميتينگ و تظاهرات در دهها كشور جهان نموده و با پخش عكس‌هاي ساختگي، مقالات و مطالب مختلفي را در رسانه‌هاي جمعي منتشر مي‌كنند.[9] به منظور آگاهي عميق از ماهيت حقيقي وقايع سومقاييت و كسب اطلاعات جامع در رابطه با وقوع اين حادثه توسط ناسيوناليست‌هاي ارمني با كمك مستقيم كميته دولتي امنيت اتحاد جماهير شوروي و حضور ناسيوناليست‌هاي ارمني به عنوان عاملين اين وقايع، هزاران منبع تاريخي و اسناد رسمي غيرقابل تكذيب وجود دارند.[10]
پس از وقايع سومقاييت، آخرين فرآيند اخراج اجباري ساكنين آذربايجاني ارمنستان از خانه و كاشانه خود و خاك مادري آنان آغاز شد. در حين اين اخراج اجباري در سالهاي 1988-1989، 216 نفر از جمله 57 زن، 5 نوزاد و 18 نوجوان آذربايجاني به قتل رسيدند. از بين اين افراد، 5 نفر در بيمارستان، 76 نفر تحت شكنجه، 11 نفر با زنده سوزانيده شدن، 3 نفر به صورت خفه شدن در آب و ... از راههاي عذاب‌آور به قتل رسيده‌اند. جسد 4 نفر نيز پس كشته شدن، به آتش كشيده شده است.[11] آخرين حقايق ذكر شده يكبار ديگر ثابت مي‌كند كه در سالهاي فروپاشي حكومت شوروي، تمامي امكانات براي تسليح ارامنه بكار بسته شده‌اند. در نتيجه، در ماههاي ابتدايي سال 1990، دسته‌هاي مسلح غيرقانوني ارمنستان، در سرتاسر مرز حملات شديد خود برعليه آذربايجان را آغاز نموده بودند. در اواخر سال 1990، در حالي كه اتحاد جماهير شوروي همچنان پابرجا بود، ارمنستان تجاوز نظامي برعليه آذربايجان را آغاز نموده بود و طرفين داراي قدرت نظامي نامساوي بودند. در نتيجه حمايت‌هاي رهبران شوروي سابق از ارامنه، نيروهاي نظامي متعلق به اتحاد جماهير شوروي در خاك ارمنستان بارها مورد حمله ارامنه قرار گرفته و آنان مقدار زيادي سلاح و تجهيزات بدست آورده بودند. در روز 8 مارس 1990، افراط‌گرايان در شهر آرتيك ارمنستان، به تيپ زنيت-راكت و پايگاه فني زنيت-راكت حمله كردند و با محاصره نمودند محوطه شهرك نظامي، در خصوص زمين گذاشتن سلاح‌ها و باز نمودن انبارهاي راكت و تجهيزات نظامي به نيروهاي زنيت اولتيماتوم دادند. در روز 10 ژوئن 1992، به نيروهاي نظامي روسيه مستقر در شهر لنيناكان ارمنستان حمله شد.

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، فدراسيون روسيه آشكارا شروع به ارائه كمك‌هاي نظامي به ارمنستان نمود. علاوه بر اين، كمك‌هاي دياسپوراي ارمني در خارج از كشور و كليساي ارامنه و غيره موجب افزايش قدرت نظامي ارمنستان در مدت زماني كوتاه گرديد. حقايق اثبات مي‌كنند كه تسليح سريع ارامنه تصادفي نبوده، بلكه به شكلي سيستماتيك و هدفمند انجام شده است. از همان سال 1988 و پس از زلزله اسپيتاك، تحت پوشش كمك‌هاي انساندوستانه ارسالي از كشورهاي اروپايي به ارمنستان، مقدار عظيمي سلاح و تجهيزات نظامي به اين كشور حمل شده بود. بدين ترتيب، مي‌توان مراحل تسليح يك‌جانبه ارمنستان را به شرح ذيل دسته‌بندي نمود:
- در حالي كه توليد سلاح‌هاي مدرن در كارخانه‌هاي ارمنستان آغاز شده بود، سلاح‌هاي شكاري مردم آذربايجان جمع‌آوري مي‌شد؛
- پس از زلزله اسپيتاك در سال 1988، برخي كشورها تحت عنوان كمك‌هاي انساندوستانه، مقداري زيادي سلاح و تجهيزات نظامي براي ارمنستان ارسال نموده‌اند؛
- از طريق حمله به نيروهاي نظامي متعلق به اتحاد جماهير شوروي در خاك ارمنستان و توافقات انجام‌شده، سلاح‌هاي مدرني بدست آمده است؛
- مقدار زيادي سلاح و تجهيزت نظامي بلاعوض از سوي فدراسيون روسيه به ارمنستان داده شده است.
هرچند سلاح و تجهيزات ارسالي به ارمنستان، به دفعات در قطارهاي مسافري و باري عبوركننده از خط راه‌آهن موجود در خاك آذربايجان و همچنين در اتومبيل‌هاي در حال حركت در استان‌هاي مرزي كشف شده است، ليكن در اكثر مواقع اين اتفاقات از افكار عمومي پنهان شده و يا موضوع با سكوت رهبران شوروي مواجه گرديده است. نظارت بر اتومبيل‌هاي باري و قطارهايي كه از طريق خط‌آهن گرجستان به سمت ارمنستان حركت مي‌كردند، براي طرف آذربايجاني كاملاً غيرممكن شده بود.
ارمنستان همچنين از قاتل‌هاي اجيرشده و امكانات سازمانهاي تروريستي ارمني نيز به ميزان كافي بهره‌مند شده است. عزيمت قاتلان و قلدران حرفه‌اي ارمني‌الاصل از كشورهاي مختلف به ارمنستان و حضور فعال آنان در تجاوز نظامي برعليه آذربايجان شكل عمومي به خود گرفته است. آشكار نمودن حقايق اين چنيني و آگاه‌سازي افكار عمومي جهان در سالهاي اخير، يكي از اقدامات مهم ديپلماتيك آذربايجان در راستاي افشاي تجاوزگري ارمنستان مي‌باشد. مونته ملكونيان رهبر «جنبش انقلابي» گروهك آسالا در غرب اروپا، در تجاوز نظامي ارمنستان به آذربايجان به صورت فعال حضور داشته و در درگيري‌هاي قره‌باغ جنايات سنگيني را رقم زده است. م.ملكونيان كه در سال 1993 در قره‌باغ كشته شد، در مراسمي با حضور رئيس‌جمهور ارمنستان در ايروان دفن شد. در درگيري‌هاي قره‌باغ كوهستاني، در كنار ارتش ارمنستان، مزدوران كشورهاي خارجي نيز حضور داشته‌اند (دستمزد روزانه آنان 400 دلار بوده است). در حمله به استان بيلقان آذربايجان، يك گردان كامل كه از سوريه آورده شده بود، شركت داشته است.[12] علاوه بر اين، همكاري‌هاي متقابل سازمانهاي تروريستي ارمني با ديگر سازمانهاي تروريستي به سرعت در حال توسعه است. امروزه يكي از مشكلات جدي كه موجب ناراحتي جامعه جهاني گرديده است، خطر ايجاد تروريسم اتمي مي‌باشد. ارامنه در اين زمينه نيز داراي برخي امكانات هستند. لازم به ذكر است، ارامنه با استفاده از عدم وجود نظارت در اراضي اشغالي آذربايجان، اقدام به ايجاد مزارع كشت مواد مخدر و ساخت آزمايشگاه‌هاي مواد مخدر در اين مناطق نموده و از اراضي بدون نظارت به عنوان كريدور انتقال مواد مخدر استفاده مي‌كنند. نمي‌توان فراموش كرد كه فعاليت نيروگاه اتمي «متسامور» ارمنستان كه مدت فعاليت و بهره‌برداري آن به پايان رسيده، منابع تجربي مناسبي را جهت دستيابي به رازهاي فن‌آوري هسته‌اي براي ارامنه بوجود آورده است. لازم به ذكر است، اسناد غيرقابل انكاري در رابطه با جمع‌آوري زباله‌هاي اتمي خارج‌شده از اين نيروگاه در اراضي تحت اشغال آذربايجان، انتقال زباله‌ها از طريق رود ارس به درياي خزر و ... وجود دارد. آذربايجان اين نيروگاه را نه تنها براي منطقه، بلكه تهديدي جدي براي محيط زيست تمامي جهان بشمار مي‌آورد و براي بسته شدن اين نيروگاه به دفعات اين موضوع را در سازمانهاي بين‌المللي مطرح نموده است.
اسناد بي‌شماري درباره همكاري‌هاي ارمنستان با سازمانهاي تروريستي همچون پ.ك.ك (حزب كارگران كردستان) و پژاك وجود دارد. رهبران ارمنستان متجاوز كه از خاك اشغال‌شده جمهوري آذربايجان به منظور كاشت مواد مخدر و كريدوري براي فعاليت‌هاي جنايتكارانه فراملي استفاده مي‌كنند، به برگزاري سفرهاي غيرقانوني رهبران پ.ك.ك و پژاك به اين كشور ادامه مي‌دهند. علاوه بر اين، طرفداران پ.ك.ك در ماه اوت سال 2009 در ميدان مركزي ايروان، برعليه تركيه ميتينگ برگزار نمودند. براساس آخرين اطلاعات دريافتي در اين رابطه، ارمنستان در خاك خود و در اراضي اشغال‌شده جمهوري آذربايجان، براي شبه‌نظاميان پژاك اردوگاههاي آموزش نظامي ايجاد نموده است.[13] همانگونه كه مشخص است، هدف پ.ك.ك و پژاك، به ترتيب تجزيه تركيه و ايران مي‌باشد. اعضاي دستگيرشده پژاك در خاك ايران اعتراف نموده‌اند كه در خاك ارمنستان آموزش‌هاي نظامي ديده‌اند. سياستهاي تجاوزكارانه ارمنستان نسبت به آذربايجان، موجب بروز نتايج سنگين اجتماعي در آذربايجان گرديده و ايجاد مشكلات جدي در مقابل توسعه يكپارچه منطقه قفقاز گرديده است. درست است كه سياستهاي اشغالگرايانه ارمنستان برعليه آذربايجان و همچنين ادعاهاي بي‌پايه و اساس ارضي اين كشور در قبال تركيه، گرجستان و ايران، در وهله اول به موانعي جدي در مقابل پيشرفت طبيعي خود ارمنستان تبديل گرديده است. ليكن در حالي كه مناسبات ميان كشورهاي منطقه در دوره جهاني‌شدن اهميت خاصي كسب نموده است، اقدامات تجاوزكارانه ارمنستان موجب ايجاد تاثير منفي بر روند پيشرفت يكپارچه دولتهاي منطقه گرديده است.
يكبار ديگر لازم به ذكر است، دولت شوروي كه روزهاي پرعذاب و فجايع خونباري را براي آذربايجان رقم زده بود، با فروپاشي خود نيز بلاي سياسي بزرگي را به ارث گذاشت كه موجب بروز جنايات تاريخي براي ملت آذربايجان گرديد. بدين ترتيب، در روز 8 دسامبر 1991، رهبران سه جمهوري اسلاوين يعني روسيه، اكراين و بلاروس كه نيروهاي تاثيرگذار امپراتوري شوروي محسوب مي‌شدند، «تفاهم‌نامه بلووژسك» را امضاء نمودند. تفاهم‌نامه مذكور موجب اتمام حقوق بين‌المللي اتحاد جماهير شوروي گرديد و موجوديت ژئوسياسي اين دولت را به پايان رسانيد.[14] در حقيقت، اين اقدام سياسي، تلاش براي احياي مجدد امپراتوري شوروي با ظاهري جديد بود. اين فرايند، در كنار ديگر جمهوري‌هاي شوروي، براي آذربايجان نيز امكانات وسيعي را به منظور تحقق بخشيدن به استقلال حقوقي دولت فراهم آورد. در روز 18 اكتبر سال مذكور، شوراي عالي جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي، مصوبه قانون اساسي در رابطه با استقلال دولت را به تصويب رساند.[15] ليكن حاكميت وقت آذربايجان كه منطبق با وضعيت اجتماعي-سياسي روسيه، قادر به حركت برخلاف درخواست ملت آذربايجان نبود و مجبور به انجام چنين اقدامي بود، نسبت به برپايي مجدد اتحاد فروپاشيده جماهير شوروي اميدوار بود. چند ماه پيش از اعلام استقلال، در نتايج راي‌گيري عمومي برگزارشده در روز 15 مارس 1991 در خصوص حفظ اتحاد جماهير شوروي، برخلاف خواست ملت آذربايجان تقلب شده بود.[16] با تقلب در راي‌گيري انجام‌شده در آذربايجان، در خصوص گويا مخالفت مردم با استقلال، تصميم سياسي و حقوقي اتخاذ شد. حيدر علي‌اف رئيس مجلس عالي جمهوري خودمختار نخجوان، اجازه برگزاري بازي رفراندوم در خاك جمهوري خودمختار را نداد. مواضع در قبال رفراندوم حفظ اتحاد جماهير شوروي، نشان‌دهنده مواضع آ.مطلب‌اف در قبال استقلال دولت آذربايجان بود.
در سالهاي حاكميت شوروي و همچنين در آستانه سقوط اتحاد جماهير شوروي، دولت ارمنستان و محافل ناسيوناليست ارمني يكبار ديگر موفق به استفاده از فرآيندهاي اجتماعي-سياسي جهان در حال تغيير در راستاي برگزاري مذاكرات پرشور در خصوص برسميت شناساندن «نسل‌كشي جعلي ارامنه» شدند. همانگونه كه مشخص است، ارامنه پس از مطرح‌شدن «نسل‌كشي جعلي ارامنه» در حوزه‌هاي سياسي، اقدامات مهمي در راستاي برسميت شناساندن آن انجام داده‌اند و همچنان انجام اين اقدامات را ادامه مي‌دهند.
و اما صدمين سالگرد «نسل‌كشي جعلي ارامنه» در پيش روست. بي‌شك محافل ارمني‌پرست جهان، كليساي ارامنه، سازمانهاي تبليغاتي ارامنه و دولت ارمنستان در سالهاي آينده در رابطه با اين مسئله فعال‌تر خواهند شد. اكنون چهارچوب‌هاي مشخص اين فعاليت‌ها قابل مشاهده است.[17] يكي از دلايل مهم طفره رفتن دولت متجاوز ارمنستان از اقدامات طرف آذربايجان در راستاي مذاكرات صلح در رابطه با مناقشه قره‌باغ كوهستاني آذربايجان-ارمنستان، همين موضوع است. آنان اميدوارند كه در سالهاي آتي، امكان وقوع اتفاقات جدي‌تري در رابطه با برسميت شناخته‌شدن «نسل‌كشي ارامنه» وجود دارد. شايد آنان حق دارند كه چنين اميدواري داشته باشند. زيرا هرچند اشخاصي همچون آوديس آهارونيان، الكساندر ميلراند، ليورد جورج، هنري موگنتهائو، وودرو ويلسون، لنين و ديگران كه «موضوع ساختگي ارامنه» و «نسل‌كشي جعلي ارامنه» را در عرصه سياسي مطرح نموده و با مواضع ناعادلانه خود اقدام به ايجاد دولت ارمنستان در خاك تاريخي آذربايجان نموده‌اند، در قيد حيات نباشند، ليكن وارثين سياسي‌شان، فعاليت‌هاي آنان را ادامه مي‌دهند.

ناسيوناليست‌هاي معاصر ارمني كه پيروان راه افرادي همچون آندرانيك ميكويان، ميرزويان، شاوميان و غيره كه اقدام به نسل‌كشي مسلمانان بي‌گناه در آذربايجان و تركيه نموده و ارامنه جنايتكاري همچون آرشاوير شيراگيان، ميساك تورلاكيان، آرام يرگنيان و غيره كه قاتلين فرزندان ملت ما بودند هستند، به شكلي خستگي‌ناپذير به تداوم اقدامات خونين و مقاصد شوم پدران جنايتكار خود ادامه مي‌دهند.[18] همانگونه كه مشخص است، ساليان مديدي است سازمانهاي تروريستي ارامنه كه در غرب و برخي كشورهاي شرقي ريشه دوانيده‌اند هر از چند گاهي فعال شده و به اقداماتي كه موجب قتل انسانهاي بيشماري مي‌گردد، دست مي‌زنند و پس از به انجام رسانيدن ماموريت خود، فعاليت‌شان را در شرايطي غيرقانوني ادامه مي‌دهند. اقدامات تروريستي انجام‌شده در سالهاي دهه 70 و 80 قرن گذشته برعليه ديپلمات‌هاي تركيه و بعدها برعليه اتباع جمهوري آذربايجان، نتيجه اعمال شوم اين سازمانها است. در سند دريافتي از سوي سازمان تروريستي آسالا فايترز در سفارت جمهوري آذربايجان در مجارستان در روز 3 سپتامبر سال 2012، مقامات رسمي آذربايجان، ديپلمات‌ها، دانشجويان آذربايجان مشغول تحصيل در خارج، بازرگانان و فعالان سازمانهاي تبليغاتي به عنوان هدف مشخص شده و اعلام شده بود كه اين افراد به قتل خواهند رسيد. خلاصه نامه دريافتي از سازمان تروريستي آسالا در سفارتخانه‌هاي جمهوري آذربايجان در مجارستان و برخي از ديگر كشورها بدين شرح است: «هر روز تعداد لاشه‌هاي ترك‌ها را افزايش مي‌دهيم، تا آن زمان كه تعداد ترك‌هاي كشته‌شده نه 40 هزار نفر، بلكه به 600 هزار نفر برسد. در حالي كه لاشه‌هاي آذري به قتل رسيده در خوجالي هنوز بوي تعفن مي‌دهند، تعداد لاشه‌هاي سربازان آذري در مرز قره‌باغ را افزايش مي‌دهيم. توجه! اين پيغام را براي شما مي‌فرستيم. در همين نزديكي‌ها، كاركنان تمامي نمايندگي‌هاي ديپلماتيك آذربايجان، از طريقي كه تاكنون به اجرا درنياورده‌ايم، كشته خواهند شد»[19].
نكته پاياني: مي‌توان ادعا كرد، جامعه جهاني كه در طول قرن بيست و يكم مبارزه فعالي بر عليه تروريسم بين‌المللي داشته است، به شكلي جدي‌تر با خطر تروريسم ارامنه برخورد نموده و اجازه تكرار فجايع انساني بي‌شماري كه در دوران معاصر رخ داده است را نخواهد داد. دولت و ملت آذربايجان از هر نظر حق دارند كه انتظار تحقق اين مبارزه عادلانه از سوي جامعه جهاني و سازمانهاي بين‌المللي را داشته باشند.
صابر شاهتاختي
نماينده خبرگزاري آذرتاج در ايران

[1] www.azertag.gov.az/index_az.jsp?id=1344&date=2008-01-18

[2] İsmayılov A. Sumqayıt SSRİ-nin süqutunun başlanğıcı, Bakı: Çaşıoğlu, 2010,203 s.;Qəhrəmanov N.F., Hüseynov J.J., Sadıqov H.Ş. Sumqayıt hadisələri: həqiqəti indiki və gələcək nəsillərə. Sumqayıt:SDU,2001, 65 s. ;Məmmədov E.S. 28-dən 29-na keçən gecə. Sumqayıt: Sumqayıt NE, 1998,141 s. və s.

[3] Prezident və Ali baş komandan Heydər Əliyev bəyan etdi: son sözü xalq və Milli Məclis deyəcək// “Yeni Azərbaycan” qəzeti, №39 (1018), 24 fevral 2001-ci il.

[4] Məmmədov E.S. 28-dən 29-na keçən gecə. Sumqayıt: Sumqayıt NE, 1998,s.37.

[5] “İzvestiya” qəzeti,30 mart 1988-ci il.

[6] Məmmədov E.S. 28-dən 29-na keçən gecə. Sumqayıt: Sumqayıt NE, 1998,s.29.

[7] Azərbaycan SSR Sumqayıt Şəhər Xalq Deputatları Sovetinin İcraiyyə Komitəsinin Sumqayıt hadisələri ilə bağlı qərarları/Azərbaycan Dövlət Arxivinin Sumqayıt Filialı (ADASF), xüsusi qovluq, iş № 20.145-1, 22 iyun 1989-cu il; iş №37.125, 31 mart 1989-cu il, və s.

[8] Sadiqov H, Məmmədov R. Sumqayıt: milli əsarət, ya milli səxavət?// “Dirçəliş-XXXI əsr”, 2004-2005, №82-83,s.96.

[9] Мы помним и требуем... // Kроснодар: “Еркрамач” (газета России), № 02 (180), феврал-март 2010 г.

[10] Azərbaycan SSR Sumqayıt Şəhər Xalq Deputatları Sovetinin İcraiyyə Komitəsinin Sumqayıt hadisələri ilə bağlı qərarları/Azərbaycan Dövlət Arxivinin Sumqayıt Filialı (ADASF), xüsusi qovluq, iş № 20.145-1, 22 iyun 1989-cu il; iş №37.125, 31 mart 1989-cu il; İsmayılov A. Sumqayıt SSRİ-nin süqutunun başlanğıcı, Bakı: Çaşıoğlu, 2010,203 s.;Məmmədov E.S. 28-dən 29-na keçən gecə. Sumqayıt: Sumqayıt NE, 1998,141 s.;Sadiqov H, Məmmədov R. Sumqayıt: milli əsarət, ya milli səxavət?// “Dirçəliş-XXI əsr”, 2004-2005, №82-83, s.96-111 və s.

[11] Dağlıq Qarabağ: hadisələrin xronikası (1988-1994, toplayan və tərtib edənlər: Vahabov F., Axundov V., Qasımov E.). Bakı: Daxili İşlər Nazirliyi, 2002, 89 s.

[12] Sərdariniya S. Qarabağın tarixi. Təbriz: 2005(1384), s.519.

[13] PJAK terrorist group receiving training in Armenia. “Tehran TİMES”, 18 avqust 2011-ci il

[14] Hüseynova İ.M. Heydər Əliyev və Qafqazda sülh prosesi. Bakı: Çaşıoğlu, 2008,s.229.

[15] Əliyev V. Azərbaycan tarixi günbəgün. Bakı: Təknur MMC, 2008,s.294.

[16] Hüseynova İ.M. Heydər Əliyev və Qafqazda sülh prosesi. Bakı: Çaşıoğlu, 2008,s.79.

[17] http://www.azertag.gov.az/node/1003796 və s

[18] Şimşir B.N. Erməni məsələsi: 1774-2005. Ankara: Bilgi kitab evi, 2006, 470 s.

[19] http://azertag.gov.az/node/997052.

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: 16:58 :: نويسنده : turkdonyasi

اعترافات شوك آور يك روزنامه نگار وشاعر ارمني در باره فاجعه خوجالي

اينروزها آذربايجان در سالگرد فاجعه قتل عام اهالي خوجالي قره باغ بدست ارامنه'روزهاي غمباري را سپري ميكند. ترجمه وانتشار بخشهايي از اين اعترافات كساني كه در اين كشتار شركت داشته اند ميتواند در روشن شدن زواياي تاريك وپنهان اين فاجعه بسيار موثر باشد.نمونه حاضر يكي از اينگونه اعترافات ميباشد..اين اعترافات كه از يكي از سياهترين لكه هاي ننگ تاريخ بشريت پرده بر ميدارد توسط يك روزنامه نگار وشاعر معروف ارمني نگاشته شده است كه خود در آن جنايات شركت داشته وآنرا مايه افتخار خود وارامنه ميداند. باشد كساني كه هنوز نسبت به وقوع اين فاجعه با ترديد مينگرند با خواندن اين اعترافات صريح وتكاندهنده بخود بيايند.

يكي‌ از شعرا و نويسندگان مشهور ارمني به نام زوري بالايان در كتابي‌ تحت عنوان ؛احيا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالي در تاريخ ۲۶ فوريه ۱۹۹۲ كه خود نيز در آن شركت داشته چنين مينويسد:

با خاچاتوريان به خانه اي كه تصرف كرده بوديم وارد و كودك ۱۳ ساله توركي راديديم كه توسط سربازان ارمني به پنجره اتاق ميخكوب شده بود خاچاتوريان براي اينكه جلوي گريه و فريادهاي كودك را بگيرد پستان بريده شده مادرش را به زور در دهان وي فرو برد بعد از آن من پوست سر و سينه و شكم كودك را كنده و تايم گرفتم كودك در عرض هفت دقيقه بر اثر شدت خونريزي جان داد و من با اين عمل دچار شادي و شعف زايد الوصفي شدم و تمام روحم سر شار از غرور گرديد.

خاچاتوريان جسد كودك را تكه تكه كرده و در مقابل سگهايي كه از نژاد خود تركها هستند انداخت!شب همانروز اين كار را با سه كودك ديگر ترك تكرار كرديم `بدين شكل من به وظيفه خود به عنوان يك ارمني عمل كرده و يقين دارم كه كه تمامي‌ ارامنه به ما و كارهايمان افتخار خواهند كرد.

زوري بالايان - از كتاب احيا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشريه وانادزور بتاريخ ۱۹۹۶.

علاوه بر اين نويسنده و روزنامه نگار ديگر ارمني به نام ديويد خرديان كه اكنون ساكن لبنان مي‌باشد در لابلاي صفحات ۱۹ تا ۷۶ كتابي تحت عنوان'' در راه صليب'' از مصيبتهاي وارد به اهالي خوجالي در طي‌ قتل عام آنها توسط ارامنه به عنوان افتخار ارامنه ياد كرده و در صفحهٔ ۲۶ آن نوشته است:در يك صبح سرد در نزديكيهاي داش بولاق مجبور شديم براي عبور از يك باتلاق از اجساد پلي‌ براي عبور بسازيم ''پود پول كوويك اوهانيان '' وقتي‌ ترس مرا در عبور از روي اجساد ديد و اشاره كرده وگفت نترس حركت كن و من پايم را روي جسد دختري ۹ تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حركت نمودم.پاهايم وتمام شلوارم غرق خون شده بود. بدين شكل ما از روي اجساد ۱۲۰۰ نفر كه پلي‌ براي ما شده بودند گذشتيم.

در صفحهٔ۶۲ و ۶۳ '' مارتين ۲'' از يك گروه ارمني به نام كافلان كه وظيفه سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ نفر از منگولهاي پست(توركها) در يك كيلومتري خوجالي سوزانده شد .در آخرين ماشيني كه براي سوزاندن حمل ميكردند من دختري ۱۰ ساله را ديدم كه عليرغم زخمهاي زياد در ناحيه سر و دست وسرما و گرسنگي همچنان زنده بود و به سختي نفس مي‌كشيد ;دخترك به من نگاه ميكرد و من هيچگاه چشمها ي آن دختر ۱۰ ساله را كه با مرگ دست و پنجه نرم ميكرد را فراموش نخواهم كرد `سربازي به نام تيكرانيان گوشهاي دخترك را گرفت و او را كشان كشان به داخل اجسادي انداخت كه قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روي آنها ريخته و اجساد راآتش زدند' صداي نالهٔ و فرياد كساني‌ كه هنوز زنده بودند از ميان آتش به گوش ميرسيد.

 

http://www.radiofarda.com/content/f7_OSCE_Karabakh/403421.html

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: 16:50 :: نويسنده : turkdonyasi

(نقش حزب داشناك در وقايع سال 1915)

داشناكسيتيون (نقش حزب داشناك در وقايع سال 1915) دكتر اردال ايلتر, مورّخ- ترجمه عيوض بيات-قسمت يكم 


در بين احزاب انقلابي ارمني، حزب داشناك باسابقه‌ترين، مهم‌ترين و تأثيرگذارترين حزب در حيات و مقدورات ارامنه بوده است. كلمه «داشناكسيتيون» كه به معني فدراسيون، اتحاد و اتفاق به كار مي‌رود، در زبان تركي به صورت مخفف «داشناك» مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در نتيجه فشارهايي كه از سوي تزار در جهت از بين بردن راديكاليزم در روسيه صورت گرفته بود، برخي از ارامنه كه عملكرد حزب «هينچاك» را كافي نمي‌دانستند، با هدف گردآوردن و متحد كردن ارامنه، ابتدا تحت عنوان «تروشاك» (پرچم) و سپس در سال 1890 تحت عنوان داشناكسيتيون، حزبي را تشكيل دادند. به خاطر انتشار نشريه‌اي به نام تروشاك، به حزب تروشاك هم معروف شده بودند. حزب داشناك كه از اتحاد گروه‌هاي ماركسيست و سوسيال- دمكرات تشكيل شده بود (فدراسيون انقلابي ارمني)، تا سال 1892 برنامه و طرح مشخصي نداشت. داشناك‌ها بعد از اولين كنگره عمومي خود در سال 1892، برنامه‌اي را قبول و تصديق كردند. آنها اين برنامه را از تشكيلات «اراده خلق» اخذ نموده بودند. «كريستاپور ميكائيليان» (1905-1859) از مؤسسين حزب داشناك، كسي بود كه در تشكيلات اداره خلق پرورش يافته بود. به همين دليل، برنامه آنها بر اساس اصناف و سوسياليسم شكل گرفته بود. بدين ترتيب، داشناك‌ها كه به خود نام سوسياليست- دمكرات، سوسياليست- انقلابي، ملي‌گرا و عدم مركزيت داده بودند، به عنوان گروهي تروريستي وارد عرصه فعاليت شدند. داشناك‌ها به عنوان سمبل دشمني، انتقام و ترور، علامت خنجر را در پرچم خود قرار دادند. 
ويژگي تغييرناپذير اين حزب، ايجاد دشمني با ترك‌ها چه در بين ارامنه و چه در كل جهان و نشر پروپاگانداي قتل‌عام ارامنه بوده است. در برنامه مورد قبول واقع شده داشناك‌ها در سال 1892، روش‌ها و اهداف مجادله‌اي كه بايد با دولت عثماني صورت مي‌گرفت، اينگونه تثبيت شده است: 
- تشكيل چريك‌ها و سازماندهي آنها؛
- توسل به راه‌هاي مختلف جهت مسلح كردن ارامنه؛
- ترتيب دادن ترورهايي در مقابل مأموران دولتي؛
- تشكيل شبكه‌هاي ارتباطي در جهت ارسال انسان و سلاح؛
- حمله به ساختمان‌هاي دولتي و تخريب آنها؛
- انجام شورش‌هايي با جذب عشاير به سمت خود؛
- به دست آوردن دخالت قدرت‌هاي بزرگ و واقعيت دادن به تشكيل جمهوري سوسياليستي ارمني پس از كشته و آواره كردن مسلمانان در شش ولايت آناطولي (ارزروم، بيتليس، دياربكر، سيواس، مأمورات العزيز، وان).
حزب داشناك در سال 1907 در «تعليمات نامه تشكيلات» هم حوزه فعاليت خود را مشخص كرده و شعبه غرب و شرق را در جهت پيش بردن فعاليت‌هاي خود تشكيل داد. مركز شعبه غرب در ژنو سوئيس قرار داشت. وظيفه آنها ارگانيزه كردن تحركات ارامنه در اروپا و پيش بردن پروپاگاندا بود. مركز شعبه شرق نيز در ايروان و بر عهده «كليساي اچميادزين» واگذار شده بود. وظيفه آنها جمع‌آوري پول در جهت انجام تحركاتي در مقابل ترك‌ها، چاپ بروشورهاي تبليغاتي جهت براندازي، انجام ترور و قاچاق سلاح بود. شعبه شرق فعاليت خود را از چهار مركز وان، موش، ارزروم و ترابوزان پيش مي‌برد. 
ترور به عنوان يك روش اداره:
داشناك‌ها قبل از اينكه فعاليت خود را به عنوان يك حزب سازماندهي شده آغاز كنند، ترورهاي صورت گرفته بر عليه ترك‌ها را بر عليه هم‌نژادان خود به كار بستند. سخنان «سمپات گابريليان» در مورد داشناك‌ها و ترورهاي صورت گرفته توسط آنها قابل تأمل است: 
«هنگامي كه ارامنه انقلابي از يك ارمني ثروتمند ساكن اروپا درخواست پول كرده بودند، او اين جواب قاطعانه را به آنها داده بود: «من نمي‌خواهم با پول خودم، جلّاد كشور باشم». «جامهاريان»؛ ارمني ثروتمند ساكن مسكو كه به دست داشناك‌ها كشته شد، هزينه‌هاي يك يتيم خانه ارمني را پرداخت مي‌كرد. او فقط نمي‌خواست تعداد يتيم‌هاي آن مركز را افزايش دهد. باز با همان دلايل، «باليوزيان» در ازمير را به قتل رساندند. نمونه‌ي جديد و مؤخري هم داريم: «باهاليان»؛ ارمني روس كه با نامه‌هاي تهديدآميز كميته حاضر به پرداخت پول خواسته شده نبود، در 10 نوامبر در كوچه‌هاي «نوروسيسك» سرش بريده شد. حملات، ظلم‌ها و جنايت‌هايي از اين نوع كه به نام داشناك صورت مي‌گرفت، آنقدر زياد است كه مي‌توان با آنها تاريخي طولاني و حجيم نوشت. اگر كسي در مقابل اين تحركات اعتراض مي‌كرد، حتي در صورتي كه از دوستان خود داشناك‌ها مي‌بود، رفتارش مورد نكوهش قرار گرفته و در بعضي از مواقع آن فرد به مرگ محكوم مي‌شد. اين روحيه وحشيگري به كاراكتري در رفتار آنها تبديل شده بود...»
«ك. اس. پاپازيان»؛ نويسنده ديگر ارمني ساكن آمريكا، نوشته‌هايي در همان راستا دارد و خصوصاً توضيح مي‌دهد ارامنه ثروتمندي كه به حزب كمك نمي‌كردند و كساني كه طرفدار وارد شدن به تحركات شورش‌گرانه نبودند، از سوي تروريست‌هاي ارامنه به قتل مي‌رسيدند. پاپازيان پس از تشريح مفصّل ترورهاي صورت گرفته توسط داشناك‌ها در مقابل ارامنه، تصريح مي‌كند كه داشناك‌ها را فقط مي‌توان با مافياي ايتاليا و يا گانگسترهاي حاضر در آن كشور مقايسه كرد و اعلام مي‌دارد كه اين حزب از سوي افكار عمومي ارمني مورد لعن و نفرين واقع گرديده است.
ترازنامه تحركات تروريستي صورت گرفته توسط حزب داشناك در مقابل ترك‌ها و ارامنه و ايدئولوژي اين حزب به صورت مفصل در كتاب «ميكائيل وارانديان» تشريح شده است. 
ارمني ديگري به نام «اوهانوس آپرسيان» هم در كتاب خود به نام «Men Are Like Tath» (انسان‌ها اينگونه هستند) كه سرگذشت افسري را نقل مي‌كند، به صورت آشكار توضيح مي‌دهد كه داشناك‌ها علاوه بر ترك‌ها، چگونه ظلم‌هايي را بر عليه هم‌نژادان خود صورت مي‌دهند. در اين كتاب، موارد زير در ارتباط با موضوع مورد بحث جاي گرفته است: «... داشناك‌ها ارتشي سوءقصدكننده به نام «Mauserists» (قاتلين حرفه‌اي) در جهت اجراي احكامي كه از سوي قوانين و ارگان‌هاي دادرسي خود صادر مي‌كنند، دارند. اگر حزب قراري جهت كشته شدن فردي را صادر كند، در جهت معين كردن جلّاد آن فرد، يا قرعه‌كشي كرده و يا اين وظيفه را بر عهده يكي از قاتلين حرفه‌اي حزب واگذار مي‌كنند.»
در نتيجه اقدامات حزب داشناك جهت آماده‌سازي، در هر ولايتي شورش‌ها و سوءقصدها روي مي‌داد. مثلاً شورش‌هاي ارامنه در ژوئن 1896 در وان، ژوئيه 1897 و آوريل 1904 در سامسون روي داده و خونريزي‌هايي صورت گرفته بود. باز به همان شكل و با هدف به دست آوردن مداخله دولت‌هاي بيگانه، در تاريخ 26 آگوست 1896 تهاجم به بانك عثماني تحقق يافته بود. پس از سال 1896، تركيه به عرصه فعاليت حزب داشناك تبديل شده بود. در نهايت، داشناك‌ها در 21 ژوئيه 1905 سوءقصدي نسبت به «سلطان عبدالحميد دوم» هنگامي كه وي براي شركت در مراسم «سلام جمعه» رفته بود، ترتيب دادند. در نتيجه انفجار بي‌موقع بمب‌ها در ارابه‌اي كه قرار بود سلطان سوار بر آن شود، سوء قصد با موفقيت همراه نشده بود.
در نتيجه تجسس منازل و محل كار تروريست‌هاي منسوب به كميته در ژوئيه 1905 در شهرهاي «ازمير» و «مانيسا» كه در ارتباط با سوءقصد «ييلديز» بود، طرح‌هاي تخريب عمارت دولتي در ازمير، بانك عثماني، عمارت گمرك، راه‌آهني كه ازمير را به شهرها و استان‌هاي ديگر متصل مي‌كرد، كشف شد. همچنين صدها بمب ساعتي، بمب‌هاي دستي، ديناميت، فشنگ‌هاي سالم، تپانچه و تفنگ‌هايي كه قرار بود در همين راستا مورد استفاده قرار گيرد، كشف و ضبط شد. 
حزب داشناك كه اهميت زيادي به واردات سلاح مي‌داد، شعبه‌هاي خود را تا دور افتاده‌ترين روستاها گسترش داده و با تمام تلاش، سعي در مسلح كردن اعضاي خود داشت. تحت عنوان «تعليماتي جهت دفاع شخصي»، كتابي 64 صفحه‌اي را منتشر كرده بود كه در اصل شامل دستورات حزب و در ارتباط با مسلح شدن و حمله به روستاها بود. 
مقدونيه و ترك‌هاي جوان
داشناك‌ها در جهت تضعيف دولت عثماني و آماده كردن مداخله خارجي در آن كشور، به عشاير آناطولي شرقي و كميته‌هاي مقدونيه متوسل شده و اقداماتي را در جهت همكاري‌هاي لازم صورت دادند. آنها هر چند نتوانستند عشيره‌هاي آناطولي شرقي را به خود جذب كنند، اما در ايجاد همكاري با كميته‌هاي مقدونيه موفقيت‌هايي را به دست آورده بودند. اتحاد ارمني- مقدوني در سال 1898 از سوي «فيليبه»؛ نماينده حزب داشناك در بالكان و «روستوم» ؛ مدير مدرسه ارامنه تحقق يافته بود. بمب‌هايي كه مورد استفاده حزب داشناك قرار مي‌گرفت، از سوي بلغارها آماده مي‌شدند. با كمك «بوريس سارافوف» ، مدرسه‌اي نظامي در مرز بين تركيه- بلغار تشكيل شده بود. «بوگوسيان» كه در ارتش بلغارستان درجه ستواني داشت، با اداره اين مدرسه، تعداد زيادي ارمني را تعليم داد كه آنها، بعدها در حركات انقلابي داشناك در تركيه انجام وظيفه كردند. شهر ژنو يكي ديگر از مراكز اتحاد ارمني- بلغار بود. در ميتينگ‌هايي كه نشريه «پرو ارمنيا» در شهرهاي پاريس، لندن و ميلان تشكيل داده بود، بلغارها و مقدوني‌ها هم حضور داشته‌اند.
كميته‌هاي ارمني با ترك‌هاي جوان (جمعيت اتحاد و ترقي) هم همكاري داشتند. بدون شك هدف مشترك آنها تغيير حاكميت سلطان عبدالحميد دوم بود. بدين ترتيب در اعلان مشروطيت دوم در تاريخ 23 و 24 ژوئيه 1908، كميته‌هاي ارامنه هم يكي از اقليت‌هايي بودند كه به اندازه ترك‌هاي جوان با آنها همكاري كردند. حزب داشناك نيز اعلام كرده بود كه با همكاري با ترك‌هاي جوان، از مشروطيت دفاع خواهد كرد. 
تا سال 1914
حزب داشناك پس از اعلان مشروطيت، تغييرات مشخصي را در برنامه خود داده بود. بر طبق آن، در محدوده دولت عثماني، بر طبق تشكيل يك فدراسيون و خودمختاري محلي و گسترده، آزادي اقتصادي و سياسي به وجود آمده و حكومت مركزي از نمايندگان مردم دمكرات تشكيل شده، خدماتي به غير از سياست خارجي، نظامي، ماليه، گمرك و اداره پست و تلگراف، بر عهده مناطق خودمختار محلي واگذار خواهد شد.
ارمنستان تركيه، به عنوان بخشي از دولت فدراتيو عثماني، در امور داخلي آزاد خواهد بود و امور داخلي مردم اين منطقه با خودمختاري محلي اداره خواهد شد. مركز و همه قوانين و تشكّل‌هاي اداري و امور داخلي منطقه ارمنستان تركيه به صورت برابر و ملي انتخاب خواهد شد و در موضوعات دين، نژاد و جنسيت نيز تبعيض وجود نخواهد داشت.
همانطور كه مشاهده مي‌گردد، هدف اصلي اين برنامه تشكيل ارمنستاني بود كه از قبل تصور مي‌شد. اما اين برنامه به عنوان مشخص سازنده نيّت ارامنه، از سوي حكومت مورد قبول واقع خواهد شد. در حالي كه «هاوانيس سرانگيليان» (وارتكس) نماينده ارمني مجلس، در سخنان خود در مورد اصل 35 قانون اساسي در مجلس گفته بود: «هنگامي كه من از ارزروم انتخاب شدم، برنامه اتحاد و ترقي به آنجا رسيد. گفتند آيا اين را قبول مي‌كنيد. من هم برنامه فرقه داشناك را نشان دادم و گفتم اگر مي‌خواهيد مرا انتخاب كنيد، با اين برنامه انتخاب كنيد.» به غير از آن، «وارتكس سرانگيليان» پيشنهادات خود را در مورد اينكه زبان رسمي و عمومي عثماني تركي باشد، گفته بود: «ما عثماني هستيم. ولي ترك نيستيم. زبان رسمي تركي است. به همان خاطر يك ارمني در همه امور رسمي خود به زبان تركي صحبت مي‌كند. اما زبان و هويت ارمني را فراموش نمي‌كند. اگر مي‌خواهيم حاكميت ملي مشروطيت را پيش ببريم، به رسميت شناختن حقوق همه عناصر لازم و واجب است.» 
بدون شك، هنگامي كه «هاوانس سرانگيليان» اين سخنان را مي‌گفت، قصد داشت به اولين برنامه سوسياليستي- انقلابي داشناك‌ها در سال 1892 را مورد اشاره قرار دهد.
ارامنه از آزادي، عدالت و برابري مشروطيت استفاده كرده و همه حقوق سياسي خود را هم به دست آورده بودند. در اين صورت، ديگر نيازي به ويژگي انقلابي كميته‌هاي ارمني و وجود آنها نبود. اما داشناك‌ها هم همانند كميته‌هاي ديگر ارمني، بي‌كار ننشسته و نسبت به تشكّل يافتن دوباره و ايجاد شعبه‌هاي جديد ادامه مي‌دادند. داشناك‌ها كه از سوسياليسم به عنوان سلاح استفاده مي‌كردند، در گزارش تقديمي خود به «كنگره سوسياليست- انترناسيونال» كپنهاگ در سال 1910 كه به دست « ميكائيل وارانديان»؛ ايدئولوژيست حزب داشناك در 31 صفحه نوشته شده و در همان سال به زبان فرانسوي در ژنو چاپ شده بود، نشان داده بودند كه فعاليت‌هاي حزب داشناك در تركيه تا سال 1908 مخفي بوده و اعضاي كميته هنگام روز در انظار عمومي ظاهر نشده و شب‌ها آموزش ديده و مسلح مي‌شدند. همه اين اعمال، كيفيت انقلابي و سياسي اين حزب را نشان مي‌دهند. 
شكست عثماني در جنگ بالكان در سال 1912 نيز ارامنه را خوشحال كرده بود. ارامنه نسبت به اشغال آناطولي شرقي از سوي روس‌ها و مهاجرت مردم مسلمان از اين منطقه ايمان داشتند. «ژنرال مايئوسكي» كنسول روسيه در شهر «بيتليس»، در گزارش شماره 63 خود كه در 24 دسامبر 1912 به سفير روسيه در استانبول فرستاده بود، اين وضعيت و فعاليت داشناك‌ها را تشريح كرده بود. 
در اواسط ژانويه 1914، دكتر «هاكوب زاوريف» از پيشروان داشناك‌ها كه به نزديكي با وزارت امور خارجه روسيه مشهور بود، با «شفي پرنس تروبتسكوي» مسئول امور شرق وزارت امور خارجه روسيه ملاقات كرده، اطلاعاتي در مورد اصلاحات ارمني روس و وضعيت ارامنه تركيه داده و تضميناتي گرفته بود. بنا به گفته «رنو پيون»: «نزد تزار، ارامنه جاي بلغارها را كه تزار محافظين اصلي آنها بود، گرفته بودند.» 
اكنون داشناك‌ها چند روز قبل از اعلان بسيج عمومي (30 ژوئيه 1914) از سوي دولت عثماني كه در حال ورود به جنگ جهاني اول بود، هشتمين كنگره عمومي خود را در ارزروم و با هدف اينكه در هنگام ورود عثماني به جنگ، چگونه وضعيت خود را سر و سامان خواهند داد، تشكيل دادند. به بيان ديگر آنها در اين موضوع كه چگونه مي‌توانند از پشت به دولت عثماني ضربه زده و آن را تجزيه كنند، به بحث و بررسي نشستند.
يك مناظره
مدتي قبل از ورورد عثماني به جنگ جهاني اول، هشتمين كنگره عمومي حزب داشناكسيتيون در ارزروم كه مركزيت كميته را داشت، برگزار شد و پس از آن ادعاهاي زير مطرح گرديد:
الف) نماينده‌اي از دولت عثماني در جهت ارائه نظرات دولت، در كنگره شركت كرده بود؛
ب) تشكيل كنگره در ماه آگوست و يا پس از آن بود؛
ج) ادعاهايي مختلف در كتاب‌هاي گوناگون وجود دارد مبني بر اينكه كنگره اعلام كرده بود كه ارامنه در مقابل دولت عثماني موضعي مخالف اتخاذ نخواهند كرد. 
اسناد زير برعكس ادعاهايي است كه مطرح مي‌شوند زيرا عدم شركت نماينده يا نمايندگان دولت عثماني در كنگره، عدم برگزاري كنگره در ماه آگوست و يا پس از آن و بلكه تشكيل آن در ژوئيه 1914، صدور قرارهايي مبني بر اينكه ارامنه اقداماتي را بر عليه دولت عثماني صورت خواهند داد را نشان مي‌دهند.
- «دفتر تصميمات» اخذ شده مربوط به هشتمين كنگره عمومي حزب داشناك در سال 1914 در ارزروم؛
- كتابي به نام «آمال و حركات انقلابي ارامنه: قبل و بعد از اعلان مشروطيت» كه از سوي دولت عثماني منتشر شده و در سال 1916 در استانبول به چاپ رسيده است؛
- مقاله‌اي با عنوان «جنگ عمومي و حوالي «موش» در اوايل جنگ 15-1914 روس- ترك» كه از سوي «پاپازيان»؛ نماينده شهر «وان» در مجلس عثماني نوشته شده و در مجموعه‌اي به نام «Vem» كه به زبان ارمني است، منتشر شده است؛
- كتابي به نام”The Turco- Armenian Question: The Turkish Point of View, Published by The National Congress of Turkey”, (Constantinople, 1919)
- گزارش تقديمي حزب داشناكسيتيون به كنگره سوساليست- انترناسيوناليست هامبورگ در مه 1923 به نام Die Ereignisse in Armenian und die Tatigkeit der Armenischer S. R. Partei Daschnaktzutiun 1914- 1923, Bericht, vorgelegtdem Internationalen Sozialistischen Kongre, Hamburg, Mai 1923؛
- كتاب «ائسات اوراس» به نام The Armenians in History and the Armenian Question, (Istanbul, 1988)؛
- نشريه اسناد تاريخي نظامي، شماره 83 (مارس 1987)، سند شماره 1903؛
- كتاب «كريستوفر. ج. والكر» به نام َArmenia: The Survival of a Nation؛
آيا حكومت عثماني در كنگره شركت كرد؟
در صفحات 114 تا 118 كتاب «آمال و حركات انقلابي كميته‌هاي ارمني: قبل و بعد از اعلان مشروطيت» كه در سال‌هاي 17-1916 در استانبول و از طرف دولت عثماني به زبان تركي و فرانسوي چاپ شد، به صورت كامل از كنگره حزب داشناك در ارزروم در سال 1914، شركت كنندگان در كنگره و قرارهاي صادر شده بحث شده است.
اطلاعات آمده در اين صفحات به قرار زير است:
«هشتمين كنگره عمومي كميته داشناكسيتيون انقلابي ارمني»
هشتمين كنگره عمومي كميته داشناكسيتيون در ماه ژوئيه سال 1914 در ارمنستان تشكيل شده بود. دعوت شدگان به كنگره به قرار و ترتيب زير بوده است:
1- اداره شعبه غرب، يك نماينده؛ 2- اداره شعبه شرق، يك نماينده؛ 3- اداره شعبه ارمنستان تركيه، يك نماينده؛
شركت كنندگان از تركيه
4- استانبول و مناطق تابع كميته استانبول، دو نماينده؛ 5- ترابوزان، دو نماينده؛ 6- موش، دو نماينده؛ 7- وان، دو نماينده؛ 8- ارزروم، دو نماينده؛ 9- سيواس، دو نماينده؛ 10- هارپوت، دو نماينده؛ 11- سامسون، دو نماينده؛ 12- آدانا و كميته‌هاي الحاقي، يك نماينده؛ 13- بيروت، يك نماينده؛ 14- ازمير و كميته‌هاي الحاقي، يك نماينده؛ 15- كايسري، يك نماينده؛ 16- دياربكر، يك نماينده؛
شركت كنندگان از قفقاز
17- «مئركاسدان» و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛ 18- «اوسكاناباد» و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛ 19- «مئزكاغاك» و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛
شركت كنندگان از ايران
20- تهران و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛ 21- تبريز و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛
شركت كنندگان از مهاجرين
22- آمريكا و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛ 23- مصر و كميته‌هاي الحاقي، يك نماينده؛ 24- بالكان و كميته‌هاي الحاقي، دو نماينده؛
از روزنامه‌هاي ارگان نشر كميته
25- از هيئت تحريريه روزنامه «تروشاك»، يك نماينده؛ 26- از هيئت تحريريه روزنامه «آزادامارد»، يك نماينده؛
شركت كنندگان از بين دانشجويان
27- از دانشجويان منصوب به فرقه داشناكسيتيون اروپا، يك نماينده؛ 28- از دانشجويان منصوب به فرقه داشناكسيتيون تركيه، يك نماينده؛ 29- از دانشجويان منصوب به فرقه داشناكسيتيون روسيه، يك نماينده؛ 30- بعضي از اعضاي فعال دهلي و كشورهاي خارجي ديگر.
كنگره، از 26 نفر كه حائز رأي مطلق بودند و 4 نفر ديگر كه صلاحيت آنها بر اساس مطالعات صورت گرفته تأييد شده و جمعاً به 30 نفر مي‌رسيد، تشكيل شده بود.
«مسلك سياسي و وضعيت ما در مقابل حكومت ترك» 
سياست فشار و ضديت اقتصادي، اجتماعي و اداري حكومت اتحاد و ترقي نسبت به غيرمسلمانان و خصوصاً ارامنه از گذشته وجو داشته و اكنون نيز ادامه دارد. كنگره عمومي كميته داشناكسيتيون كه خصوصاً تحركاتي جهت به اجرا گذاشتن اصلاحات ساختگي و فريبكارانه و برنامه‌اي كه اتحاد و ترقي در پيش گرفته است را مورد توجه قرار داده و موضع مخالف در مقابل حكومت اتحاد و ترقي اتخاذ كرده و قراري را در مورد نقد سياست و برنامه اين جمعيت و مجادله شديد در مقابل اين تشكيلات و مبارزه با آن را صادر كرده بود.
در هر حال، منصوبين به كميته به غير از مسائل و نكات عمومي، به دولت مراجعه نخواهند كرد و به غير از موارد ذكر شده، هيچ تماسي با دولت برقرار نخواهند كرد.
از تصميمات عمومي در مورد مسئله نظامي:
اقداماتي در جهت تشكيل نگهبانان روستاها در مناطق ارمني و مسلح شدن به سلاح‌هاي دولتي، ورود گسترده ارامنه در بين ژاندارم‌ها و افزايش تعداد آنها؛ و بدين صورت، مساعد و امن شدن وضعيت در مناطقي كه ارامنه در آنها زندگي مي‌كنند، صورت خواهد گرفت.
تصميماتي در مورد مسئله «دفاع شخصي» :
پس از اخذ رأي و نظرات همه شعبه‌هاي كميته در مورد مسئله دفاع شخصي، كنگره تصميمات زير را گرفته بود:
1- صرف همه مساعي كميته در اين خصوص از اين سال به بعد؛
2- گسترده و نيرومند كردن تشكيلات منطقه‌اي با استفاده از پول و ابزار ديگري كه به اين منظور گردآوري خواهد شد؛
3- براي رسيدن به هدف فوق، تشكيل مركزي عمومي متشكل از 5 نفر كه صرفاً به امور دفاع شخصي اشتغال خواهند داشت.
نكته: در مورد شكل تشكيل اين هيئت، مجلس عمومي قرار ديگري را صادر خواهد كرد


منبع:
TÜRK- ERMENİ İHTİLAFI, MAKALELER, Editör: Prof. R. Hikmet ÖZDEMİR, TBMM Kültür, Sanat ve Yayın Kurulu, Nisan 2007, ss 77-93

 

موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران